به گزارش «فروردین امروز»، رفتگران طبیعت قزوین نزدیک به ۱۳سال است که به باراجین، جاده بهرامآباد، رشتقون و دیگر مناطق گردشگرپذیر استان میروند؛ نه برای قدمزدن و تماشای طبیعت، بلکه برای جمعکردن آنچه دیگران پس از رفتن خود باقی گذاشتهاند.
آمار فعالیت این گروه کم نیست: نزدیک به ۲هزار عضو، ۱۶۹برنامه پاکسازی و گاه صدها کیلوگرم زباله در یک برنامه چندساعته. با این همه، مسئله همچنان پابرجاست؛ زیرا جمعکردن زباله، آخرین حلقه زنجیرهای است که از رفتار شهروندان آغاز میشود و باید به آموزش، زیرساخت، جمعآوری اصولی، تفکیک و بازیافت برسد.
۱۶۹بار پاکسازی؛ مسئله همچنان باقی است
«ناصر کاکاوند»، فعال محیطزیست و عضو فعال گروه رفتگران طبیعت در قزوین، میگوید این مجموعه فعالیت خود را در سطح کشور از سال ۱۳۹۱ و با ابتکار «کاظم نجاریون» آغاز کرد. برنامههای پاکسازی در قزوین نیز از شهریور سال ۱۳۹۲ بهصورت جدی شکل گرفت و اکنون نزدیک به ۲هزار نفر عضو این گروه هستند.
کاکاوند از سال ۱۳۹۳ به این حرکت پیوسته و تاکنون توسط گروه رفتگران طبیعت، ۱۶۹برنامه پاکسازی در مناطق مختلف استان اجراشده است.
او سرمایه اصلی رفتگران طبیعت را اعتماد عمومی میداند: «مردم به ما اطمینان دارند؛ چون میدانند نه به دنبال منفعت مالی هستیم و نه فعالیت سیاسی میکنیم. حتی برای پیشبرد برنامهها از جیب خودمان هزینه میکنیم.»
به اعتقاد او، رمز اثرگذاری برنامههای محیطزیستی در استمرار آنهاست. تجربه پاکسازیهای متوالی در ایام محرم سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ نشان داد که تداوم حضور و آموزش میتواند حجم زباله رهاشده در معابر را کاهش دهد.
کاکاوند میگوید: «حرکتی که مقطعی باشد، به جایی نمیرسد. هدف اصلی ما فقط جمعکردن زباله نیست؛ میخواهیم مردم یاد بگیرند پسماند خود را در طبیعت رها نکنند و تفکیک از مبدأ را جدی بگیرند.»
بااینحال، وقوع جنگ، فاصله افتادن میان برنامهها، فشارهای اقتصادی و گرفتاریهای روزمره، میزان مشارکت را کاهش داده است. پیشتر برنامههای پاکسازی هر دو یا سه هفته یکبار برگزار میشد، اما اکنون فاصله میان آنها افزایش یافته است.
تمرکز اصلی گروه همچنان بر مناطقی مانند بوستان باراجین و جاده بهرامآباد است؛ نقاطی که رفتوآمد گردشگران در آنها بیشتر است و اثر رهاسازی زباله با وضوح بیشتری دیده میشود.
حجم زبالههای جمعآوریشده نیز نشان میدهد مسئله را نمیتوان با چند توصیه اخلاقی کوچک دانست. در یکی از برنامههای پاکسازی منطقه رشتقون، اعضای گروه تنها در چند ساعت ۲۸۰کیلوگرم زباله جمع کردند.
زبالهها را جمع میکنیم؛ مخزنی وجود ندارد
مشکل رفتگران طبیعت با پرشدن کیسههای زباله تمام نمیشود. بسیاری از برنامهها خارج از محدوده شهری برگزار میشوند؛ جایی که مخزن یا سازوکار مشخصی برای تحویل پسماند وجود ندارد.
کاکاوند میگوید اعضای گروه ناچارند زبالههای جمعآوریشده را به مخازن داخل شهر منتقل کنند. در گذشته دهیاری زرشک برای انتقال زبالهها وانت در اختیار گروه قرار میداد، اما چنین همکاریهایی به یک رویه پایدار و فراگیر تبدیل نشده است.
او مطالبه اصلی فعالان محیطزیست را نه دریافت کمک مالی، بلکه همکاری عملی دستگاههای مسئول در مدیریت پسماند میداند؛ همکاریای که از تأمین وسیله انتقال زباله آغاز میشود و باید تا آموزش، تفکیک و بازیافت ادامه پیدا کند.
کاکاوند همچنین از تشریفات اداری پیچیده برای ورود فعالان محیطزیست به مدارس انتقاد دارد. به اعتقاد او، بخشی از بودجه و اختیارات حوزه پسماند باید صرف آموزش چهرهبهچهره کودکان در مقاطع پیشدبستانی و ابتدایی شود؛ زیرا تغییر رفتار کودک میتواند به اصلاح سبک زندگی خانواده منجر شود.
یک اعتراض مدنی با کیسه زباله
برای اعضای این گروه، پاکسازی طبیعت فقط خمشدن و برداشتن بطری و لیوان یکبارمصرف نیست. آنها حضور خود را نوعی آموزش عمومی و اعتراض به بیمسئولیتی میدانند.
«سمانه صالحی» که سالها در برنامههای پاکسازی حضور داشته، از واکنشهای متفاوت مردم میگوید: «خیلیها با تعجب نگاه میکنند و میپرسند کارمند شهرداری هستیم یا نه. چند بار هم دیدهام پدر یا مادری به فرزندش گفته زباله را روی زمین بیندازد، چون رفتگران آن را جمع میکنند.»
در مقابل، خانوادههایی نیز پس از مشاهده فعالیت داوطلبان، خودشان کیسهای برداشته و به جمعآوری زبالهها پیوستهاند.
صالحی این کار را «اعتراض مدنی به بیمسئولیتی شهروندان» توصیف میکند: «همین که خانوادهای بعد از دیدن ما دستبهکار شود و کیسهای بردارد، یعنی توانستهایم اثر بگذاریم.»
«مهرداد فخیمی»، یکی از شهروندانی که فعالیت گروه را در بوستان باراجین دیده است، تجربه مشابهی دارد. او میگوید: «اوایل هم تعجب میکردم و هم شرمنده میشدم که چرا این افراد باید زباله دیگران را جمع کنند. حالا وقتی به پارک میروم، ناخودآگاه بیشتر مراقبم چیزی از من جا نماند.»
این تغییر کوچک شاید مهمترین دستاورد رفتگران طبیعت باشد؛ اینکه شهروندی پیش از رهاکردن زباله، برای چند لحظه به مسئولیت خود فکر کند.
پلاستیکی که به سفره ما بازمیگردد
«زهره بابایی»، مدیر کانون تسهیلگران آموزش و پژوهش محیطزیست استان قزوین، معتقد است شهروندان باید نسبت به پیامدهای رهاسازی پسماند در طبیعت آگاهی بیشتری پیدا کنند.
او هشدار میدهد پلاستیکی که در بیابان، جنگل و دیگر عرصههای طبیعی رها میشود، ناپدید نمیشود و در نهایت از مسیر زنجیره غذایی به زندگی انسان بازمیگردد.
بابایی همچنین از کاهش شمار تشکلهای فعال محیطزیستی در استان انتقاد میکند و میگوید این تشکلها میتوانند بازوی توانمند دستگاههای اجرایی باشند، اما در عمل همکاری مؤثری با آنها شکل نگرفته است.
به گفته او، محیطزیست نباید در انتهای فهرست اولویتها قرار گیرد؛ زیرا سلامت جسم و روان، کیفیت زندگی و بسیاری از مسائل اجتماعی به هوای پاک، آب سالم و محیطزیستی پایدار وابسته است.
او تأکید میکند تشکلهای مردمنهاد فقط برگزارکننده برنامههای پاکسازی نیستند. این مجموعهها میتوانند در آموزش شهروندان، انتقال مطالبات عمومی، پایش عملکرد دستگاهها و طراحی برنامههای محلی مدیریت پسماند نقش داشته باشند.
نادیدهگرفتن این ظرفیت، به گفته بابایی، تنها بیتوجهی به چند گروه داوطلب نیست؛ بلکه از دست دادن بخشی از سرمایه اجتماعی استان در حوزه محیطزیست است.

سطل زباله هست؛ زباله هم هست
نبود مخزن و زیرساخت، بخشی از مشکل است، اما همه آن نیست. «حمیرا کرباسی»، مدیرعامل انجمن حامیان عشق، ضعف زیرساخت و فرهنگ عمومی را دو عامل اصلی رهاسازی زباله در طبیعت میداند.
او میگوید در برخی مناطق، اساساً مخزن زباله برای شهروندان و گردشگران تعبیه نشده است؛ اما حتی در مکانهایی که سطل زباله وجود دارد، بیتوجهی عمومی همچنان به تولید آلودگی منجر میشود.
کرباسی معتقد است اگر شهروندی بداند زباله رهاشده چه آسیبی به حیوانات و عرصههای طبیعی وارد میکند، در نبود سطل نیز پسماندش را با خود بازمیگرداند. به همین دلیل، آموزش باید در مرکز برنامههای محیطزیستی قرار گیرد.
تجربه پاکسازی محدوده امامزاده باراجین نمونه روشنی از این مسئله است. به گفته کرباسی، این محدوده تنها دو روز پس از پاکسازی دوباره با حجم زیادی از زباله روبهرو شد؛ درحالیکه سطل زباله نیز در محل وجود داشت.
او درباره وضعیت مناطقی مانند «کهنهباغستان» نیز میگوید نبود زیرساخت، ضعف فرهنگسازی و نظارت ناکافی بر رستورانهای حاشیه جاده، این مناطق را به کانونهای آلودگی تبدیل کرده است.
کرباسی کاهش سرمایه و اعتماد اجتماعی نسبت به دولت در یک سال اخیر را نیز بر این وضعیت مؤثر میداند؛ عاملی که به اعتقاد او، همکاری شهروندان و نهادهای مسئول را دشوارتر کرده است.
دو درصد بازیافت؛ عددی شبیه شکست
در انتهای این زنجیره، عددی قرار دارد که ابعاد ضعف مدیریت پسماند را روشنتر میکند. «محمود داوران»، دکترای برنامهریزی شهری، میگوید در قزوین تنها دو درصد زبالهها بازیافت میشود.
به اعتقاد او، وقتی سهم بازیافت تا این اندازه پایین است، نمیتوان از وجود یک زنجیره منسجم در مدیریت پسماند سخن گفت. داوران این وضعیت را «شکستی قطعی و قابلتوجه برای مدیریت شهری» توصیف میکند.
او معتقد است مدیریت پسماند و بازیافت به برنامهای همهجانبه و همکاری تمام نهادهای مسئول نیاز دارد و هیچ دستگاه یا تشکلی بهتنهایی نمیتواند این چرخه را اصلاح کند.
داوران درعینحال نگاهی انتقادی به عملکرد تشکلها دارد. به گفته او، پاکسازیهای داوطلبانه اگر در چارچوب برنامهای منسجم و مطالبهگرانه قرار نگیرند، ممکن است به اقداماتی مقطعی یا تبلیغاتی محدود شوند.
او میگوید تشکلها زمانی میتوانند اثرگذاری پایداری داشته باشند که براساس برنامهای مشخص از مسئولان مطالبهگری کنند، همکاری دستگاهها را به دست آورند و از حمایت گسترده شهروندان برخوردار شوند.
طبیعت را نمیتوان تا همیشه جارو کرد
فعالیت رفتگران طبیعت، تصویری روشن از ظرفیت شهروندانی است که بدون منفعت شخصی برای حفظ محیطزیست وقت و هزینه صرف میکنند؛ اما همین فعالیتها، خلأهای موجود در مدیریت پسماند را نیز آشکارتر میسازد.
داوطلبان میتوانند زبالههای باراجین، رشتقون و جاده بهرامآباد را جمع کنند، اما نمیتوانند بهتنهایی جای آموزش عمومی، زیرساخت مناسب، نظارت بر واحدهای حاشیه جاده، همکاری دستگاهها و یک چرخه واقعی بازیافت را بگیرند.
تا زمانی که زبالهریختن سادهتر از مسئولیتپذیری باشد و پاکسازی طبیعت به چند گروه داوطلب سپرده شود، کیسههای رفتگران دوباره پر خواهد شد.
موفقیت واقعی این گروه، شکستن رکورد جمعآوری ۲۸۰کیلوگرم زباله نیست؛ موفقیت روزی است که رفتگران طبیعت از باراجین و رشتقون با کیسههای خالی بازگردند، چون دیگر چیزی برای جمعکردن باقی نمانده است.


