میدری از اصلاح یارانهها، صندوقهای بازنشستگی و قیمتها گفت، اما تصویر روشنی از «نقطه پایان» ارائه نداد. پرسش اصلی بیپاسخ ماند: این اصلاحات قرار است کشور را به کجا برساند؟ وقتی سیاستها عمدتاً بر کاهش التهاب بازار و آرامسازی روانی جامعه متمرکز میشوند، خطر آن است که مسئله اصلی، یعنی فقدان برنامه جامع توسعه اجتماعی و اقتصادی، پشت واژههای فنی پنهان بماند.
البته باید منصف بود؛ وزیر رفاه وارث انبوهی از بحرانهای ساختاری است و در چارچوب دولتی عمل میکند که دستش در تصمیمهای کلان چندان باز نیست. اما همین جایگاه، مسئولیت او را سنگینتر میکند. جامعه امروز، صرفاً به توزیع عادلانهتر فقر قانع نیست؛ انتظار دارد نشانهای از تغییر مسیر ببیند. بازگشت به نسخههای قدیمی، هرچند موقتاً آرامش میآورد، ولی آیندهای متفاوت را تضمین نمیکند.


