در آستانه برگزاری انتخابات مجلس یازدهم در گفتوگو با دو فعال سیاسی و فرهنگی قزوین این پرسش را با آنان در میان گذاشتیم که چرا زنان مشارکت کمتری نسبت به مردان در رخدادهای سیاسی از جمله حضور در عرصه انتخابات به عنوان «کاندیدا» دارند و چه تحولاتی باید رخ دهد که زنان نیز سهم خود را در این نقش آفرینی بیابند.
از باور عمومی تا ضرورت تغییر ساختار مردانه
یک عضو شورای شهر قزوین در این باره با بیان اینکه، شرایط فرهنگی اجتماعی برای حضور زنان به رغم همه پیشرفتهایی چند سال اخیر، همچنان فراهم نیست، به «فروردین امروز» میگوید: باور عمومی این است که زنان در عرصههایی چون سیاست که در ایران مردانه تعریف میشود، توفیق چندانی ندارند. برهمین اساس زنان توانمندی که در این عرصه هستند یا خوب شناسایی و معرفی نمیشوند و یا نگاه سنتی گذشته نمیتواند بپذیرد که آنان در عرصههای جدی و جدید حضور موفقی دارند.
مهدیه سادات قافله باشی میافزاید: زنانی که در این حوزه پیشتاز هستند و حضورشان در عرصه سیاسی منوط به کسب قدرت و حضور در این مجامع چون پارلمان است معمولا به آنان توسط زنان و البته جامعه مردان انگ قدرت طلبی و تمامیت خواهی زده میشود و با اینگونه برخوردها به عقب رانده میشوند، اما برای مردان اینگونه نیست.
او اضافه میکند: بافت در هم پیچیده شهر سنتی و مذهبی مثل قزوین و نیز تجربه تاریخی عدم استقبال از حضور و همچنین عدم باور نسبت به موفقیت زنان در عرصههای سیاسی، از جمله عواملی هستند که زنان را از کاندیدا شدن در عرصه سیاسی و سختی مثل نمایندگی مجلس بازمیدارد. شاید این باور در مورد شورای شهر و عرصههای اجتماعیتر اینگونه نباشد و حضور زنان در این شورا معمولا اقبال بیشتری دارد و تعداد نامزدهای زنان در این عرصه را نیز بیشتر و جدیتر میبینیم.
این فعال سیاسی اصلاحطلب تاکید میکند: نمیتوانیم بگوییم که در حال حاضر زنان ایرانی اصلا در ساختار قدرت حضور ندارند، اما شاید این تعریف، تعریف درستی باشد که حضور زنان در عرصه سیاست یک گام به پیش و دو گام به عقب است. متاسفانه ایران، جزو کشورهایی است که ضعیفترین کشور در حوزه شکاف جنسیتی در حوزه سیاسی و اقتصادی تعریف میشود. اگر سهم زنان در پارلمان یا مدیریتهای اجرایی را نگاه کنید، ایران به لحاظ ایجاد فرصتهای برابر بین زنان و مردان، جایگاه قابل قبولی ندارد. با وجود آنکه زنان در چهل سال گذشته حضور پر رنگی در عرصههای دانشگاهی، اجتماعی و فرهنگی و حتی مدیریتی و پارلمانی داشته و دارند، اما این حضورهای تک نفره گرچه موفق بوده است، ولی زنان نتوانستند از جایگاههای خُرد به جایگاههای کلان حوزه سیاست دست یابند.
قافله باشی درباره اینکه، چه تحولاتی باید رخ دهد که زنان نیز سهم خود را در این نقش آفرینی بیابند؛ تصریح میکند: حضور زنان در عرصههای مختلف باید به لحاظ روانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراهم شود. احزاب باید در جهت حضور پررنگ زنان تلاش کنند، حتی اگر تبعیض مثبت جنسیتی در ابتدای امر به کار گرفته شود یا سهمیهبندیهای جنسیتی تا رسیدن به عدالت مورد نظر. زنان و مردان دو بال توسعه هستند و نمیتوان این دو را نادیده گرفت و نگاه صرفا تشریفاتی به زنان داشت و جنس دیگری برای آنان تصمیم بگیرد که با این حجم از زنان تحصیلکرده عملا چنین مسالهای نیز امکانپذیر نیست.
او همچنین خاطرنشان کرد: زنان برای حضور در این عرصهها نیاز به تمرین و ممارست دارند؛ هرچند تاکنون نیز حضور تک نفره موفقی در عرصههای مختلف داشتهاند، اما به نظر من باید ساختار مردانه حاکمیت و باور عمومی بپذیرد که توسعه و رشد ایران با حضور توام مردان و زنان ممکن است و نمیتوان با حذف یا کمرنگ کردن یکی، به این توسعه دست یافت.
جامعه مردسالار، مانعی برای مشارکت زنان
یک فعال فرهنگی اما از زاویه دیگری به این موضوع نگاه میکند. زهرا عبداللهی معتقد است: زنان در طول تاریخ همیشه در فعالیتهای اجتماعی با رویکردهای مثبت و منفی حضور داشتهاند، در زمان تحریم تنباکو زنان پای کار آمدند و به فتوای میرزای شیرازی قلیانها را شکستند که نمونهای از نقشآفرینی زن ایرانی با محدودیتهای خاص زمان خودش است یا «قرهالعین» برادرزاده و عروس شهید ثالث، زنی بود که با حمایت خانوادهاش در قزوین به رشد قابل توجهی در علوم دینی دست یافت، اما در نهایت به فرقه بابیه پیوست و در شهادت عمویش شهید ثالث نیز دخالت داشت.
او به «فروردین امروز» میگوید: در سالهای منتهی به انقلاب؛ زنان در صحنه حضور پررنگی داشتند و با پیروزی انقلاب این حضور در عرصههای مختلف به ویژه مسندهای مدیریتی جلوهگر شد؛ ضمن اینکه از دیدگاه اسلام نیز میان مرد و زن در فعالیتهای متنوع، با در نظر گرفتن چارچوبهایی همچون حجاب و عفاف تفاوتی وجود ندارد.
سردبیر خبرگزاری ایسنا در قزوین درباره علت عدم نقشآفرینی زنان در عرصههای مدیریتی و تصمیمسازی جامعه میافزاید: یکی از دلایلی که سبب شده که زنان به عنوان مدیر، مسئول یا حتی کاندیدای مجلس حضور کمرنگی در عرصههای مختلف داشته باشند این است که زن نسبت به مرد روحیه لطیفتر و حساستری دارد؛ لذا رغبت کمتری برای حضور در فعالیتهایی مانند نمایندگی مجلس که شب و روز نمیشناسد و حجم سنگین و سختی از مسئولیت را دارد، نشان میدهد.
عبداللهی با اشاره به نگاه جامعه به زنان، اضافه میکند: نگاه جامعه مردسالار که زن را مسئول امور خانه میداند و معتقد است حضور زن در جامعه حتی در مسئولیتهای کوچک به وظایف او در خانه خلل وارد میکند، یکی از موانع پیش روی زنان برای این نقشآفرینی است، البته در قشر محدودی از تحصیلکردههای جامعه چنین نگاهی تا حدودی از بین رفته، اما این تفکر در فرهنگ و تفکر عموم مردم همچنان وجود دارد.
او همچنین خاطرنشان میکند: اگر قرار باشد تغییری ایجاد شود که زنان در حوزههای مختلف مشارکت بیشتری داشته باشند ابتدا باید از خودشان شروع کرده و تواناییها و استعدادهایشان را بشناسند و قدرت مقابله با عرف جامعه و سنتهایی را داشته باشند که گاه حتی با دین هم مغایر است.


