محمدعلی احمدی، مدرس علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) درخصوص اینکه فضای قزوین سیاسی است یا سیاستزده به «فروردین امروز» میگوید: برای بررسی موضوع ابتدا باید دانست که منظور از سیاسی بودن و سیاست زدگی چیست تا براساس این دو مولفه بتوان فضای شهر قزوین را تحلیل کرد.
او با بیان اینکه سیاسی بودن یک فضا از یک تعریف ساده برخوردار است، توضیح میدهد: وقتی یک فضا سیاسی اطلاق میشود که شهروندان در آن نسبت به مداخله در امور مربوط به اداره کشور یا تاثیرگذاری بر آن از طریق کنش هدفمند فردی یا جمعی دست به اقدام میزنند و از انگیزه لازم در این زمینه برخوردارند.
او در ادامه میافزاید: اما ارائه تعریف از سیاستزدگی به این سادگی نیست؛ سیاست زدگی معلول نبود تفکیک ساختاری است و ممکن است در پی آغشتگی تمام امور به سیاست پدید آید، دراین حالت به تمامی حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از دریچه سیاسی نگاه می شود و این خود میتواند منجر به آسیب به حوزههای یاد شده شود.
این مدرس دانشگاه در ادامه این نکته را یادآوری میکند که امروز برخی اندیشمندان با تاکید بر امر سیاسی، تمامی حوزههای اجتماعی را سیاسی دانسته و با نقد بر لیبرالیسم، فرآیند سیاستزدایی از جوامع را مورد نقد قرار میدهند.
احمدی تحلیل می کند: سیاسی دیدن تمام حوزه ها، جدای از سیاستزدگی است و این خود نقدی بر سیاست زدایی است که منفک از سیاست زدگی نیز است.
با این پیش فرضها، این مدرس دانشگاه در خصوص فضای شهر قزوین معتقد است: این شهر در طول تاریخ و به ویژه به صورت جدی تر از سالهای منتهی به انقلاب مشروطه به این سو، از فضایی کاملا سیاسی برخوردار بودهاست و افراد و جریانهای بسیاری را میتوان نام برد که در این دوره چه در قالب حکومت و چه در قامت اپوزیسیون به کنش سیاسی مبادرت داشتهاند.
او در ادامه به نقش سیاسی قزوین در طول تاریخ اشاره میکند: موج دوم مشروطه خواهی، فتح تهران به دست مشروطه طلبان، سالهای منتهی به قدرت گرفتن رضاخان، جنبش ملی نفت ایران، انقلاب ۵۷ و تحولات پس از آن و همچنین شکلگیری جریانها و تشکلهای سیاسی تاثیرگذار چه در سطح مشروطه یا پس از آن، همگی حکایت از فضای این شهر در طول تاریخ تا به امروز داشتهاست.
قزوین؛ سیاسیترین شهر ایران
احمدی، قزوین را یکی از سیاسیترین شهرهای ایران میداند و معتقد است: قزوین از جمله شهرهایی است که تاکنون پذیرای جریانهای فکری سیاسی مختلف و متفاوتی بودهاست؛ از جریانهای اسلامگرا گرفته تا سازمانها و گروههای ملیگرا و چپ که فضای سیاسی قزوین را تحت تاثیر قرار دادهاند.
این نویسنده حوزه سیاست معتقد است: اگر قزوین امروز را با تاریخ خود در این زمینه مقایسه کنم باید بگویم که فضای سیاسی قزوین در دهههای۸۰ و۹۰ از پتانسیلهای تاریخی خود فاصله گرفتهاست و یکی از دلایل مهم در این زمینه که البته مختص به قزوین هم نیست،انفعال سیاسی نسل جدید است که در این دو دهه دوره نوجوانی یا جوانی خود را میگذارنند.
احمدی، مهمترین دلیل چنین امری را گسترش و توسعه روزافزون وسائل ارتباط جمعی و تحول و انقلاب در فناوری اطلاعات میداند که کنشها و کنترلهای سیاسی را بیشتر به فضای مجازی کشانده و از حالت مستقیم خارج کردهاست.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه نتیجه این نوع تاثیرگذاری در فضای شهری قزوین باعث شدهاست که جوانهای امروز دیگر مانند گذشته دست به کنش سیاسی مستقیم نمیزنند و انگیزه آنها بسیار کمتر از نسلهای پیشینشان است.
احمدی، با نگاهی به جمعیت فعال سیاسی در قزوین این موضوع را تایید میکند که فعالان این عرصه نسلی هستند که دیر یا زود آنها هم پا به سن میگذارند که برای فضای شهر قزوین دو نتیجه در برخواهد داشت.
این نویسنده حوزه سیاست ادامه میدهد: نتیجه اول اینکه فضای شهر را به سمت سیاست زدایی سوق دادهاست که دراصطلاح سیاسی درچنین شرایطی گفته میشود که جامعه از ویژگی آگونیستیک (تعارض و رقابت) فاصله گرفتهاست و چنین امری تحرک سیاسی را با چالش جدی مواجه میکند.
احمدی معتقد است که تحرک سیاسی، گردش نخبگان را در پی دارد و نبود حاشیه امنیت برای مدیران سیاسی، آنها را به مسئولانی پاسخگو و به دور از خودرایی تبدیل میکند.
این مدرس دانشگاه، یکی از بحثهای جدی برای رسیدن به دموکراسی را استفاده مثبت از تعارضات و تضادهایی میداند که در جوامع بشری وجود دارد. او توضیح می دهد: این تضادها اگر در مسیری صحیح، مسائل سازنده ایجاد کند، اصلیترین پتانسیل جوامع امروزی برای رسیدن به دموکراسی خواهد بود.
احمدی، برای داشتن فضای سیاسی شاداب مردم به ویژه نسل جوان بر این اعتقاد است که میبایست نسل جوان در عرصه های قابل دسترس و در تصمیم گیریهای سیاسی، مشارکت و حضور مستقیم داشتهباشند و یا با کنشهای منطقی این تصمیمات را تحت تاثیر قرار داده و در مسیر درست قرار دهند. او تصریح میکند که اگر سوالی مطرح نشود، پاسخی هم در کار نخواهد بود و این نتیجه دوم را در برخواهد داشت.
احمدی میافزاید: وقتی انفعال سیاسی بالا میگیرد آن وقت تصمیم ها تنها از یک کانال و بدون هیچ بازخواستی گرفته میشود؛ یعنی اینکه تمامی حوزهها تحت تاثیر بلامنازع یک عرصه قرار میگیرد و این خود پایه و اساس سیاستزدگی است.
او در ادامه میگوید: باید به این موضوع توجه کرد که خطر سیاستزدگی تنها متوجه عرصههای غیر سیاسی نیست؛ بلکه حوزه سیاست نیز با فراهم آمدن زمینه ورود نیروهای غیرمتخصص به شدت آسیب خواهد دید و تجربه نشان دادهاست هیچ نظمی بدون نظارت بیرونی به سامان نمی رسد.
احمدی بر این اعتقاد است که سیاستزدگی در قزوین تنها ریشه در بیمیلی سیاسی مردم نداشته و عامل موثر دیگر سرخوردگی سیاسی، در پی نبود امکان حضور نیروهای جوان در عرصه مدیریت سیاسی شهری است.
او در پایان میگوید: شادابی سیاسی دوباره به قزوین باز میگردد و زمانی آن را به گذشته تاریخی خود پیوند میزند که این مسائل به دقت و با وسواس بررسی و با حسن نیت برطرف شود، در غیر این صورت شهری مانند قزوین پس از این، فضای سیاسی بیگانهای را تجربه میکند.
او با بیان اینکه سیاسی بودن یک فضا از یک تعریف ساده برخوردار است، توضیح میدهد: وقتی یک فضا سیاسی اطلاق میشود که شهروندان در آن نسبت به مداخله در امور مربوط به اداره کشور یا تاثیرگذاری بر آن از طریق کنش هدفمند فردی یا جمعی دست به اقدام میزنند و از انگیزه لازم در این زمینه برخوردارند.
او در ادامه میافزاید: اما ارائه تعریف از سیاستزدگی به این سادگی نیست؛ سیاست زدگی معلول نبود تفکیک ساختاری است و ممکن است در پی آغشتگی تمام امور به سیاست پدید آید، دراین حالت به تمامی حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از دریچه سیاسی نگاه می شود و این خود میتواند منجر به آسیب به حوزههای یاد شده شود.
این مدرس دانشگاه در ادامه این نکته را یادآوری میکند که امروز برخی اندیشمندان با تاکید بر امر سیاسی، تمامی حوزههای اجتماعی را سیاسی دانسته و با نقد بر لیبرالیسم، فرآیند سیاستزدایی از جوامع را مورد نقد قرار میدهند.
احمدی تحلیل می کند: سیاسی دیدن تمام حوزه ها، جدای از سیاستزدگی است و این خود نقدی بر سیاست زدایی است که منفک از سیاست زدگی نیز است.
با این پیش فرضها، این مدرس دانشگاه در خصوص فضای شهر قزوین معتقد است: این شهر در طول تاریخ و به ویژه به صورت جدی تر از سالهای منتهی به انقلاب مشروطه به این سو، از فضایی کاملا سیاسی برخوردار بودهاست و افراد و جریانهای بسیاری را میتوان نام برد که در این دوره چه در قالب حکومت و چه در قامت اپوزیسیون به کنش سیاسی مبادرت داشتهاند.
او در ادامه به نقش سیاسی قزوین در طول تاریخ اشاره میکند: موج دوم مشروطه خواهی، فتح تهران به دست مشروطه طلبان، سالهای منتهی به قدرت گرفتن رضاخان، جنبش ملی نفت ایران، انقلاب ۵۷ و تحولات پس از آن و همچنین شکلگیری جریانها و تشکلهای سیاسی تاثیرگذار چه در سطح مشروطه یا پس از آن، همگی حکایت از فضای این شهر در طول تاریخ تا به امروز داشتهاست.
قزوین؛ سیاسیترین شهر ایران
احمدی، قزوین را یکی از سیاسیترین شهرهای ایران میداند و معتقد است: قزوین از جمله شهرهایی است که تاکنون پذیرای جریانهای فکری سیاسی مختلف و متفاوتی بودهاست؛ از جریانهای اسلامگرا گرفته تا سازمانها و گروههای ملیگرا و چپ که فضای سیاسی قزوین را تحت تاثیر قرار دادهاند.
این نویسنده حوزه سیاست معتقد است: اگر قزوین امروز را با تاریخ خود در این زمینه مقایسه کنم باید بگویم که فضای سیاسی قزوین در دهههای۸۰ و۹۰ از پتانسیلهای تاریخی خود فاصله گرفتهاست و یکی از دلایل مهم در این زمینه که البته مختص به قزوین هم نیست،انفعال سیاسی نسل جدید است که در این دو دهه دوره نوجوانی یا جوانی خود را میگذارنند.
احمدی، مهمترین دلیل چنین امری را گسترش و توسعه روزافزون وسائل ارتباط جمعی و تحول و انقلاب در فناوری اطلاعات میداند که کنشها و کنترلهای سیاسی را بیشتر به فضای مجازی کشانده و از حالت مستقیم خارج کردهاست.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه نتیجه این نوع تاثیرگذاری در فضای شهری قزوین باعث شدهاست که جوانهای امروز دیگر مانند گذشته دست به کنش سیاسی مستقیم نمیزنند و انگیزه آنها بسیار کمتر از نسلهای پیشینشان است.
احمدی، با نگاهی به جمعیت فعال سیاسی در قزوین این موضوع را تایید میکند که فعالان این عرصه نسلی هستند که دیر یا زود آنها هم پا به سن میگذارند که برای فضای شهر قزوین دو نتیجه در برخواهد داشت.
این نویسنده حوزه سیاست ادامه میدهد: نتیجه اول اینکه فضای شهر را به سمت سیاست زدایی سوق دادهاست که دراصطلاح سیاسی درچنین شرایطی گفته میشود که جامعه از ویژگی آگونیستیک (تعارض و رقابت) فاصله گرفتهاست و چنین امری تحرک سیاسی را با چالش جدی مواجه میکند.
احمدی معتقد است که تحرک سیاسی، گردش نخبگان را در پی دارد و نبود حاشیه امنیت برای مدیران سیاسی، آنها را به مسئولانی پاسخگو و به دور از خودرایی تبدیل میکند.
این مدرس دانشگاه، یکی از بحثهای جدی برای رسیدن به دموکراسی را استفاده مثبت از تعارضات و تضادهایی میداند که در جوامع بشری وجود دارد. او توضیح می دهد: این تضادها اگر در مسیری صحیح، مسائل سازنده ایجاد کند، اصلیترین پتانسیل جوامع امروزی برای رسیدن به دموکراسی خواهد بود.
احمدی، برای داشتن فضای سیاسی شاداب مردم به ویژه نسل جوان بر این اعتقاد است که میبایست نسل جوان در عرصه های قابل دسترس و در تصمیم گیریهای سیاسی، مشارکت و حضور مستقیم داشتهباشند و یا با کنشهای منطقی این تصمیمات را تحت تاثیر قرار داده و در مسیر درست قرار دهند. او تصریح میکند که اگر سوالی مطرح نشود، پاسخی هم در کار نخواهد بود و این نتیجه دوم را در برخواهد داشت.
احمدی میافزاید: وقتی انفعال سیاسی بالا میگیرد آن وقت تصمیم ها تنها از یک کانال و بدون هیچ بازخواستی گرفته میشود؛ یعنی اینکه تمامی حوزهها تحت تاثیر بلامنازع یک عرصه قرار میگیرد و این خود پایه و اساس سیاستزدگی است.
او در ادامه میگوید: باید به این موضوع توجه کرد که خطر سیاستزدگی تنها متوجه عرصههای غیر سیاسی نیست؛ بلکه حوزه سیاست نیز با فراهم آمدن زمینه ورود نیروهای غیرمتخصص به شدت آسیب خواهد دید و تجربه نشان دادهاست هیچ نظمی بدون نظارت بیرونی به سامان نمی رسد.
احمدی بر این اعتقاد است که سیاستزدگی در قزوین تنها ریشه در بیمیلی سیاسی مردم نداشته و عامل موثر دیگر سرخوردگی سیاسی، در پی نبود امکان حضور نیروهای جوان در عرصه مدیریت سیاسی شهری است.
او در پایان میگوید: شادابی سیاسی دوباره به قزوین باز میگردد و زمانی آن را به گذشته تاریخی خود پیوند میزند که این مسائل به دقت و با وسواس بررسی و با حسن نیت برطرف شود، در غیر این صورت شهری مانند قزوین پس از این، فضای سیاسی بیگانهای را تجربه میکند.
مهسا فلاح حسینی


