در ماه اسفند که با نام محمدمصدق، نخست وزیرفقید ایران عجین است، دکتر یزدی، پزشک معالج مصدق، از خاطراتش با نخست وزیر گفتهاست.
او به مخالفت دکتر مصدق با اعزام به خارج از کشور برای درمان از زبان فرزندش اشاره میکند و میگوید: … بله با اینکه امکان بردن و بستری کردن ایشان در بیمارستانهای سوئیس … به سهولت امکانپذیر است،… اما با پرخاش گفتند چرا به خارج بروم؟ پس شماها که ادعای طبابت میکنید و در خارج هم تحصیل کردهاید، چکارهاید؟ من با مردم چه فرقی دارم، مگر دیگران که بیمار میشوند، برای معالجه به خارج میروند؟ گفتند: لعنت خدا بر من و هر کسی که در این زمان بخواهد مخارج زندگی چندین خانواده این مملکت فقیر را صرف آوردن دکتر برای معالجه من از خارج کند.»
او به مخالفت دکتر مصدق با اعزام به خارج از کشور برای درمان از زبان فرزندش اشاره میکند و میگوید: … بله با اینکه امکان بردن و بستری کردن ایشان در بیمارستانهای سوئیس … به سهولت امکانپذیر است،… اما با پرخاش گفتند چرا به خارج بروم؟ پس شماها که ادعای طبابت میکنید و در خارج هم تحصیل کردهاید، چکارهاید؟ من با مردم چه فرقی دارم، مگر دیگران که بیمار میشوند، برای معالجه به خارج میروند؟ گفتند: لعنت خدا بر من و هر کسی که در این زمان بخواهد مخارج زندگی چندین خانواده این مملکت فقیر را صرف آوردن دکتر برای معالجه من از خارج کند.»


