مرتضی روزبه، از همراهان دبیر سیاقی در مورد او چنین نقل میکند: ایشان از سال ۷۳ تصمیم گرفتند که زندگیشان را به قزوین منتقل کنند و غیر از روزهایی که در مؤسسه دهخدا مشغول بودند و بهعنوان وارث دهخدا کار میکردند، بقیه عمر خود را در قزوین به سر میبرند و محافل ادبی را بهصورت جلسات هفتگی در منزل خود برقرار میکردند.
او، در مورد نحوه همکاری دبیرسیاقی با دهخدا میگوید: یک روز به ایشان گفتم اینقدر که شما برای رفتن به مؤسسه دهخدا بهزحمت میافتید چقدر حقوق دریافت میکنید؟ که ایشان پاسخی دادند که از حداقل حقوق کارگری آن دوران کمتر بود. خیلی با تعجب گفتم این حقوق و اینهمه زحمت و کار؟! گفتند این چه حرفی است، من به دهخدا ادای دین میکنم، برای ادای دین به دهخدا که نباید حقوحقوقی داشتهباشم.
او، در مورد نحوه همکاری دبیرسیاقی با دهخدا میگوید: یک روز به ایشان گفتم اینقدر که شما برای رفتن به مؤسسه دهخدا بهزحمت میافتید چقدر حقوق دریافت میکنید؟ که ایشان پاسخی دادند که از حداقل حقوق کارگری آن دوران کمتر بود. خیلی با تعجب گفتم این حقوق و اینهمه زحمت و کار؟! گفتند این چه حرفی است، من به دهخدا ادای دین میکنم، برای ادای دین به دهخدا که نباید حقوحقوقی داشتهباشم.


