او سید ارشاد میرشجاعی است که طراح کانسپت و استوری برد (طراحی ایده) فیلم، به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر را برعهده داشتهاست. این فیلم که در مورد شهدای گمنام و اتفاقاتی است که در معراج شهدا و نبرد لوله اهواز افتاده است، به همراه ۱۳ فیلم جشنواره فجر در قزوین به نمایش درآمد.
میرشجاعی، کارگردان هنری، طراح کانسپت و استوری برد،گرافیست و مدرس دانشگاه صداوسیمای تهران در رشته انیمیشن است.
از او برای اینکه فیلمش در جشنواره فجر حضور داشته در قزوین تقدیر شد و این بهانهای شد تا از چگونگی همکاریاش در فیلم سرو زیرآب، به «فروردین امروز» بگوید: پروژه سینمایی سرو زیر آب با تعدد و تنوع بسیار بالای لوکیشنهایی که در فیلمنامه داشت، جزو پروژههای بسیار سنگین سینما محسوب میشود، به خصوص که هرکدام از مکانها ویژگیهای منحصر به فردی از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی بومی و حتی پوشش گیاهی دارا بود. به همین دلیل طراحی کانسپت نقش بسیار موثری در این کار داشت.
او ادامه میدهد: کانسپتهای طراحی شده برای کارگردان و عوامل کلیدی پروژه این امکان را فراهم میساخت تا این عزیزان حال وهوای توصیف شده در فیلمنامه را پیش از صرف هزینه مالی و زمانی بتوانند به صورت تصویری ببیند.
میرشجاعی در توضیح بیشتر میگوید: به عنوان طراح کانسپت در این پروژه جلسهای حضوری در دفتر کارگردان داشتیم که در آن جلسه ایشان فیلمنامه را به صورت کامل برای من تعریف کردند. هنگام تعریف و توصیف قصه فیلم باعث شد تا صحنهها و کانسپتهایی در همان لحظه در ذهن من نقش ببندد. در انتهای جلسه آقای باشه آهنگر از من خواست که تصورم را از لوکیشن معراج به صورت کاملأ ذهنی تصویرسازی کنم .
پس از آن، درجلسهای بلوندی، طراح صحنه و لباس فیلم به او در خصوص لوکیشنها به تفکیک توضیح میدهد و قرار میشود، میرشجاعی در ابتدا اتود کار را از لوکیشن معراج که شصت درصد از کل فیلمنامه در آن میگذشت، شروع کند. لوکیشن معراج در واقع محوطهای در جنوب شرقی تهران با چند سوله بزرگ بود که قرار شد تمام فضاهای مربوط به آن طبق کانسپتهای نهایی ساخته شود.
این هنرمند میگوید: کار بسیار سنگینی بود و احتیاج به خلاقیت و آشنایی به متریالهای سازهای برای کاربردی شدن ایدههای طراحی شده داشت که راهنماییهای آقای بلوندی و تجربه بسیار بالایی که ایشان سالها درعرصه مدیریت و طراحی صحنه سینما داشت،کمک بسیار زیادی در این خصوص به من کرد.
او درباره جشنواره فیلم فجر و دیدگاه خود نسبت به جشنواره اینچنین میگوید: جشنواره فجر یک جشنواره معتبر سینمایی است منتها مشکلات خودش را هم دارد. برای مثال در طی سی و شش سال هر سال با یک رویکرد و سلیقه متفاوت برگزار میشود و بخشهایی به آن اضافه و یا حذف میشود. در کل هنوز به یک ثبات نرسیدهاست.
با این وجود این هنرمند قزوینی ابراز خوشحالی میکند از اینکه چند سالی است انیمیشنها هم به این جشنواره راه پیدا میکنند، منتها قضاوت و مقایسه بخشهای مختلف آن با فیلم زنده در اهدای جوایز بسیار اشتباه است.
به گفته میرشجاعی، درست است هر دو به نوعی جزو هنرهای نمایشی محسوب میشوند، منتها تفاوت تولید و ساخت انیمیشن با فیلم زنده از زمین تا آسمان است و باید به انیمیشن با نگاهی کاملا تخصصی و مجزا از سینمای زنده نگاه کرد.
این هنرمند معتقد است بهتر است بخش مجزایی برای داوری فیلمهای انیمیشن در این جشنواره در نظر گرفت.
میرشجاعی، فعالیت هنری را از سال ۱۳۷۴ در رشته گرافیک آغاز کرد. در سال ۱۳۷۹ به مدت یک سال به عنوان طراح در آتلیه هنری روزنامه ایران کار کرد و در سال 1380 در آزمون تخصصی مرکز پویانمایی صبا شرکت کرده و به عنوان طراح کاراکتر انیمیشن با این مرکز همکاری کرد. طراحی کانسپت، طراحی فضا و آکساسوار، طراحی استوری برد، طراحی لی آوت، نقاشی بک گراند و متحرک سازی (انیمیت) را در کنار طراحی کاراکتر کار کرد. پس از آن به عنوان ناظر کیفی و کارشناس تولید پروژههای انیمیشن فعالیت را با مرکز ادامه داد و در حال حاضر دبیر شورای گرافیک مرکز پویا نمایی صبا است.
این مدرس دانشگاه، در مورد رشته هنری خود چنین میگوید: انیمیشن، هنر صنعت بسیار ارزشمند و گرانی است. ارزشمند بودنش جدا از ارزش هنری آن به این دلیل است که زیرساختهای فرهنگی یک جامعه را شکل میدهد و با تاثیری که بر مخاطب خردسال، کودک و نوجوان میگذارد، میتواند در سرنوشت فرزندانمان نقش بسیار موثری داشتهباشد. متاسفانه در فرهنگ عموم ما مواردی که به کودکان مرتبط میشود، زیاد جدی نمیگیریم. فیلمهای سینمایی ویا سریالهای تلویزیونی که مخاطب آن بیشتر مخاطب بزرگسال است و بیشتر جنبه سرگرمی دارد، خیلی جدی تر از انیمیشن دیده میشود که بستر و زیرساختهای فرهنگی آینده را شکل میدهد.
او ادامه میدهد: از آنجا که انیمیشن صنعت گرانی است، اگر خوب و درست مدیریت شود و خط تولید صنعتی برای آن در نظر گرفته شود، میتواند بسیار سودآور باشد. شاید باور آن سخت باشد که کشور ژاپن با صنعتی کردن تولید انیمیشن در کشور خود سالهاست درآمد حاصل از انیمیشن آن چند برابر درآمد ما درصنعت نفت است.
او ادامه میدهد: در طول این پانزده سال خیلی مواقع شده که سختی کار، مشکلات مالی و عدم تخصص بعضی از مدیران مربوطه، شرایط را خیلی سخت و غیر قابل تحمل کرده؛ ولی همیشه در اوج سختیها سعی کردم، فراموش نکنم که روزی ورود به صبا و فعالیت در زمینه انیمیشن بزرگترین آرزوم بود.
میرشجاعی، چند سال پیش از چند پروژه فعال انیمیشن در قزوین بازدید میکند که در این باره میگوید: شاهد استعدادهای خیلی خوب و شوق و شور اشتیاق در زمینه انمیشن در قزوین بودم که با حمایت مسئولان میتوان شاهد کشف استعدادها و تولید کارهای فاخر در این عرصه باشیم.
میرشجاعی، کارگردان هنری، طراح کانسپت و استوری برد،گرافیست و مدرس دانشگاه صداوسیمای تهران در رشته انیمیشن است.
از او برای اینکه فیلمش در جشنواره فجر حضور داشته در قزوین تقدیر شد و این بهانهای شد تا از چگونگی همکاریاش در فیلم سرو زیرآب، به «فروردین امروز» بگوید: پروژه سینمایی سرو زیر آب با تعدد و تنوع بسیار بالای لوکیشنهایی که در فیلمنامه داشت، جزو پروژههای بسیار سنگین سینما محسوب میشود، به خصوص که هرکدام از مکانها ویژگیهای منحصر به فردی از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی بومی و حتی پوشش گیاهی دارا بود. به همین دلیل طراحی کانسپت نقش بسیار موثری در این کار داشت.
او ادامه میدهد: کانسپتهای طراحی شده برای کارگردان و عوامل کلیدی پروژه این امکان را فراهم میساخت تا این عزیزان حال وهوای توصیف شده در فیلمنامه را پیش از صرف هزینه مالی و زمانی بتوانند به صورت تصویری ببیند.
میرشجاعی در توضیح بیشتر میگوید: به عنوان طراح کانسپت در این پروژه جلسهای حضوری در دفتر کارگردان داشتیم که در آن جلسه ایشان فیلمنامه را به صورت کامل برای من تعریف کردند. هنگام تعریف و توصیف قصه فیلم باعث شد تا صحنهها و کانسپتهایی در همان لحظه در ذهن من نقش ببندد. در انتهای جلسه آقای باشه آهنگر از من خواست که تصورم را از لوکیشن معراج به صورت کاملأ ذهنی تصویرسازی کنم .
پس از آن، درجلسهای بلوندی، طراح صحنه و لباس فیلم به او در خصوص لوکیشنها به تفکیک توضیح میدهد و قرار میشود، میرشجاعی در ابتدا اتود کار را از لوکیشن معراج که شصت درصد از کل فیلمنامه در آن میگذشت، شروع کند. لوکیشن معراج در واقع محوطهای در جنوب شرقی تهران با چند سوله بزرگ بود که قرار شد تمام فضاهای مربوط به آن طبق کانسپتهای نهایی ساخته شود.
این هنرمند میگوید: کار بسیار سنگینی بود و احتیاج به خلاقیت و آشنایی به متریالهای سازهای برای کاربردی شدن ایدههای طراحی شده داشت که راهنماییهای آقای بلوندی و تجربه بسیار بالایی که ایشان سالها درعرصه مدیریت و طراحی صحنه سینما داشت،کمک بسیار زیادی در این خصوص به من کرد.
او درباره جشنواره فیلم فجر و دیدگاه خود نسبت به جشنواره اینچنین میگوید: جشنواره فجر یک جشنواره معتبر سینمایی است منتها مشکلات خودش را هم دارد. برای مثال در طی سی و شش سال هر سال با یک رویکرد و سلیقه متفاوت برگزار میشود و بخشهایی به آن اضافه و یا حذف میشود. در کل هنوز به یک ثبات نرسیدهاست.
با این وجود این هنرمند قزوینی ابراز خوشحالی میکند از اینکه چند سالی است انیمیشنها هم به این جشنواره راه پیدا میکنند، منتها قضاوت و مقایسه بخشهای مختلف آن با فیلم زنده در اهدای جوایز بسیار اشتباه است.
به گفته میرشجاعی، درست است هر دو به نوعی جزو هنرهای نمایشی محسوب میشوند، منتها تفاوت تولید و ساخت انیمیشن با فیلم زنده از زمین تا آسمان است و باید به انیمیشن با نگاهی کاملا تخصصی و مجزا از سینمای زنده نگاه کرد.
این هنرمند معتقد است بهتر است بخش مجزایی برای داوری فیلمهای انیمیشن در این جشنواره در نظر گرفت.
میرشجاعی، فعالیت هنری را از سال ۱۳۷۴ در رشته گرافیک آغاز کرد. در سال ۱۳۷۹ به مدت یک سال به عنوان طراح در آتلیه هنری روزنامه ایران کار کرد و در سال 1380 در آزمون تخصصی مرکز پویانمایی صبا شرکت کرده و به عنوان طراح کاراکتر انیمیشن با این مرکز همکاری کرد. طراحی کانسپت، طراحی فضا و آکساسوار، طراحی استوری برد، طراحی لی آوت، نقاشی بک گراند و متحرک سازی (انیمیت) را در کنار طراحی کاراکتر کار کرد. پس از آن به عنوان ناظر کیفی و کارشناس تولید پروژههای انیمیشن فعالیت را با مرکز ادامه داد و در حال حاضر دبیر شورای گرافیک مرکز پویا نمایی صبا است.
این مدرس دانشگاه، در مورد رشته هنری خود چنین میگوید: انیمیشن، هنر صنعت بسیار ارزشمند و گرانی است. ارزشمند بودنش جدا از ارزش هنری آن به این دلیل است که زیرساختهای فرهنگی یک جامعه را شکل میدهد و با تاثیری که بر مخاطب خردسال، کودک و نوجوان میگذارد، میتواند در سرنوشت فرزندانمان نقش بسیار موثری داشتهباشد. متاسفانه در فرهنگ عموم ما مواردی که به کودکان مرتبط میشود، زیاد جدی نمیگیریم. فیلمهای سینمایی ویا سریالهای تلویزیونی که مخاطب آن بیشتر مخاطب بزرگسال است و بیشتر جنبه سرگرمی دارد، خیلی جدی تر از انیمیشن دیده میشود که بستر و زیرساختهای فرهنگی آینده را شکل میدهد.
او ادامه میدهد: از آنجا که انیمیشن صنعت گرانی است، اگر خوب و درست مدیریت شود و خط تولید صنعتی برای آن در نظر گرفته شود، میتواند بسیار سودآور باشد. شاید باور آن سخت باشد که کشور ژاپن با صنعتی کردن تولید انیمیشن در کشور خود سالهاست درآمد حاصل از انیمیشن آن چند برابر درآمد ما درصنعت نفت است.
او ادامه میدهد: در طول این پانزده سال خیلی مواقع شده که سختی کار، مشکلات مالی و عدم تخصص بعضی از مدیران مربوطه، شرایط را خیلی سخت و غیر قابل تحمل کرده؛ ولی همیشه در اوج سختیها سعی کردم، فراموش نکنم که روزی ورود به صبا و فعالیت در زمینه انیمیشن بزرگترین آرزوم بود.
میرشجاعی، چند سال پیش از چند پروژه فعال انیمیشن در قزوین بازدید میکند که در این باره میگوید: شاهد استعدادهای خیلی خوب و شوق و شور اشتیاق در زمینه انمیشن در قزوین بودم که با حمایت مسئولان میتوان شاهد کشف استعدادها و تولید کارهای فاخر در این عرصه باشیم.
نسیم یوسفی


