اوایل دهه پنجاه بود که موج پاساژسازی به قزوین رسید و پاساژهای صفوی و زاهدی در خیابان شاه سابق، شکل گرفت. گرچه مردم قزوین تا سالها پس از احداث این پاساژها همچنان برای خرید مایحتاج شان به بازار مراجعه می کردند، اما موج مُدگرایی که از اواخر دهه۶۰ شدت گرفت، آنچنان بود که پاساژها مشتریهای خود را یافتند و به پاتوق جوانهای شهر تبدیل شدند.
پاساژهایی که روزگاری رونق داشتند
در دهه ۷۰، الغدیر پا به عرصه گذاشت و پاساژهای قدیمی خیام و مرندی هم، آرام آرام از متروکه بودن درآمدند و خیابان خیام به راسته تجاری شهر تبدیل شد، اما حالا حدود یک دهه پس از دوران شکوفایی اینگونه مراکز تجاری، خالی شدن جیب مردم، دامنه رکود را به مجتمعها و برجهای رنگارنگی کشیده است که برخی مثل ستاره شهر، فردوسی، ایرانیان، نور، داریوش، نارون و… تازه متولد شدهاند و برخی دیگر مانند برجهای تجارت و خلیجفارس، مراحل نهایی احداث خود را طی میکنند.
مجتمعها و برجهایی که در هر گوشه شهر به چشم میخورند و در نگاه اول نظر بیننده را به خود جلب میکنند، ولی پس از ورود به آن ها، مغازههایی خالی و بدون اجناس خودنمایی میکنند. شاید روزی این پتانسیل وجود داشت که مردم با هزینهی کمی میتوانستند اشتغالزایی کنند و از تأسیس مغازهها به عنوان شغل بهرهگیرند و در نهایت بتوانند در آمدی ولو اندک بدست آورند؛ اما این امر امروزه با توجه به افزایش شدید قیمتها، روند رو به رشد هرروزهی مسکن و اجاره بهای سنگین مغازهها امکان پذیر نیست و همین عوامل میتواند دلایلی برای استقبال کم فروشندگان از پاساژها باشد.
وقتی علت را از صاحبان واحدهای این مجتمعهای تجاری جویا میشویم، برخی وضعیت اقتصادی و برخی وجود ساخت و سازهای بی رویه را که این روزها دست کم در هرخیابانی قابل مشاهده هستند، دلیل خالی بودن مغازهها عنوان میکنند.
آنگونه که به نظر میرسد اجاره بهای بالای این واحدها موجب شده تا کسبه و افرادی که تمایل به ایجاد شغل برای خود از این طریق را دارند، از اجارهی این واحدها صرفنظر کنند، یکی از شهروندان در این پاساژها در رابطه با اجاره بهای بالای این واحدها گفت: اجاره بهای بالا موجب شده تا بسیاری از کاسبان مبالغ زیادی را جهت جبران اجاره بهای خود، به شیوههای مختلف از خریدار بگیرند و اجناس را با قیمتی بالاتر از قیمت واقعی به فروش بگذارند، همین هم موجب شده تا خریداران کمتری از این پاساژها استقبال کنند.
مجتمع های خرید، نیاز شهروندان
یک کارشناس ارشد شهرسازی و طراحی شهری وجود چنین مراکزی را ضروری میداند؛ اما معتقد است: «احداث مجتمع های تجاری با حجم بالا می تواند دارای معایب و مزایایی باشد؛ وقتی شهروندی با خرید در یک مجتمع که تمام کالاهای مورد نیازش را دارد، دیگر مجبور نیست برای تهیه کالا به تمام خیابانها سربزند و ترافیک ایجاد کند، میتواند از نکات مثبت این مجتمعها عنوان کرد؛ اما مشکل آنجا نمایان میشود که مکانیابی درستی برای احداث مجتمعهای تجاری انجام نشده باشد.»
سابک سیداف، بر این باور است که برای احداث این مجتمعها نیاز به طرحهای مطالعاتی دقیقی داریم که درحال حاضر به نظر میرسد چنین فرایندی در احداث این مجتمعها انجام نمیشود. به عنوان مثال، برج تجارت قزوین که در حوالی دروازه درب کوشک درحال ساخت است، مکان یابی مناسبی صورت نگرفته است. وجود چنین برجی دروازه درب کوشک را که از لحاظ تاریخی یکی از چهار دروازه تاریخی کشور است، محقر میکند؛ اما این مساله تنها مشکل برج تجارت نیست و چنانچه این مجتمع به بهره برداری برسد، شاهد ترافیک سنگینتری در این منطقه خواهیم بود.
وقتی مردم قدرت خرید ندارند
رییس شورای شهر نظری متفاوت نسبت به این ساخت و سازها دارد، وی این ساخت و سازها را کاری اشتباه میداند و عدم خرید مردم را ناشی از کمبود منابع مالی عنوان میکند. فرجاله فصیحی رامندی میگوید: «کمبود اشتغال یکی از عواملی است که مسوولان دستگاههای اجرایی را به ساخت و ساز این واحدها وادار میکند، اما باید این نکته را در نظر گرفت که آیا کمبود منابع مالی نمیتواند در خرید مغازه توسط مردم و جوانان جویای شغل نقش داشته باشد؟»
وی تصریح میکند: «باید نخست مشکلات مالی مردم را برطرف کرد و سپس به دنبال آن بود تا از این دست اشتغالزایی صورت گیرد، چرا که در صورت نبود منابع مالی یک جوان چطور میتواند اقدام به خرید و یا اجارهی واحد تجاری کند.»
وی تاکید میکند: «نه تنها بسیاری از واحدهای تجاری خالی است، بلکه بسیاری از واحدهای مسکونی نیز به جهت کمبود منابع مالی و نبود اشتغال خالی از سکنه است. فصیحی رامندی میافزاید: باید به صورت تخصصی وارد کار شد و از پتانسیلهای انسانی موجود در استان استفاده کرد، همچنین کاهش قیمتها و فراوانی کالاها میتواند کمک شایانی به رونق اقتصادی استان کند.»
فتانه سعیدی
پاساژهایی که روزگاری رونق داشتند
در دهه ۷۰، الغدیر پا به عرصه گذاشت و پاساژهای قدیمی خیام و مرندی هم، آرام آرام از متروکه بودن درآمدند و خیابان خیام به راسته تجاری شهر تبدیل شد، اما حالا حدود یک دهه پس از دوران شکوفایی اینگونه مراکز تجاری، خالی شدن جیب مردم، دامنه رکود را به مجتمعها و برجهای رنگارنگی کشیده است که برخی مثل ستاره شهر، فردوسی، ایرانیان، نور، داریوش، نارون و… تازه متولد شدهاند و برخی دیگر مانند برجهای تجارت و خلیجفارس، مراحل نهایی احداث خود را طی میکنند.
مجتمعها و برجهایی که در هر گوشه شهر به چشم میخورند و در نگاه اول نظر بیننده را به خود جلب میکنند، ولی پس از ورود به آن ها، مغازههایی خالی و بدون اجناس خودنمایی میکنند. شاید روزی این پتانسیل وجود داشت که مردم با هزینهی کمی میتوانستند اشتغالزایی کنند و از تأسیس مغازهها به عنوان شغل بهرهگیرند و در نهایت بتوانند در آمدی ولو اندک بدست آورند؛ اما این امر امروزه با توجه به افزایش شدید قیمتها، روند رو به رشد هرروزهی مسکن و اجاره بهای سنگین مغازهها امکان پذیر نیست و همین عوامل میتواند دلایلی برای استقبال کم فروشندگان از پاساژها باشد.
وقتی علت را از صاحبان واحدهای این مجتمعهای تجاری جویا میشویم، برخی وضعیت اقتصادی و برخی وجود ساخت و سازهای بی رویه را که این روزها دست کم در هرخیابانی قابل مشاهده هستند، دلیل خالی بودن مغازهها عنوان میکنند.
آنگونه که به نظر میرسد اجاره بهای بالای این واحدها موجب شده تا کسبه و افرادی که تمایل به ایجاد شغل برای خود از این طریق را دارند، از اجارهی این واحدها صرفنظر کنند، یکی از شهروندان در این پاساژها در رابطه با اجاره بهای بالای این واحدها گفت: اجاره بهای بالا موجب شده تا بسیاری از کاسبان مبالغ زیادی را جهت جبران اجاره بهای خود، به شیوههای مختلف از خریدار بگیرند و اجناس را با قیمتی بالاتر از قیمت واقعی به فروش بگذارند، همین هم موجب شده تا خریداران کمتری از این پاساژها استقبال کنند.
مجتمع های خرید، نیاز شهروندان
یک کارشناس ارشد شهرسازی و طراحی شهری وجود چنین مراکزی را ضروری میداند؛ اما معتقد است: «احداث مجتمع های تجاری با حجم بالا می تواند دارای معایب و مزایایی باشد؛ وقتی شهروندی با خرید در یک مجتمع که تمام کالاهای مورد نیازش را دارد، دیگر مجبور نیست برای تهیه کالا به تمام خیابانها سربزند و ترافیک ایجاد کند، میتواند از نکات مثبت این مجتمعها عنوان کرد؛ اما مشکل آنجا نمایان میشود که مکانیابی درستی برای احداث مجتمعهای تجاری انجام نشده باشد.»
سابک سیداف، بر این باور است که برای احداث این مجتمعها نیاز به طرحهای مطالعاتی دقیقی داریم که درحال حاضر به نظر میرسد چنین فرایندی در احداث این مجتمعها انجام نمیشود. به عنوان مثال، برج تجارت قزوین که در حوالی دروازه درب کوشک درحال ساخت است، مکان یابی مناسبی صورت نگرفته است. وجود چنین برجی دروازه درب کوشک را که از لحاظ تاریخی یکی از چهار دروازه تاریخی کشور است، محقر میکند؛ اما این مساله تنها مشکل برج تجارت نیست و چنانچه این مجتمع به بهره برداری برسد، شاهد ترافیک سنگینتری در این منطقه خواهیم بود.
وقتی مردم قدرت خرید ندارند
رییس شورای شهر نظری متفاوت نسبت به این ساخت و سازها دارد، وی این ساخت و سازها را کاری اشتباه میداند و عدم خرید مردم را ناشی از کمبود منابع مالی عنوان میکند. فرجاله فصیحی رامندی میگوید: «کمبود اشتغال یکی از عواملی است که مسوولان دستگاههای اجرایی را به ساخت و ساز این واحدها وادار میکند، اما باید این نکته را در نظر گرفت که آیا کمبود منابع مالی نمیتواند در خرید مغازه توسط مردم و جوانان جویای شغل نقش داشته باشد؟»
وی تصریح میکند: «باید نخست مشکلات مالی مردم را برطرف کرد و سپس به دنبال آن بود تا از این دست اشتغالزایی صورت گیرد، چرا که در صورت نبود منابع مالی یک جوان چطور میتواند اقدام به خرید و یا اجارهی واحد تجاری کند.»
وی تاکید میکند: «نه تنها بسیاری از واحدهای تجاری خالی است، بلکه بسیاری از واحدهای مسکونی نیز به جهت کمبود منابع مالی و نبود اشتغال خالی از سکنه است. فصیحی رامندی میافزاید: باید به صورت تخصصی وارد کار شد و از پتانسیلهای انسانی موجود در استان استفاده کرد، همچنین کاهش قیمتها و فراوانی کالاها میتواند کمک شایانی به رونق اقتصادی استان کند.»
فتانه سعیدی


