• امروز : پنج شنبه - ۷ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 12 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Thursday - 28 May - 2026
بامدادی با علی دهباشی، سردبیر ماهنامه وزین «بخارا»

از چاپخانه مسعود تا شب‎های بخارا

  • کد خبر : 3763
  • 14 مارس 2016 - 9:27
از چاپخانه مسعود تا شب‎های بخارا
می‎خواستم مقدمه‎ای پروپیمان برای این گفت‌وگو بنویسم؛ اما دیدم کمتر روزنامه‎نگاری است که علی دهباشی متولد قزوین و همشهری دهخدا و میرعماد را نشناسد و تازه اگر هم کم بشناسدش با جست‌وجویی بسیار ساده می‎تواند ده‎ها صفحه اطلاعات درباره‌ی او به‌دست بیاورد. پس تصمیم گرفتم گفت‌وگویی که از او می‎گیرم آنقدر جذاب و تازه باشد که نیازی به مقدمه نداشته باشد. دهباشی در این گفت‌وگو از تجربه‎هایش در حوزه روزنامه‎نگاری می‎گوید.

تا جایی که می‎دانیم شما به صورت تجربی وارد حوزه‌ی روزنامه نگاری شده‌اید. از نظر شما برخورداری از تحصیلات چقدر برای روزنامه‌نگار شدن ضروری است؟
کسی که به دانشگاه می‌رود دارای تجربیاتی می‎شود و کسی هم که در حوزه حرفه‎ای مستقیما وارد می‎شود تجربیات متفاوتی خواهد داشت، من تضادی میان این دو نمی‎بینم؛ خود من به‌عنوان یک علاقه‌مند وارد این حوزه شدم. مثل هربچه‎ای در محیط خانوادگی بزرگ شدم که لای دست و پای من پر از مجله و کتاب بود؛ پدرم از خوانندگان جدی مجله‌ی ترقی بود که لطف‌اله ترقی منتشر می‎کرد. من از «کیهان بچه‎ها» شروع کردم. این علاقه زیاد مرا از این سوی صحنه به پشت صحنه برد.
از چهارم دبستان دست به نگارش قطعات کودکانه‎ای زدم. گاهی چاپ‌شدن این نوشته‎ها در بچگی مرا تشویق کرده و شوقم را برای ادامه راه تشدید می‎کرد و این سیر تاجایی برد مرا که دیگر فقط می‎نشستم چیزی بنویسم که جایی چاپ شود. بالاخره این شوق باعث شد که من به پشت صحنه بروم و با کار غلط‎گیری به‌عنوان نمونه‎خوان در چاپخانه مسعود صدر و بعد چاپخانه بهمن و مجله سخن شروع کردم.

 آیا شما در روزنامه‎نگاری هم قائل به یک سری اصول و فنون هستید که هرکس آنها را فرا بگیرد تبدیل به روزنامه‎نگار می‎شود یا اعتقاد دارید که روزنامه‌نگاری نیاز به یک قریحه و استعداد اولیه دارد؟
شما هر رشته‌ای که بخواهید بخوانید باید میزانی از علاقه داشته باشید، اما پاسخ به این‌که آیا همه کسانی که به دانشگاه می‎روند روزنامه‎نگار می‎شوند یا تمام افرادی که به صورت تجربی کار می‎کنند روزنامه‎نگار می‎شوند نسبی است و هیچ‌کدام شرط دیگری نیست، ولی تجربه نشان می‎دهد که روزنامه‎نگاری آدم‎هایی که بیشتر نکات تجربی را در فرآیند کار آموختند، امکان فراگیری متون برایشان راحت‎تر بوده، تا این‌که از متون حرکت کنند به سوی مهارت تجربی. مهمترین روزنامه‎نگاران ما کسانی هستند که دانشگاه نرفتند؛ اما بعدها استاد دانشگاه شدند. مثلا محمدتقی فرامرزی، محمود هدایت، احسان یارشاطر.

 بنابراین باید از چه مرحله‎ای بگذریم تا به‌عنوان یک روزنامه‎نگار شناخته شویم؟ آیا باید حتما بتوانیم سبک خاص خود را پیدا کنیم؟ آیا به‌نظر شما یک خبرنویس صرف هنوز یک روزنامه‎نگار نشده است؟
به هرحال نام گذاری‎اش مهم نیست؛ مهم این است که فرد به جایی برسد که کار خوب بکند. اگر یک خبرنگار بتواند یک متن خوب بنویسد چرا روزنامه‎نگار نباشد؟ بعد هم به‌تدریج هرکسی سبک خاص خودش را پیدا می‎کند.

 شما الان نشریه‎ای درمی‌آورید که محصول فعالیت یک گروه است و شما این گروه را دورهم جمع کردید؛ چه کار نمی‎کنید که خود را سردبیر نمی‎دانید و چه کار باید بکنید که سردبیر باشید؟
 ببینید سردبیری یک کار خلاق است. من در دوران «کلک» حالم بهتر بود و می‎توانستم وقت بیشتری بگذارم؛ مجله ماهانه بود و به همان نسبت نیمی از مجله کار زنده و خلاق بود؛ گزارش بود، تولید محتوا بود. الان کمتر شده چون من بیماری‎ام عود کرده و مجله از ماهی یکبار شده دوماه یکبار. مجلات الان همه ترجمه شده است، البته ترجمه خیلی چیز خوبی است، اما شما در انبوه روزنامه‌ها عناصر و مباحث ثابتی را می‎بینید. کار متفاوتی که ما کردیم این بوده که ما به دنبال آدم‎های رایج نرفتیم. برای مثال آقای محمد‌حسن لطفی که هفتاد سال در این مملکت کار کرد حتی عکسش جایی چاپ نشده بود. من در هفتاد سالگی رفتم سراغش، ولی برای مصاحبه موافقت نکرد و بالاخره در هفتادو‌پنج سالگی موفق شدم… یعنی پنج سال ولش نکردم، آنقدر اصرار کردم که بالاخره اولین مصاحبه زندگی‎اش را با مجله کلک انجام داد و برای نخستین بار عکس او چاپ شد.

 برگزاری شب‎های بخارا چقدر در کار مجله مؤثر بوده است؟
خب خیلی مهم است. ما که دفتری برای مجله نداریم و غالب اوقات فعالیت ما بی‎دفتر بوده است. همین‏جا که شما آمدید از پنج صبح تا هشت‌و‌نیم شب دفتر مجله است و باقی ساعات خانه من است. این شب‎های بخارا که الان به صدو‌ده‎ تا رسیده، یک نوع زمینه آشنایی با مخاطبان مجله است و طیف وسیعی را هم دربرمی‏گیرد. از شب مولانا و فریدون مشیری در آن برگزار شده تا نونوژدیس شاعر معاصر پرتقالی. بسیاری از این شب‎ها که در جهان به نام ایران تمام شده را ما گرفتیم. برای مثال در دویستمین سال تولد شوپن، تمام آن سال میلادی کشورهایی مثل فرانسه ، ژاپن و انگلیس مراسم‎هایی را برای او برگزار کردند؛ بعد ما هم شب شوپن گذاشتیم در نشریات بین‎المللی نوشتند که ایران نیز دویستمین سالروز میلاد شوپن را برگزار کرد .

 با این‌که بخارا به قدیمی بودن و کهنه بودن متهم است اما نسخه‌ی اینترنتی هم دارد.
ما تنها نشریه‎ای هستیم که کل نشریه را روی سایت می‎گذاریم و این طرز تفکر که می‎گوید اگر نشریه را روی سایت بگذاریم دیگر مردم مجله را نمی‎خرند؛ غلط از آب درآمد و به من ثابت شد که مخاطبان ما اضافه شدند و طبق آمارهای مخاطب‌شناسی‎مان ۸۳درصد این مخاطبان اینترنتی جوان هستند و هیچ صدمه‎ای هم به مخاطب نسخه چاپی مجله نزده است. ساعت ۵صبح که من می‎روم روی سایت می‌بینم که ۴۸ نفر توی سایت هستند؛ خب طبیعی است که اینها از تهران که وارد نشدند، از کشورهایی هستندکه در آنها روز آغاز شده است. در همان زمانی که همه افت تیراژ داشتند ما اوج تیراژ داشتیم.

 الان شما برای درآوردن این مجله نیروهایی دارید؟
خیر، فقط من هستم و پسرم که تازه آن هم می‎گوید این چه کاری است که ما می‎کنیم؟

سارا کریمی

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3763

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.