• امروز : جمعه - ۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 13 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Friday - 29 May - 2026
دیروز، امروز، فردا

دیروز: مهربانی در زمستان

  • کد خبر : 3488
  • 19 دسامبر 2015 - 16:33
دیروز: مهربانی در زمستان
زمستان بود. از نوع زمستانی که مهدی اخوان ثالث در شعرش سروده بود.اما نه! زمستانش آنطور نبود. مردم سر به زیر نبودند. حواسشان به همدیگر بود. برای دیگران دل می‌سوزاندند و برایشان مهم بود همسایه دیوار به دیوارشان نفت دارد یا ندارد. دی همان سال بود که نظامی احمقی سر تانکش را به سمت نفت‌فروشی در خیابان پادگان قزوین کج کرد. چند نفری را برد توی لیست شهدا؛ شهدایی که توشون بچه‌های کوچک هم بودند. حماقت است دیگر. حماقت که رحم ندارد، عدالت، صداقت، راستگویی، آزادی و... نمی‌شناسد؛ حتی نمی‌داند روی شاخه نشسته و با ظلمش دارد شاخه را از بُن می‌برد.

بگذریم زمستان ۵۷ بود و وقتی قزوین در دود، آتش، خشم، خون و فریاد بود، من قزوین نبودم؛ رفته بودم تهران. آن روزها دنیای ارتباطات اینقدر گسترده نبود، اما فریاد مردم زود به گوش بقیه می‌رسید. خیلی زود خبر اتفاقات قزوین به گوش همه رسید. مساجد تهران پر شد از هدایایی که قرار بود به مردم این شهر برسد. مردمی که دیگران خیال می‌کردند در شرایطی قرار دارند که نیازمند کمک هستند. آنچه که در آن دی ماه، من و خیلی‌ها را به شوق آورده بود این نوع‌دوستی و گذشت از خود، برای بهبود وضع دیگری بود. اتفاقی که نمونه‌هایش را سال‌ها پیش سید‌جمالدین اسدآبادی در سفر به اروپا واداشت تا از وجود اسلام در آنجا بگوید. آن هم درحالی‌که در آن خطه‌ی دنیا، مسلمانی زندگی نمی‌کرد. در آن زمستان سخت شور و حماسه و… سایه به سایه اسلام از نوع مدنظر سیدجمال حرکت می‌کرد. البته این نوع‌دوستی فقط در آن دوران پر فراز و نشیب دیده نشد. در سال‌های دفاع هشت ساله، زلزله رودبار و غیره هم بارها به چشم من و ما آمد. یادش بخیر. اگر سید‌جمال بود اسلام و مسلمانی را باهم می‌دید.

امروز: مهرورزی در بلاد فرنگ
خبرش خیلی زود در رسانه‌ها پخش می‌شود. مارک زاکر برگ، موسس و مدیرعامل شرکت فیسبوک در نامه‌ای به دختر تازه متولد شده‌اش اعلام کرد او و همسرش (پریسلا چان) ۹۹درصد از سهام خود در فیسبوک را به امور خیریه اختصاص داده‌اند. با خواندن و شنیدن این خبر اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چه خوش قدم است این نو‌رسیده. خدا دیدگاه پدر و مادرش را به او هم بدهد؛ البته شاید تا همین لحظه که شما این چند خط را می‌خوانید عده‌ای از دلواپسان و منتقدین همیشگی غیرخودی‌ها برای این اقدام او هزاران سناریو نوشته باشند، سناریوهایی که در هر کدامش نیت پلید او را به تصویر کشیده‌اند و اینگونه وانمود کند که قصدش نیکوکاری نباشد! با این اقدام مارک زاکر برگ، بوی مهر و توجه به دیگری و به تعبیر سیدجمال بوی اسلام در فرنگ پخش شده است. آن هم در زمانه‌ای که احساس می‌کنم توجه به هم‌نوع، صداقت و… روزهای انقلاب، جنگ و دفاع مقدس، زلزله رودبار و… در این روزها در مملکت خودمان کمتر دیده می‌شود. انگار کمتر مواظب خودمان هستیم و فراموش کرده‌ایم برای مواظبت از خود باید حواسمان به آدم‌های دور و برمان و وقایع پیرامونمان باشد. همین که ما سیریم و لباس داریم و نذری می‌دهیم، کافی نیست.

فردا: رویایی فردی:
دلم پی روزی است که اسلام و مسلمانان باهم در یکجا جمع شوند و حواسمان به همه چیز باشد. روزی که در کنار همه‌ی نذرها، نذر توجه به هم نوع، نذر راستگویی، نذر تلاش برای اجرای عدالت، نذر پخش کتاب، نذر توجه به نظرات مخالف، نذر احترام به انسان و… پررنگ‌تر و دیدنی‌تر ‌شود.

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3488

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.