انتخاب خوشنویسی بر میگردد به زمان تحصیل دوره ابتدایی، که از روی علاقه فطریام احساس کردم به هنر خوشنویسی عشق میورزم. در آن دوران، یعنی بین سالهای ۵۹ تا ۶۴ که در روستا بودم بقیه هنرها را نمیشناختم؛ نه من حتی معلمین آن زمان هم شناخت دقیقی از هنرها نداشتند که حتی برای ما به زبان بیاورند و ما برای اولین بار در دوران دبیرستان متوجه هنرهای دیگر شدیم که عشق وجودی مرا جز خوشنویسی به سوی هنر دیگری سوق نداد. البته علاقه زیادی هم به هنرهای دیگر دارم که برای ورود به آنها دیگر دیر شده است.
در خوشنویسی چه سبکی را برگزیدید و چرا؟
شکسته نستعلیق را دوست داشتم و از اول به خاطر جسارت و باوری که در وجودم هست به درشتنویسی خط شکسته روی آوردم و موفقیت خوبی هم بهدست آوردم، اما متاسفانه جو مسموم فضای خوشنویسی که حتی اگر برادر شما هم خوشنویس باشد در این فضا زیر آماج حملات خصمانه و تنگ نظری جان سالم بدر نخواهد برد مرا از رسیدن به قلههای ترقی بیشتر باز داشته است.
محتوای آثار شما را چه مقولههایی در برمیگیرد؟
بنده افتخار میکنم که از اولین روزهای فعالیت جدی هنریام، عشق خاصی به نام مبارک و فرمایشات با عظمت ائمه معصومین داشتم و آنها را با قلم کتیبه به تحریر درآورم تا شاید ذرهای در نحوهی ارائه و بیان این ارزشهای عظیم در زندگی انسانها نقشی داشته باشم و به این مهم افتخار میکنم.
میان شعر و خوشنویسی همواره قرابت ویژهای بوده این امر چه جایگاهی در آثار شما داشته؟
بنده شعر را دوست دارم، اما کمتر به نگارش شعرهای شاعران دیگر پرداختم و در این زمینه، توفیق نداشتم.
از حال و روز خوشنویسی قزوین بگویید؟
خوشنویسی ذاتا هنری به دور از هرگونه ناملایمات روحی و روانی است. در دهههای ۷۰ و ۸۰ این تعامل بین خوشنویسان استان با مدیریت خوب و خلق و خوی مهربان و باگذشت مرحوم استاد محصص وجود داشت و در هر برنامه و جشنوارهای خوشنویسان و اساتید بزرگ کشوری به هر نحوی که بود خودشان را به پایتخت خوشنویسی میرساندند و حتی اگر دعوت نشده بودند استاد محصص بهعنوان رییس با گذشت انجمن و پیشکسوت، خیلی خوب از آنها میزبانی میکردند. یادم است اساتیدی از یزد، مشهد و ایلام به هر نحوی خودشان را به قزوین میرساندند. اصلا گذشته از درجه هنری قزوین با وجود استاد محصص و خلقیات این استاد که میزبان خیلی خوبی بود برای همهی خوشنویسان کشور.
البته اوج این همدلی و دوستی در چهارمین سدهی صدرنشینی میرعماد سیفی را همه خوشنویسان کشور به چشم دیدهاند که با درگذشت استاد محصص گویا همهی این بساط برچیده شده است و دیگر محافل دوستانه خوشنویسان چندین سال است دیگر برگزار نمیشود. قطعا دوستان و اساتید انجمن خوشنویسان قزوین باید فکری برای جمعکردن خوشنویسان زیر سایه یک سقف داشته باشند. بدون ضایع کردن کوچکترین حقی و یا بیحرمتی حتی به یک هنرمند جزء. اگر دقت کرده باشید بنده برای استاد محصص چندین بار خصلت گذشت را تکرار کردم؛ چون هیچکس به تعداد سالها و روزها و ساعتهایی که من در کنار استاد محصص در انجمن به صورت متوالی بودم، نبوده است. اگر فردی به ایشان بیحرمتی میکرد روز بعد اگر استاد این شخص را میدید انگار نه انگار که این فرد حرفی در مورد ایشان زده است و این خلق ایشان مهمترین عامل گرم نگهداشتن محفل دوستانه هنر خوشنویسی در قزوین بود که چندین سال است که این محفل سرد شده و طبعا در شأن قزوین نیست که اینطور ساده از این موضوع مهم عبور کنند و به فکر نتیجهی این ناملایمات نیستند.
و سخن آخرتان؟
خط و خوشنویسی هنری است پاک و قدسی که فقط نباید پشت تریبونها به آن پرداخته شود؛ چرا که واقعا اگر قلب صاف و پاک و با گذشت و خیرخواه دیگران در وجود یک هنرمند خوشنویس نباشد نتیجه نمیدهد، اگرهم نتیجه جشنوارهای و رتبهای بدهد به دل نمینشیند و ماندگار نخواهد بود. تجربه این را نشان داده است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «بهترین کارها پس از ایمان به خدا، دوستی با مردم است.»


