طیب حاجرضایی، در سال ۱۲۸۰ در محله صابونپزخانه تهران متولد شد. پدرش حسینعلی از اهالی یکی از روستاهای قزوین بود. طیب که از جوانی به ورزشهای باستانی علاقه داشت، بعد از خدمت سربازی به زورخانههای جنوب تهران رفت و آمد پیدا کرد و آرام آرام به چهرهای شناختهشده در میان باستانیکاران تبدیل شد. وی که همزمان در میدان میوه و ترهبار تهران به خرید و فروش مشغول بود، در فاصله سالهای ۳۰ تا ۴۲ همواره به عنوان یکی از پایههای اصلی این میدان شناخته میشد.
او را به عنوان یکی از جاهلان یا همان لوطیهای جنوب تهران میشناختند. چهرهای که وقتی نوچههایش در کنارش قرار میگرفتند تصویری رعبآور برای هر عابر ناآشنایی داشت. از سال ۳۶ بود که آرام آرام رویه طیب تغییر کرد. برخی این تحول را ناشی از اعتقادات مذهبی وی میدانند. ساواک در گزارشی در سال۱۳۳۷ مینویسند: «طیب حاجرضایی تغییر لحن داده و با طرفداران آیتا.. کاشانی طرح دوستی ریخته…» برخی نیز از علاقه وی به امام خمینی میگویند. اوج این تغییرات در ۱۵خرداد ۱۳۴۲ اتفاق افتاد.
بعد از ماجرای ۱۵خرداد، رژیم پهلوی طیب حاجرضایی، اسماعیل رضایی و حدود ۴۰۰ نفر دیگر را به جرم بر هم زدن نظم عمومی بازداشت کرد. طیب در تمام طول ۵ ماه زندان خود تحت فشار بود تا اعتراف کند از امام و عوامل خارجی پول دریافت کرده تا کشور را به آشوب بکشد. موضوعی که او هرگز زیر بارش نرفت. به نقل از او آوردهاند که: «من در زندگی خلافهای زیادی کردهام ولی هرگز حاضر نیستم به خاطر چند صباحی بیشتر زیستن دامان مرجع تقلیدی را لکهدار سازم. من در ۲۸مرداد پول گرفتم و کودتا راه انداختم، نه در ۱۵ خرداد.»
او را به عنوان یکی از جاهلان یا همان لوطیهای جنوب تهران میشناختند. چهرهای که وقتی نوچههایش در کنارش قرار میگرفتند تصویری رعبآور برای هر عابر ناآشنایی داشت. از سال ۳۶ بود که آرام آرام رویه طیب تغییر کرد. برخی این تحول را ناشی از اعتقادات مذهبی وی میدانند. ساواک در گزارشی در سال۱۳۳۷ مینویسند: «طیب حاجرضایی تغییر لحن داده و با طرفداران آیتا.. کاشانی طرح دوستی ریخته…» برخی نیز از علاقه وی به امام خمینی میگویند. اوج این تغییرات در ۱۵خرداد ۱۳۴۲ اتفاق افتاد.
بعد از ماجرای ۱۵خرداد، رژیم پهلوی طیب حاجرضایی، اسماعیل رضایی و حدود ۴۰۰ نفر دیگر را به جرم بر هم زدن نظم عمومی بازداشت کرد. طیب در تمام طول ۵ ماه زندان خود تحت فشار بود تا اعتراف کند از امام و عوامل خارجی پول دریافت کرده تا کشور را به آشوب بکشد. موضوعی که او هرگز زیر بارش نرفت. به نقل از او آوردهاند که: «من در زندگی خلافهای زیادی کردهام ولی هرگز حاضر نیستم به خاطر چند صباحی بیشتر زیستن دامان مرجع تقلیدی را لکهدار سازم. من در ۲۸مرداد پول گرفتم و کودتا راه انداختم، نه در ۱۵ خرداد.»
شکوفه سلیمانی

