هنگامی که کارآگاهان به محل کار فرد مفقود شده که نگهبان یک کارگاه بود، مراجعه کردند با به هم ریختگی و شکستگی شیشه اتاق نگهبان مواجه شدند.
هنوز چند ساعتی از ناپدید شدن این پسر جوان نگذشته بود که خانوادهاش اعلام کردند، افرادی با آنها تماس گرفته و اعلام کردند که پسرشان را دزدیدهاند و برای آزادیاش ۳۰۰ میلیون تومان پول طلب کردند. با این خبر کارآگاهان جنایی، دریافتند با یک پرونده آدمربایی روبرو هستند.
بررسیها نشان میداد؛ تماسهای رابط آدمربایان از افغانستان است و درحالیکه کارآگاهان گمان میکردند که آدمربایان گروگان را به آنجا انتقال دادهاند، اما تحقیقات بعدی نشان داد که گروگانگیران برای رد گمکردن اقدام به این کار کردهاند و در ادامه تجسسها، سرنخی به دست پلیس افتاد که حکایت از نگهداری گروگان در تهران داشت.
تماسهای بعدی آدمربایان از حقیقتی دیگر پرده برداشت و آن هم اشتباهی بود که آنها در انتخاب گروگان داشتند. آدمربایان فکر میکردند پسر صاحب کارگاه را دزدیدهاند و زمانی که متوجه اشتباه خود شدند و دانستند خانوادهی گروگان قادر به پرداخت پول نیست، درخواست خود را به ۱۵۰ میلیون تومان تقلیل دادند.
خانوادهی جوان ربوده شده که حاضر بودند هر کاری را برای نجات فرزندشان انجام دهند، برخلاف خواستهی پلیس، پول را به آدمربایان پرداخت کردند و در بیستوششم شهریورماه گروگان آزاد شد و متهمان از این فرصت استفاده کردند و متواری شدند.
پسر نگهبان پس از آزادی در رابطه با چگونگی این اتفاق گفت: «نیمههای شب بود که متوجه ۳ مرد نقابدار پشت پنجره شدم، آنها با شکستن شیشه اتاق و قفل در وارد شدند و پس از بستن دست و پایم مرا با خودروام به یک خانه بردند و با بستن چشمهایم، در تماسی که با خانوادهام داشتند، اول ۳۰۰ میلیون تومان خواستند، اما زمانی که به اشتباه خود پی بردند، ۱۵۰ میلیون تومان درخواست کردند.»
کارآگاهان پلیس میکوشند با استفاده از سرنخهایی که در جریان تحقیقات پیرامون این آدمربایی به دست آمده است، گروگانگیران را شناسایی و دستگیر کنند.
هنوز چند ساعتی از ناپدید شدن این پسر جوان نگذشته بود که خانوادهاش اعلام کردند، افرادی با آنها تماس گرفته و اعلام کردند که پسرشان را دزدیدهاند و برای آزادیاش ۳۰۰ میلیون تومان پول طلب کردند. با این خبر کارآگاهان جنایی، دریافتند با یک پرونده آدمربایی روبرو هستند.
بررسیها نشان میداد؛ تماسهای رابط آدمربایان از افغانستان است و درحالیکه کارآگاهان گمان میکردند که آدمربایان گروگان را به آنجا انتقال دادهاند، اما تحقیقات بعدی نشان داد که گروگانگیران برای رد گمکردن اقدام به این کار کردهاند و در ادامه تجسسها، سرنخی به دست پلیس افتاد که حکایت از نگهداری گروگان در تهران داشت.
تماسهای بعدی آدمربایان از حقیقتی دیگر پرده برداشت و آن هم اشتباهی بود که آنها در انتخاب گروگان داشتند. آدمربایان فکر میکردند پسر صاحب کارگاه را دزدیدهاند و زمانی که متوجه اشتباه خود شدند و دانستند خانوادهی گروگان قادر به پرداخت پول نیست، درخواست خود را به ۱۵۰ میلیون تومان تقلیل دادند.
خانوادهی جوان ربوده شده که حاضر بودند هر کاری را برای نجات فرزندشان انجام دهند، برخلاف خواستهی پلیس، پول را به آدمربایان پرداخت کردند و در بیستوششم شهریورماه گروگان آزاد شد و متهمان از این فرصت استفاده کردند و متواری شدند.
پسر نگهبان پس از آزادی در رابطه با چگونگی این اتفاق گفت: «نیمههای شب بود که متوجه ۳ مرد نقابدار پشت پنجره شدم، آنها با شکستن شیشه اتاق و قفل در وارد شدند و پس از بستن دست و پایم مرا با خودروام به یک خانه بردند و با بستن چشمهایم، در تماسی که با خانوادهام داشتند، اول ۳۰۰ میلیون تومان خواستند، اما زمانی که به اشتباه خود پی بردند، ۱۵۰ میلیون تومان درخواست کردند.»
کارآگاهان پلیس میکوشند با استفاده از سرنخهایی که در جریان تحقیقات پیرامون این آدمربایی به دست آمده است، گروگانگیران را شناسایی و دستگیر کنند.


