نهم خردادماه امسال، مرد ۴۵ سالهای که صبح هنگام برای مراجعه به محل کار خود از خانهاش در شهر تاکستان خارج شده بود دیگر به خانه بازنگشت و خانوادهی نگران او که تلاششان برای یافتن ردی از پدر به جایی نرسیده بود با مراجعه به کلانتری، پلیس را در جریان ناپدیدشدن این مرد قرار دادند.
درحالیکه هیچ یک از اعضای خانواده و اقوام از سرنوشت این مرد اطلاعی نداشتند، همسر وی به ماموران پلیس گفت: «روزی که همسرم مفقود شد من به همراه فرزندانم به خارج از شهر رفته بودیم، زمانی که برگشتیم ساعتها منتظر ماندم و حتی با تلفن همراهش تماس گرفته، اما جواب نمیداد. هر جا که فکرش را میکردیم جستجو کردیم، ولی هیچ اثری از او نیافتیم.»
پیگیریهای تخصصی و تحقیقات پلیسی کارآگاهان برای یافتن ردی از مرد ناپدید شده ادامه داشت تا اینکه ۱۰ روز بعد، ماموران کلانتری شهر ضیاءآباد بهدنبال تماس تلفنی یکی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰، جسد سوختهشده مردی را در جاده روستای نیکویه پیدا کردند که پس از به قتل رسیدن و سوزانده شدن جسدش، در زیر یک پل دفن شده بود.
با اطلاع کارآگاهان جنایی از کشف جسد مرد ناشناسی در جاده نیکویه، آنان در جریان بررسیهای اولیه به شباهت ظاهری مقتول با مشخصات اعلام شده از مرد ناپدید شده تاکستانی پی بردند. خانواده این فرد که بنا به خواسته پلیس برای شناسایی جسد کشف شده به پزشکی قانونی مراجعه کرده بودند تایید کردند که جسد متعلق به پدر خانواده است که ۱۰ روز پیش از آن مفقود شده بود.
با تایید هویت جسد، روند تحقیقات پلیسی وارد فاز تازهتری شد. کارآگاهان جنایی با پرونده جنایت هولناکی روبرو بودند که قاتل یا قاتلان بهطرز وحشیانهای مرد تاکستانی را به قتل رسانده و با انتقال پیکر بیجانش به جاده نیکویه، برای آنکه هویت مقتول مورد شناسایی قرار نگیرد جسد او را به آتش کشیده بودند.
تحقیقات، کارآگاهان را به فرضیههای متعددی درباره چگونگی و انگیزههای قتل این مرد کشاند. هنگامی که پزشکی قانونی علت قتل را ناشی از خفگی مقتول بر اثر فشردهشدن راههای تنفسی اعلام کرد، کارآگاهان با احتمال اطلاع یکی از اعضای خانواده مقتول از چگونگی وقوع جنایت، اعضای این خانواده را بار دیگر به پلیس آگاهی فراخوانده و مورد تحقیق و بازجویی قرار دادند.
در این بازجوییها، اظهارات ضد و نقیض همسر مقتول، شک کارآگاهان را برانگیخت. وی که ابتدا تلاش داشت همچنان خود را بیخبر از ماجرا نشان دهد در برابر شگردهای پلیسی، ناچار به بیان حقیقت شد و از مردی نام میبرد که در همسایگی آنها مغازه دارد. همسر مقتول مدعی شد؛ این مرد از مدتی قبل مزاحم وی بوده و تهدید کرده بود که برای ازدواج با او، همسرش را خواهد کشت.
با اعترافات این زن، با دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان تاکستان، بلافاصله مرد مغازهدار دستگیر شد، اما تنها مظنون پرونده دست داشتن خود در این جنایت را تکذیب کرد. در شرایطی که مظنون اصلی پرونده همچنان بر بیخبری خود از قتل اصرار میورزید، کارآگاهان موفق به یافتن مدارکی شدند که دخالت این فرد در قتل مرد ناپدید شده را اثبات میکرد. یافتن این مدارک کافی بود تا مرد مظنون، لبهایش به اعتراف گشوده شود و در ادامه بازجوییها راز سر به مهر این جنایت را فاش میکند.
متهم در اعترافات تکاندهندهی خود به کارآگاهان پلیس گفت: «من با همدستی فرد دیگری این قتل را انجام دادم. او را به زور به داخل خانه کشاندیم. مقتول شوکه شده بود؛ وقتی به او گفتیم میخواهیم او را به قتل برسانیم حسابی ترسیده بود. باورش نمیشد. مقتول با ما گلاویز شد، اما تاب مقاومت با ما را نداشت؛ ابتدا او را با روسری خفه کردیم و سپس مقتول را با خودرو به جاده نیکویه منتقل کردیم و برای آنکه مشخص نشود که چه کسی است، جسدش را به آتش کشیدیم و زیر یک پل دفن کردیم.»
با اعترافات متهم سنگدل، همدست وی نیز دستگیر شد، اما وی در جریان بازجویی اتهام قتل را رد کرد و جنایت را به گردن دوستش انداخت. درحالیکه هر یک از متهمان دیگری را بهدستداشتن در جنایت متهم میکند، تحقیقات کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی شهرستان تاکستان برای روشن شدن نقش متهمان در قتل مرد ناپدید شده، همچنان ادامه دارد.
درحالیکه هیچ یک از اعضای خانواده و اقوام از سرنوشت این مرد اطلاعی نداشتند، همسر وی به ماموران پلیس گفت: «روزی که همسرم مفقود شد من به همراه فرزندانم به خارج از شهر رفته بودیم، زمانی که برگشتیم ساعتها منتظر ماندم و حتی با تلفن همراهش تماس گرفته، اما جواب نمیداد. هر جا که فکرش را میکردیم جستجو کردیم، ولی هیچ اثری از او نیافتیم.»
پیگیریهای تخصصی و تحقیقات پلیسی کارآگاهان برای یافتن ردی از مرد ناپدید شده ادامه داشت تا اینکه ۱۰ روز بعد، ماموران کلانتری شهر ضیاءآباد بهدنبال تماس تلفنی یکی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰، جسد سوختهشده مردی را در جاده روستای نیکویه پیدا کردند که پس از به قتل رسیدن و سوزانده شدن جسدش، در زیر یک پل دفن شده بود.
با اطلاع کارآگاهان جنایی از کشف جسد مرد ناشناسی در جاده نیکویه، آنان در جریان بررسیهای اولیه به شباهت ظاهری مقتول با مشخصات اعلام شده از مرد ناپدید شده تاکستانی پی بردند. خانواده این فرد که بنا به خواسته پلیس برای شناسایی جسد کشف شده به پزشکی قانونی مراجعه کرده بودند تایید کردند که جسد متعلق به پدر خانواده است که ۱۰ روز پیش از آن مفقود شده بود.
با تایید هویت جسد، روند تحقیقات پلیسی وارد فاز تازهتری شد. کارآگاهان جنایی با پرونده جنایت هولناکی روبرو بودند که قاتل یا قاتلان بهطرز وحشیانهای مرد تاکستانی را به قتل رسانده و با انتقال پیکر بیجانش به جاده نیکویه، برای آنکه هویت مقتول مورد شناسایی قرار نگیرد جسد او را به آتش کشیده بودند.
تحقیقات، کارآگاهان را به فرضیههای متعددی درباره چگونگی و انگیزههای قتل این مرد کشاند. هنگامی که پزشکی قانونی علت قتل را ناشی از خفگی مقتول بر اثر فشردهشدن راههای تنفسی اعلام کرد، کارآگاهان با احتمال اطلاع یکی از اعضای خانواده مقتول از چگونگی وقوع جنایت، اعضای این خانواده را بار دیگر به پلیس آگاهی فراخوانده و مورد تحقیق و بازجویی قرار دادند.
در این بازجوییها، اظهارات ضد و نقیض همسر مقتول، شک کارآگاهان را برانگیخت. وی که ابتدا تلاش داشت همچنان خود را بیخبر از ماجرا نشان دهد در برابر شگردهای پلیسی، ناچار به بیان حقیقت شد و از مردی نام میبرد که در همسایگی آنها مغازه دارد. همسر مقتول مدعی شد؛ این مرد از مدتی قبل مزاحم وی بوده و تهدید کرده بود که برای ازدواج با او، همسرش را خواهد کشت.
با اعترافات این زن، با دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان تاکستان، بلافاصله مرد مغازهدار دستگیر شد، اما تنها مظنون پرونده دست داشتن خود در این جنایت را تکذیب کرد. در شرایطی که مظنون اصلی پرونده همچنان بر بیخبری خود از قتل اصرار میورزید، کارآگاهان موفق به یافتن مدارکی شدند که دخالت این فرد در قتل مرد ناپدید شده را اثبات میکرد. یافتن این مدارک کافی بود تا مرد مظنون، لبهایش به اعتراف گشوده شود و در ادامه بازجوییها راز سر به مهر این جنایت را فاش میکند.
متهم در اعترافات تکاندهندهی خود به کارآگاهان پلیس گفت: «من با همدستی فرد دیگری این قتل را انجام دادم. او را به زور به داخل خانه کشاندیم. مقتول شوکه شده بود؛ وقتی به او گفتیم میخواهیم او را به قتل برسانیم حسابی ترسیده بود. باورش نمیشد. مقتول با ما گلاویز شد، اما تاب مقاومت با ما را نداشت؛ ابتدا او را با روسری خفه کردیم و سپس مقتول را با خودرو به جاده نیکویه منتقل کردیم و برای آنکه مشخص نشود که چه کسی است، جسدش را به آتش کشیدیم و زیر یک پل دفن کردیم.»
با اعترافات متهم سنگدل، همدست وی نیز دستگیر شد، اما وی در جریان بازجویی اتهام قتل را رد کرد و جنایت را به گردن دوستش انداخت. درحالیکه هر یک از متهمان دیگری را بهدستداشتن در جنایت متهم میکند، تحقیقات کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی شهرستان تاکستان برای روشن شدن نقش متهمان در قتل مرد ناپدید شده، همچنان ادامه دارد.


