• امروز : پنج شنبه - ۷ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 12 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Thursday - 28 May - 2026
نیما حسن‌بیگی:

ظرفیت مدیران قزوین برای هنر باید بیشتر باشد

  • کد خبر : 3205
  • 31 آگوست 2015 - 17:32
ظرفیت مدیران قزوین برای هنر باید بیشتر باشد
کار هنری را از سال 1380 در تبریز با شعر و داستان‌نویسی شروع کرده است و از سال 1384 با حضور در موسسه کارنامه در کارگاه‌های دکتر حمید امجد به‌طور جدی و حرفه‌ای به نمایشنامه‌نویسی پرداخته، اما آغاز فیلمسازی‌اش برمی‌گردد به ورودش به انجمن سینمای جوان در سال 1385. 

نیما حسن‌بیگی، نویسنده و فیلمسازی است که تجربه‌کردن را دوست دارد و کارنامه متنوعش گواه این مدعاست. فیلم‌های داستانی «انتهای سفر پروانه‌ها»، «جنگل پنهان»، «اولین عید» و مستند پرتره «وارث باربد»، «اقبال ایران»؛ مستند اجتماعی «هم سایه» و مُستند ورزشی «جام شهید بابایی» و… تجربه‌های فیلمسازی نویسنده‌ای است که فیلمنامه‌های نیمه‌بلند ساده، مثل کودکی را به چاپ رسانده است.

 با این سوال شروع می‌کنیم؛ فیلمسازی در عرصه مستند چه تفاوت‌هایی با عرصه داستانی دارد؟
از لحاظ زبان سینما فرقی با هم ندارند. مبانی هر دو یکی‌ است و کسی که سینما و درام را بشناسد می‌تواند در هر دو شاخه فعالیت کند، اما این دو نوع سینما از لحاظ فرم تفاوت‌های مهمی با هم دارند، البته جای گفتن نیست که شباهت‌های بسیاری هم دارند. در سینمای داستانی این فیلمساز است که سوژه را هدایت می‌کند و به آن خط می‌دهد، هر چند این در مورد نوعی از سینمای تجربی صدق نمی‌کند، ولی در مستند این سوژه است که خط‌مشی را مشخص می‌کند و روایت را به جلو می‌برد. البته این به ژانر، فرم، الگوی روایت و هدف فیلمساز نیز وابسته است. در بسیاری از فیلم‌های مستند، فیلمساز آنقدر در هدایت سوژه دخیل است که مستند به داستانی نزدیک می‌شود. این دخالت هم در قصه، هم در نوع تصویربرداری، هم در چیدمان صحنه و هم در حرکات و گفتارِ سوژه پدید می‌آید. در مستندهای مصاحبه‌محور که بیشتر گزارشی‌اند الگوی تقریبا یکسانی وجود دارد. در این نوع مستند سوژه تقریبا تحت کنترل فیلمساز است. بدیهی است عکس این هم در سینمای داستانی ممکن است اتفاق بیفتد، به‌طوری‌که فیلم داستانی به مستند نزدیک شود.

 شما مستندی با نام وارث باربد در مورد ابوالحسن‌خان اقبال‌آذر ساخته‌اید ، چرا این شخصیت را انتخاب کردید و نتیجه کار از نظر خودتان چگونه شده است؟
من در شهری زندگی می‌کنم با تاریخ و فرهنگی غنی. ما در قزوین آثاری ارزشمند از زمان قاجار، صفویه، سلجوقیان و آل‌بویه داریم. تپه زاغه که در منطقه بویین‌زهرا قرار دارد نزدیک به دوازده‌هزار سال پیشینه دارد و مربوط به عصر آهن است. گفته می‌شود تپه زاغه اولین مکان یکجانشینی در فلات ایران است. از آنجا که من به تاریخ بسیار علاقه دارم و تاریخ و تمدن این شهر برایم مهم است، دوست دارم دریافت‌هایم را در اختیار دیگران هم بگذارم و چه راهی بهتر از سینما برای این کار! البته سعی می‌کنم در داستان‌ها و فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌هایم هم به این مهم دست یابم. از آنجا که ابوالحسن‌خان قزوینی، ملقب به اقبال‌السطان و مشهور به اقبال آذر یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ایران در زمینه موسیقی است، تصمیم گرفتم فیلمی درباره‌اش بسازم تا هم خودم ایشان را بشناسم و هم دیگرانی که نمی‌شناسند. پژوهش این کار از بهمن‌ماه ۱۳۹۰ شروع شد و کار تا آبان‌ماه ۱۳۹۳ به طول انجامید. حاصل این تلاش دو فیلم است به نام‌های «اقبالِ ایران»، به کارگردانی من و تهیه‌کنندگی انجمن سینمای جوان و «وارثِ باربد»، به تهیه‌کنندگی و کارگردانی من و تهیه‌شده در شبکه استانی قزوین. هر دو فیلم مصاحبه‌محور است و روایت گزارشی دارد، اما در فرم و ساختار متفاوتند. «اقبالِ ایران» که در دو نسخه ۵۶دقیقه و ۳۴دقیقه تهیه شده با ریتمی تُند، تاریخ ایران از انقلاب مشروطه تا سقوط فرقه دموکرات آذربایجان را روایت می‌کند. این فیلم، بیشتر سویه سیاسی اقبال‌آذر را بررسی می‌کند و در واقع پرتره‌ای تاریخی است، اما «وارث باربد» با ریتم ملایمتر در ۵۰دقیقه، صرفا به جنبه موسیقایی اقبال‌آذر می‌پردازد.باید بگویم هر دو فیلم را دوست دارم، ولی هرگز از نتیجه رضایت کامل ندارم. همیشه بهتر هم وجود دارد. این حس را در مورد همه آثارم دارم چه فیلم‌ها و چه نوشته‌ها.

 فیلمسازی مستقل و کوتاه چه ویژگی‌هایی دارد و در عرصه فیلمسازی عصر حاضر چه جایگاهی دارد؟ تحلیل شما از وضعیت فیلم کوتاه در قزوین چیست؟
سوال پیچیده‌ای کردید! فکر می‌کنم درحال‌حاضر مهمترین ویژگیِ فیلمسازی مستقل دردسرِ آن است؛ دردسر بودجه و یافتن تهیه‌کننده و اسپانسر، دردسرِ گرفتن مجوز از ارگان‌های مختلف و بوروکراسی‌های اداری، دردسرِ پیدا‌کردن تجهیزات و عوامل، دردسرِ چانه‌زدن با مدیران برای تسویه‌حسابِ پروژه‌ها، دردسرِ سر و کله‌زدن  با عوامل غیر حرفه‌ای و…
در جواب سوالتان درباره فیلمسازی مستقل و کوتاه، باید بگویم این سوال از قبلی هم پیچیده‌تر است! در فضای مُرده و ماندآبِ سینمای امروزِ ایران که جایگاه سابقش را در نظر مخاطبان به کُلی از دست داده، سینمای مستقل و کوتاه هم هیچ جایگاهی ندارد. همه داریم دست و پا می‌زنیم تا فقط در این ماندآب غرق نشویم. سینما وابسته به اقتصاد و تکنولوژی است. از خودتان بپرسید در قیاس با هالیوود و سینمای اروپا، ژاپن، چین و کره و حتی سینمای هنگ‌کنگ، ترکیه و هند، سینمای ایران در چه جایگاهی قرار دارد. تکنولوژیِ پیشرفته و اقتصادِ سَرسام‌آورِ سینمای این کشورها با سینمای پوسیده ما قابل مقایسه است؟ سینمایی که هر روز یکی از سالن‌های قدیمی آن تعطیل و تخریب می‌شود. بگذریم از فیلم‌های سفارش‌شده که با بودجه میلیاردی ساخته می‌شوند و تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. و یا فیلم‌هایی که چند کارگردان خوش‌ذوق گهگاه می‌سازند که تعداد آنها هم به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. این تعدادِ کم، نمونه‌های کافی و محکم برای دفاع از سینمای یک کشور نیستند.
و اما بخش آخر سوال که درباره وضعیت فیلم کوتاه در قزوین پرسیدید باید بگویم؛ موضوع آنقدر پیچیده است که باور کنید نمی‌توانم جوابی برایش پیدا کنم! شاید هم تحلیلی ندارم!

 بگذریم! از حال و هوای داستان‌نویسی قزوین چه خبر؟ نسبت به سال‌های گذشته که قزوین داستان‌نویسان خوبی به کشور معرفی می‌کرد به‌نظر می‌رسد دوران رکود در این زمینه است؛ علت را در چه می‌دانید؟
مُشت نمونه خروار است. بعد از نسلی که رفت، شما داستان‌نویس برجسته‌ای در ایرانِ پهناور سراغ دارید؟ البته برای محمود دولت‌آبادی آرزوی سلامتی و طول عمر می‌کنیم.
 برای آینده چه برنامه‌هایی دارید؟
مهمترین برنامه‌ام رفتنِ از قزوین در اولین فرصت است. ظرفیتِ این شهر برای فعالیت هنری و فرهنگی بسیار بالاست، اما  ظرفیت مدیران برای هنر باید بیشتر باشد. قزوین را با اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد، اهواز، بوشهر و همدان مقایسه کنید. سال‌هاست که هیچ اتفاقِ مهمِ فرهنگی- هنری در این شهر نیفتاده! و این اصلا برای مدیران و مسوولان اهمیتی ندارد، حتی مدیران فرهنگی !
اما اگر بخواهم بیشتر درباره برنامه آینده‌ام بگویم؛ برنامه‌ام این است که همچنان تلاش ‌کنم فیلم بسازم و بنویسم. چند پروژه مستند پیش رو دارم که یکی از آنها مرحله پیش تولید را طی می‌کند. نمایشنامه‌ای هم در دست دارم که تا پایان سال تمام می‌شود و فیلم بلندی که شاید سال ۹۵ و یا ۹۶ ساخته شود.

  فیلم‌های نساخته و داستان‌های ننوشته‌ای دارید که دلتان بخواهد ساخته و نوشته شوند؟
بله. فیلم‌های نساخته و نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌ها و داستان‌های ننوشته‌ و کتاب‌های نخوانده‌ام آنقدر زیاد است که می‌ترسم عمرم کفاف ندهد!

بیتا دارابی

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3205

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.