با این همه اما، آنچه در سال های اخیر در توسعه شهری قزوین رخ داده است؛ بیش از آنکه شهروند را محور قرار دهد، اولویت نخست را به خودرو داده است. کافی است بخواهید با دوچرخه، مسیر فردوسی شمالی را به سمت شمال و خیابان شهید بابایی طی کنید؛ راه مسدود است. یا ناچارید در اقدامی خطر آفرین از عرض بلوار شهید بهشتی بگذرید، یا دوچرخه را بر دوش بگذارید و از پلههای نفسگیر پل روگذر عابر پیاده بالا بروید و به آنسو برسید و یا اینکه به سمت پل نصر طی مسیر کنید و خطرات ناشی از عبور در مسیری که تنها برای خودرو طراحی شده را به جان بخرید.
این وضعیت تنها برای دوچرخهسواران نیست بلکه عابران میانسال و سالخورده هم، برای عبور از این مسیر با مشکلات عدیدهای روبرو هستند؛ تنها پل روگذر این مسیر، برقی نیست و استفاده از آن برای اینگونه عابران، ناشدنی است. همچنانکه عبور از محدوده پل نصر و یا بسیاری از پروژههای شهری نیز برای عابران، به دلیل نادیده انگاشته شدن در طراحی این تقاطعها، با خطرات جدی همراه است.
اینکه چرا اینگونه است را با رییس انجمن صنفی مهندسان معمار استان در میان گذاشتیم. مهندس محمدرضا نوروزیان با تاکید بر اینکه، این مساله به نوع نگاه مدیران شهری بازمیگردد، به فروردین امروز میگوید: «به اعتقاد من، متاسفانه نه فقط در مدیران شهری قزوین، که دیدگاه غالب حاکم بر شهرهای کشور، نگاه انسان محور نیست، بلکه شهرداریها در پی آن هستند که بودجه خود را تامین کنند و بر اساس همین عطش، پروژه هایی را تعریف می کنند که حجم زیادی داشته باشد و به اصطلاح دهان پرکن باشد، اما اینکه جایگاه شهروندان در این پروژهها کجاست، چندان مدنظر این مدیران نیست.»
وی میافزاید: «مدیران شهری ما دارند ماشینها را مدیریت میکنند؛ یعنی شهر را برای راحتی ماشینها تغییر میدهند نه آسایش انسانها. اینان دنبال مسایلی هستند که شاید غرب نزدیک به نیم قرن است از آن دوری می کند و آن ماشین محور بودن است.»
نوروزیان با تاکید بر اینکه، مدیریت شهری در خوشبینانه حالت، به دنبال حذف آدمها از فضاهای شهری است، اضافه میکند: «به همین دلیل است که شما میبینید انسان از تاسیسات و محدثات جدید حذف شده است. مسیر پیاده به فراموشی سپرده شده و انسان، شهروندی که میبایست فضایی آرام و مطمئن از نظر امنیت داشته باشد تا در شهر قدم بزند، امروز با ناامنی مواجه شده است.»
رییس کانون صنفی معماری ایران، تردد آسان خودروها در شهر را زمینه ساز یک آشفتگی و آلودگی میداند و خاطرنشان میکند: گرچه همین سهولت در تردد خودروها با حجم روز افزون فروش تراکم، در آینده بهم خواهد خورد و شهر را با مشکلات ترافیکی تازهای روبرو خواهد کرد.»
وی تصریح میکند: لازمه تحقق دیده شدن انسان، توقف اینگونه پروژههای غیر ضروری است و شورای شهر به عنوان پارلمان شهری موظف است به نمایندگی از سوی مردم، حقوق شهروندان را مورد پیگیری قرار دهد.»
یک کارشناس اجتماعی نیز معتقد است؛ «طراحی و اجرای پروژههای شهری که نتیجه آن آسایش و آرامش بیشتر شهروندان نباشد، سبب رشد افسردگی در قزوین خواهد شد.» سیما میرصادقی به فروردین امروز میگوید: «قزوین، دومین شهر افسرده کشور است و این مساله دلایل متعددی دارد، اما از زمره مهمترین علتهای آن، ساختار معماری و نوع شهرسازی است که بیش از آنکه، باعث شادابی و نشاط و سر زندگی مردم شود، سبب انزوا و افسردگی شده است.»
وی محیط زندگی و بافت زیستی را مهمترین عنصر در شادابی یا افسردگی میداند و تاکید میکند: «مدیریت شهری باید ضمن حفظ محله های سنتی به عنوان شیرازه شهر دیرینه قزوین، در طراحی پروژه های شهری و ایجاد بافتهای جدید مسکونی؛ بیش از هر مساله دیگری، آسایش و آرامش شهروندان را مدنظر قرار دهد که اگر چنین شود، قطعا شهر پویایی و نشاط خود را باز خواهد یافت.»
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه، باید از تجربه دیگر شهرها در این زمینه درس بگیریم، میافزاید: «در طول ۲۶سال گذشته، ده ها کیلومتر بزرگراه و صدها پل طبقاتی و تقاطع غیرهمسطح در تهران به بهره برداری رسیده است، اما با این همه مشکل ترافیک همچنان، معضل اصلی پایتخت است. دلیل بی نتیجه بودن این اقدامات در گشودن گره ترافیک در تهران، خودرو محور بودن پروژههای شهری است و تا زمانی که انسان در این پروژه ها، کمتر دیده شود احداث صدها کیلومتر بزرگراه دیگر هم، مشکل تهران را حل نخواهد کرد.»
شهر جولانگاه خودرو نیست، بلکه زیستگاهی برای زندگی آرام، با نشاط و پُر از امید انسان هایی است که صاحبان این شهرند. توجه به شهروندان و اولویت بخشیدن به آنان و نیازهایشان، پروژهها و طرحهای عمرانی شهری را سبب ساز افزایش نشاط شهری و امید اجتماعی خواهد نمود؛ همچنانکه بیتوجهی به آن، باعث رنگ باختن سرزندگی و شادابی در قزوین خواهد شد.
این وضعیت تنها برای دوچرخهسواران نیست بلکه عابران میانسال و سالخورده هم، برای عبور از این مسیر با مشکلات عدیدهای روبرو هستند؛ تنها پل روگذر این مسیر، برقی نیست و استفاده از آن برای اینگونه عابران، ناشدنی است. همچنانکه عبور از محدوده پل نصر و یا بسیاری از پروژههای شهری نیز برای عابران، به دلیل نادیده انگاشته شدن در طراحی این تقاطعها، با خطرات جدی همراه است.
اینکه چرا اینگونه است را با رییس انجمن صنفی مهندسان معمار استان در میان گذاشتیم. مهندس محمدرضا نوروزیان با تاکید بر اینکه، این مساله به نوع نگاه مدیران شهری بازمیگردد، به فروردین امروز میگوید: «به اعتقاد من، متاسفانه نه فقط در مدیران شهری قزوین، که دیدگاه غالب حاکم بر شهرهای کشور، نگاه انسان محور نیست، بلکه شهرداریها در پی آن هستند که بودجه خود را تامین کنند و بر اساس همین عطش، پروژه هایی را تعریف می کنند که حجم زیادی داشته باشد و به اصطلاح دهان پرکن باشد، اما اینکه جایگاه شهروندان در این پروژهها کجاست، چندان مدنظر این مدیران نیست.»
وی میافزاید: «مدیران شهری ما دارند ماشینها را مدیریت میکنند؛ یعنی شهر را برای راحتی ماشینها تغییر میدهند نه آسایش انسانها. اینان دنبال مسایلی هستند که شاید غرب نزدیک به نیم قرن است از آن دوری می کند و آن ماشین محور بودن است.»
نوروزیان با تاکید بر اینکه، مدیریت شهری در خوشبینانه حالت، به دنبال حذف آدمها از فضاهای شهری است، اضافه میکند: «به همین دلیل است که شما میبینید انسان از تاسیسات و محدثات جدید حذف شده است. مسیر پیاده به فراموشی سپرده شده و انسان، شهروندی که میبایست فضایی آرام و مطمئن از نظر امنیت داشته باشد تا در شهر قدم بزند، امروز با ناامنی مواجه شده است.»
رییس کانون صنفی معماری ایران، تردد آسان خودروها در شهر را زمینه ساز یک آشفتگی و آلودگی میداند و خاطرنشان میکند: گرچه همین سهولت در تردد خودروها با حجم روز افزون فروش تراکم، در آینده بهم خواهد خورد و شهر را با مشکلات ترافیکی تازهای روبرو خواهد کرد.»
وی تصریح میکند: لازمه تحقق دیده شدن انسان، توقف اینگونه پروژههای غیر ضروری است و شورای شهر به عنوان پارلمان شهری موظف است به نمایندگی از سوی مردم، حقوق شهروندان را مورد پیگیری قرار دهد.»
یک کارشناس اجتماعی نیز معتقد است؛ «طراحی و اجرای پروژههای شهری که نتیجه آن آسایش و آرامش بیشتر شهروندان نباشد، سبب رشد افسردگی در قزوین خواهد شد.» سیما میرصادقی به فروردین امروز میگوید: «قزوین، دومین شهر افسرده کشور است و این مساله دلایل متعددی دارد، اما از زمره مهمترین علتهای آن، ساختار معماری و نوع شهرسازی است که بیش از آنکه، باعث شادابی و نشاط و سر زندگی مردم شود، سبب انزوا و افسردگی شده است.»
وی محیط زندگی و بافت زیستی را مهمترین عنصر در شادابی یا افسردگی میداند و تاکید میکند: «مدیریت شهری باید ضمن حفظ محله های سنتی به عنوان شیرازه شهر دیرینه قزوین، در طراحی پروژه های شهری و ایجاد بافتهای جدید مسکونی؛ بیش از هر مساله دیگری، آسایش و آرامش شهروندان را مدنظر قرار دهد که اگر چنین شود، قطعا شهر پویایی و نشاط خود را باز خواهد یافت.»
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه، باید از تجربه دیگر شهرها در این زمینه درس بگیریم، میافزاید: «در طول ۲۶سال گذشته، ده ها کیلومتر بزرگراه و صدها پل طبقاتی و تقاطع غیرهمسطح در تهران به بهره برداری رسیده است، اما با این همه مشکل ترافیک همچنان، معضل اصلی پایتخت است. دلیل بی نتیجه بودن این اقدامات در گشودن گره ترافیک در تهران، خودرو محور بودن پروژههای شهری است و تا زمانی که انسان در این پروژه ها، کمتر دیده شود احداث صدها کیلومتر بزرگراه دیگر هم، مشکل تهران را حل نخواهد کرد.»
شهر جولانگاه خودرو نیست، بلکه زیستگاهی برای زندگی آرام، با نشاط و پُر از امید انسان هایی است که صاحبان این شهرند. توجه به شهروندان و اولویت بخشیدن به آنان و نیازهایشان، پروژهها و طرحهای عمرانی شهری را سبب ساز افزایش نشاط شهری و امید اجتماعی خواهد نمود؛ همچنانکه بیتوجهی به آن، باعث رنگ باختن سرزندگی و شادابی در قزوین خواهد شد.


