بعد از اجرای کوتاه نوازنده ها، علیزاده به صحنه آمد. با آمدن محمد علیزاده، خواننده با احساس کشور سالن اجرای کنسرت، که نه! سالن ورزشی الغدیر با فریاد حاضران به هوا رفت.
علیزاده هم بین و هم بعد از هر آهنگ، طبق معمول گفت که چقدر طرفدارانش را دوست دارد و مردم قزوین هم هر بار بیش از آهنگ قبلی، جیغ کشیدند و با او همخوانی کردند.
علیزاده گفت: خوشحالم به شهری آمده ام که تنها ١٠٠کیلومتر با محل تولد من فاصله دارد و سپس شروع به خواندن آهنگ پر طرفدار “زخم”، “میشه نگام کنی” و… کرد و آرزو کرد که با عاشقانه های جدیدش به این شهر ٩ هزار ساله بازگردد.
هر چقدر سانس اول خوب برگزار شد، سانس دوم اما با تأخیر نیم ساعته شروع شد و پس از آن بود که اتفاقات عجیب و غریبی در سالن محل برگزاری روی داد. برایم جالب شد که دیدم حاضران، اشک ریزان با علیزاده همخوانی می کنند و او را که با دلی گرفته، گفت: می خواستم چند آهنگ دیگر را که دوست شان دارم برایتان اجرا کنم، اما دیدید که نشد. و این بار، مردم با همه انرژی شان برای علیزاده دست زدند و او را بدرقه کردند.
علیزاده هم بین و هم بعد از هر آهنگ، طبق معمول گفت که چقدر طرفدارانش را دوست دارد و مردم قزوین هم هر بار بیش از آهنگ قبلی، جیغ کشیدند و با او همخوانی کردند.
علیزاده گفت: خوشحالم به شهری آمده ام که تنها ١٠٠کیلومتر با محل تولد من فاصله دارد و سپس شروع به خواندن آهنگ پر طرفدار “زخم”، “میشه نگام کنی” و… کرد و آرزو کرد که با عاشقانه های جدیدش به این شهر ٩ هزار ساله بازگردد.
هر چقدر سانس اول خوب برگزار شد، سانس دوم اما با تأخیر نیم ساعته شروع شد و پس از آن بود که اتفاقات عجیب و غریبی در سالن محل برگزاری روی داد. برایم جالب شد که دیدم حاضران، اشک ریزان با علیزاده همخوانی می کنند و او را که با دلی گرفته، گفت: می خواستم چند آهنگ دیگر را که دوست شان دارم برایتان اجرا کنم، اما دیدید که نشد. و این بار، مردم با همه انرژی شان برای علیزاده دست زدند و او را بدرقه کردند.
سیما رامین نیا


