پرونده این جنایت هنگامی گشوده شد که ظهر ۲۰ دیماه امسال، کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی استان از قتل زن ۸۰ سالهای در یکی از خانههای محله بلاغی قزوین با خبر شدند. بررسیهای اولیه بعد از معاینه جسد نشان داد که پیرزن بر اثر انسداد مجاری تنفسی به قتل رسیده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، کارآگاهان در جریان تحقیق متوجه شدند که عروس خانواده از مدتها قبل با مادر شوهرش اختلاف داشته است. زن میانسال که برای بازجویی به پلیس آگاهی فراخوانده شده بود وقتی مورد تحقیق قرار گرفت دچار تناقض گویی شد و سرانجام به قتل مادر شوهرش اعتراف کرد.
متهم به کارآگاهان پلیس گفت: «از مدتی قبل به اصرار همسرم، به خانه عمه ام که مادر شوهرم نیز بود نقل مکان کردیم و در یکی از طبقات این خانه ساکن شدیم. شوهرم اصرار داشت که از مادرش مراقبت کنم. در این مدت مادرشوهرم مدام به من زخم زبان میزد به خاطر همین از شوهرم خواستم تا مادرش را به سرای سالمندان منتقل کند، اما او مخالف بود.»
عروس خطاکار افزود: «ظهر روز شنبه در حالی که در خانه تنها بودیم تصمیم به قتل او گرفتم. ابتدا بالشی روی دهانش گذاشتم و آن قدر نگه داشتم تا اینکه نفسش بند آمد. بعد هم طلاهایش را سرقت و در گودالی پنهان و خانه را ترک کردم تا با صحنهسازی ادعا کنم که قتل به خاطر سرقت اتفاق افتاده است.»
با ادعای این زن، کارآگاهان راهی محلی شدند که وی ادعا میکرد طلاها را در آنجا دفن کرده، اما زمانی که نشانی از طلاها پیدا نشد. این بار عروس خطاکار با سناریوی تازهای ادعا کرد که طلاها را داخل سطل زباله رها کرده و مأموران شهرداری آن را منتقل کردهاند. براساس این خبر، با اعتراف صریح زن میانسال به ارتکاب قتل و بازسازی صحنه جرم، وی به اتهام قتل عمل و سرقت طلاجات مقتول با قرار قضایی صادره روانه زندان شد تا تحقیقات قضایی پرونده تکمیل گردد.
متهم به کارآگاهان پلیس گفت: «از مدتی قبل به اصرار همسرم، به خانه عمه ام که مادر شوهرم نیز بود نقل مکان کردیم و در یکی از طبقات این خانه ساکن شدیم. شوهرم اصرار داشت که از مادرش مراقبت کنم. در این مدت مادرشوهرم مدام به من زخم زبان میزد به خاطر همین از شوهرم خواستم تا مادرش را به سرای سالمندان منتقل کند، اما او مخالف بود.»
عروس خطاکار افزود: «ظهر روز شنبه در حالی که در خانه تنها بودیم تصمیم به قتل او گرفتم. ابتدا بالشی روی دهانش گذاشتم و آن قدر نگه داشتم تا اینکه نفسش بند آمد. بعد هم طلاهایش را سرقت و در گودالی پنهان و خانه را ترک کردم تا با صحنهسازی ادعا کنم که قتل به خاطر سرقت اتفاق افتاده است.»
با ادعای این زن، کارآگاهان راهی محلی شدند که وی ادعا میکرد طلاها را در آنجا دفن کرده، اما زمانی که نشانی از طلاها پیدا نشد. این بار عروس خطاکار با سناریوی تازهای ادعا کرد که طلاها را داخل سطل زباله رها کرده و مأموران شهرداری آن را منتقل کردهاند. براساس این خبر، با اعتراف صریح زن میانسال به ارتکاب قتل و بازسازی صحنه جرم، وی به اتهام قتل عمل و سرقت طلاجات مقتول با قرار قضایی صادره روانه زندان شد تا تحقیقات قضایی پرونده تکمیل گردد.


