• امروز : سه شنبه - ۵ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 10 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Tuesday - 26 May - 2026

طناب دار، فرجام مردی که دوستش را کشت

  • کد خبر : 2419
  • 04 ژانویه 2015 - 0:55
طناب دار، فرجام مردی که دوستش را کشت
مردی که با به قتل رساندن دوستش در شهرصنعتی البرز، جسد او را به آتش کشیده بود به دار مجازات آویخته شد.پرونده این جنایت هنگامی در پلیس آگاهی استان گشوده شد که شانزدهم شهریور سال 89، ماموران پلیس به‌دنبال تماس چوپانی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 قزوین، جسد نیمه‌سوخته‌ مردی را در منطقه‌ای کوهستانی در حوالی روستای میزوج در شمال قزوین کشف کردند. 

تحقیقات کارآگاهان برای کشف راز این جنایت هولناک در حالی آغاز شد که هویت مقتول برای آنان ناشناخته بود و هیچگونه مدرک شناسایی در لباس‌های نیم‌سوخته جسد به‌دست نیامده بود و صورت او نیز بر اثر سوختگی قابل تشخیص دقیق نبود.
کارآگاهان که از شناسایی هویت مقتول ناامید شده بودند به جستجو در فایل افراد ناپدید شده پرداختند. در همین مرحله بود که آنان به فردی به نام «محمود. ک» برخوردند که مشخصات وی شباهت زیادی با جسد کشف شده داشت. با فراخواندن پدر این فرد، او پس از حضور در سردخانه، تایید کرد که جسد همان پسر ناپدید شده‌اش است.
بدین ترتیب، با شناسایی هویت جسد، تحقیقات پلیس جنایی وارد فاز جدیدی شد. کارآگاهان درحالی‌که پزشکی قانونی  در معاینه جسد، علت مرگ را شکستگی وسیع جمجمه و عوارض ناشی از آن اعلام کرده بود، در جریان تحقیقات خود به ارتباط مقتول با یکی از دوستانش به نام «عباس. ب» دست یافتند. همین یافته کافی بود تا وی مورد تحقیق قرار گیرد؛ تنها مظنون پرونده که تلاش داشت خود را در غم از دست دادن دوستش سوگوار نشان دهد، در جریان بازجویی‌ها، دچار تناقض‌گویی شد، اما همچنان بر بی‌خبری خود از راز قتل محمود تاکید می‌ورزید.
کارآگاهان که با تناقض‌گویی‌های عباس، شکشان به او بیشتر شده بود، با بهره‌گیری از شگردهای پلیسی و ادامه بازجویی‌ها، قفل لب‌های او را گشودند و مرد مظنون که دیگر دستش باز شده بود چاره‌ای جز اعتراف نیافت و مهر سکوت را شکست و به قتل دوستش اقرار کرد.
متهم گفت: «دو روز بود که مقتول به خانه‌ام در خیابان سهرودی شهرصنعتی البرز آمده بود و در این مدت موادمخدر مصرف می‌کرد، هر کاری می‌کردم از خانه‌ام نمی‌رفت، انگار قصد رفتن نداشت، حتی خواستار برقراری روابط غیراخلاقی در منزل من بود، حسابی اعصابم را به‌هم ریخته بود و برای همین هم، همسرم خانه را ترک و به‌حالت قهر به خانه پدرش رفته بود. برای اینکه از شرّ محمود خلاص شوم از دوست مشترکی کمک خواسته تا هر‌طور شده محمود را از خانه بیرون کند. پادرمیانی و صحبت‌های علی هم کارساز نشد. با او شروع به بحث و مشاجره کردم تا اینکه کار به درگیری کشید، مقتول با خنجری که داشت، سعی کرد مرا بزند من هم سندان کفاشی را به سمتش پرتاب کردم که به سرش اصابت کرد و به زمین افتاد.»
عباس افزود: «به شدت ترسیده بودم، بلافاصله خانه را ترک کردم. پس از حدود سه چهار ساعت دوباره به خانه بازگشتم. محمود دیگر جانی در بدن نداشت و فوت کرده بود. برای اینکه از شرّ جسد خلاص شوم، ماشین دامادمان را از او امانت گرفتم و جسد را لای پتویی پیچیدم و ساعت چهار صبح به سمت قزوین حرکت کردم و جسد را در اطراف روستای میزوج از ماشین بیرون آوردم و برای اینکه راز کشتن او فاش نشود جسد را مانند آنچه در فیلم‌ها دیده بودم با بنزین آتش زدم و به سرعت به خانه بازگشتم و همه چیز را مرتب کردم.»
با اعتراف صریح متهم به ارتکاب قتل، پرونده با صدور قرار مجرمیت و تنظیم کیفر خواست به شعبه دوم دادگاه کیفری استان ارسال شد و قضات دادگاه نیز در جریان رسیدگی به این پرونده، دفاعیات متهم و وکیل وی مبنی بر دفاع مشروع را قابل قبول ندانسته و به قصاص قاتل حکم دادند.
این حکم مورد اعتراض وکیل متهم قرار گرفت، اما با رد اعتراض توسط قضات دیوان عالی کشور و همچنین اصرار اولیای دم بر قصاص قاتل فرزند خود، حکم قصاص پس از موافقت رییس قوه قضاییه، سحرگاه بیست‌و‌هفتم آذرماه امسال در زندان چوبیندر قزوین به اجرا درآمد و عامل این جنایت تکان‌دهنده پس از چهار سال به دار مجازات آویخته شد.

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2419

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.