• امروز : سه شنبه - ۵ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 10 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Tuesday - 26 May - 2026

رابطه پنهانی رنگ خـون گرفت

  • کد خبر : 2360
  • 24 دسامبر 2014 - 11:19
رابطه پنهانی رنگ خـون گرفت
مرد قزوینی که با زنی در هشتگرد رابطه پنهانی داشت پس از آنکه او تصمیم گرفت با خواستگارش ازدواج کند، زن جوان را با ضربات چاقو کشت.

پرونده این جنایت هنگامی در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوجبلاغ گشوده شد که تماس تلفنی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰، ماموران کلانتری شهر جدید هشتگرد را به آپارتمان‌های مسکن مهر در حاشیه این شهر کشاند. ماموران پلیس که از وقوع جنایت در یک آپارتمان مسکونی در این مجموعه با خبر شده بودند هنگامی که پا به داخل این آپارتمان گذاشتند با پیکر غرق به خون زنی حدودا ۳۵ ساله مواجه شدند که بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به نواحی مختلف بدنش، به قتل رسیده بود. این درحالی بود که دختر نوجوان مقتول نیز از سوی عامل جنایت مورد حمله قرار گرفته و از ناحیه صورت به شدت مجروح شده بود.
با آغاز تحقیقات، ماموران در تحقیق از دختر مقتول و شماری از همسایگان دریافتند که قاتل مرد جوانی است که لحظاتی قبل از حضور آنان در صحنه جنایت، از محل گریخته است. براساس همین یافته‌ها بود که به سرعت واحدهای گشتی پلیس برای شناسایی و دستگیری عامل فراری جنایت وارد عمل شدند و توانستند متهم را که با پای پیاده قصد داشت خود را به اتوبان برساند، ردیابی کرده و دستگیر کنند.
«رسول» که باور نمی‌کرد به این سرعت شناسایی و دستگیر شود پس از آنکه به پلیس آگاهی هشتگرد منتقل شد در نخستین مراحل بازجویی لب به اعتراف گشود و چگونگی ارتکاب جنایت خود را فاش کرد. وی به کارآگاهان گفت: «سال گذشته در قزوین با مقتول که همسرش فوت کرده بود و به همراه دو دخترش در شهر جدید هشتگرد زندگی می‌کرد، آشنا شدم که به دوستی و رابطه پنهانی با او کشیده شد و در این مدت، هرازگاهی برای دیدن مریم به محل سکونتش می‌آمدم و برایش موبایل خریدم و گاهی هزینه‌های زندگی‌اش را پرداخت می‌کردم.»
متهم افزود: «صبح روز جنایت، مریم با من تماس گرفت و گفت قصد دارد با خواستگارش ازدواج کند و به همین خاطر زنگ زده است تا با من خداحافظی کند که با حرف او به شدت دچار خشم شدم و بلافاصله خودم را از قزوین به هشتگرد رساندم و به خانه مریم رفتم.»
رسول در‌حالی‌که بریده بریده حرف می‌زند، ادامه داد: «به محض ورود به خانه مریم، با او حرفم شد و از او خواستم همه هزینه‌هایی که برایش کردم پس بدهد که مشاجره لفظی به درگیری بین ما کشیده شد و من که کنترل خودم را به‌کلی از دست داده بودم به یکباره به سمت آشپزخانه دویدم و با برداشتن چاقو و حمله به مریم، او را با ۱۰ ضربه چاقو از پای درآوردم و چون می‌خواستم فرار کنم و دخترش مانع می‌شد با چاقو یک ضربه به او زدم که به صورتش برخورد کرد و بلافاصله خانه را ترک کرده و تلاش کردم خودم را به اتوبان برسانم و به قزوین بروم که ماموران سر رسیدند و دستگیر شدم.»

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2360

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.