دانشگاه و تحولات تازه
هشت سال پس از آغاز به کار نخستین واحد دانشگاهی در قزوین که تنها با چند رشته تحصیلی و حدود ۲۰۰ دانشجو، در دو ساختمان استیجاری در خیابان خیام، فعالیت خود را پی گرفته بود، وقوع انقلاب تحولات تازهای را در مسیر توسعه واحدهای آموزش عالی رقم زد. مدرسه عالی غزالی به مجتمع آموزش عالی دهخدا تغییر نام یافت و آرام آرام با توسعه رشتههای تحصیلی، بر شمار دانشجویان خود افزود و در اوج سالهای دفاع مقدس، کلنگ احداث بنای این مجتمع در منطقهای که سالیان بعد نام بلوار دانشگاه بینالمللی را به خود گرفت، به زمین خورد.
وزش نسیم توسعه بر بام کهن شهر قزوین، به این واحد دانشگاهی محدود نماند و چند ماه بعد لایحه تاسیس دانشگاه بینالمللی اسلامی قدس در دیماه سال ۱۳۶۲ با هدف گسترش مبانی انقلاب از طریق جذب دانشجویان کشورهای اسلامی در مجلس شورای اسلامی تصویب گردید. دانشگاهی که علیرغم تاسیس، به دلیل اوجگیری دامنه جنگ، امکانی برای فعالیت گسترده نیافت و در سال ۱۳۷۰ بنا به تصویب دولت با مجتمع آموزش عالی دهخدا ادغام گردید و با انتقال به قزوین، با نام دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) فعالیت خود را پی گرفت.
در نخستین سالهای دهه شصت بود که دانشگاه علوم پزشکی قزوین نیز از طریق مشارکت مردمی و هیات امنای منتخب پیریزی شد و سال ۱۳۶۴، اولین قدم آموزشی خود را با پذیرش ۷۵ نفر دانشجو در رشته پزشکی از طریق آزمون سراسری برداشت و بدین ترتیب، شهری که دو دهه پیش از آن، فاقد هرگونه واحد عالی آموزشی بود، به یکباره به یکی از مراکز دانشگاهی کشور تبدیل گردید. این در حالی بود راهاندازی دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۷۱ در قزوین، موقعیت دانشگاهی این شهر را دوچندان ساخت و با گسترش این دانشگاه در نقاط مختلف استان در سالهای پس از آن و شکلگیری و آغاز به فعالیت دانشگاه پیام نور و بیش از ۲۰ واحد آموزش عالی غیرانتفاعی در دهه هفتاد و هشتاد، شمار دانشجویان بومی و غیر بومی استان را به مرز ۱۵۰ هزار نفر رساند و قزوین را بهعنوان یکی از قطبهای برتر دانشگاهی کشور مطرح کرد.
پیامدهایی که دیده نشد
علیرغم گسترش کمی و کیفی واحدهای آموزش عالی در استان در سه دهه پس از انقلاب، پیامدهای تبدیل قزوین به یکی از مراکز دانشگاهی کشور، مورد آسیبشناسی قرار نگرفت و تاثیرات این توسعه شتابان در حوزه فرهنگ، جامعه و اقتصاد استان نادیده گرفته شد.
موضوعی که یک نماینده استان در مجلس، آن را ناشی از عدم توجه به لزوم فراهمآوردن زیرساختهای لازم پیش از تبدیل این شهر به یک مرکز دانشگاهی میداند. سیدمرتضی حسینی با اشاره به افزایش ناگهانی تعداد مراکز دانشگاهی و آموزشی در قزوین و پیامدهای ناشی از افزایش جمعیت دانشجو، میگوید: «در حالی مراکز آموزشی و دانشگاهی برای گرفتن مجوز تاسیس به قزوین هجوم آوردند و جمعیت دانشجو در استان به بیش از ۱۵۰ هزار نفر رسید که بههیچوجه زیرساختهای لازم برای این جمعیت دانشجو فراهم نشده بود.»
وی بابیاناینکه، سالهاست مجوز تاسیس مراکز آموزشی و دانشگاهی در تهران ممنوع شده است که بهدنبال آن دانشگاههای بسیاری در قزوین تاسیس شده و دانشجویان به سمت قزوین آمدهاند، تاکید میکند: «دولتها با اتخاذ سیاست و تدابیری باعث افزایش جمعیت در استان شدند که این افزایش، تاثیرات مثبت و منفی فراوانی داشته است. هر چند خواسته ما از دولت این است که اعتبار و بودجه مناسب برای اقامت دانشجویان و فراهمکردن زیرساختهای حداقلی برای عبور و مرور و تردد دانشجویان را به استان اختصاص دهد تا از حجم مشکلات آنان کاسته شود.»
این نماینده مجلس، افزایش قیمت واحدهای مسکونی و اجارهبها و همچنین تشدید ترافیک و افزایش تردد در محورهای مواصلاتی استان را از پیآمدهای گسترش دانشگاهها و جذب دانشجویان غیر بومی در استان میداند و اضافه میکند: «این وضعیت، قزوین را به دومین استان گران کشور تبدیل کرده است و روند گرانی مسکن و اجارهبها، بر سایر بخشها نیز اثر گذاشته و زندگی در آن را با مشکل روبرو کرده است.»
حسینی خاطرنشان میکند: «هر چند که دانشجوییبودن یک شهر، مزایای بسیاری دارد، اما تبعات آن نیز بسیار است که کمترین آن تلاقی خرده فرهنگها و تاثیرات آن در فرهنگ عمومی است که این موضوع باید توسط مسوولان دیده شده و نحوه پذیرش دانشجو از استانهای مختلف در قزوین را مدیریت کنند.»
ظرفیت دانشگاه در توسعه استان
استاندار قزوین نیز معتقد است: «افزایش مراکز دانشگاهی در استان افتخار نیست، بلکه بایستی به دنبال این کار، قزوین به مرکز علمی مناسبی تبدیل شود.» مرتضی روزبه میگوید: «با داشتن برنامه مدون و تهیه بانک اطلاعاتی میتوان از ظرفیت نخبگان دانشگاهها برای رشد و توسعه استان بهخوبی استفاده و سرعت پیشرفت را دوچندان کرد.».
وی استفاده دقیق و برنامهریزی شده از ظرفیت دانشگاههای استان و نخبگان علمی پرورش یافته در این واحدها را در راستای رشد و توسعه استان ضروری میداند و میافزاید: «چه بخواهیم و چه نخواهیم باید از همه ظرفیتهای علمی و دانشگاهی استان برای عملیکردن برنامههای توسعه استان بهرهمند شویم. نمیتوان این ظرفیتها را نادیده گرفت و از نیروی انسانی پرورش یافته در محیطهای علمی استان برای این مهم غافل شد.»
این روزها، همزمان با ۱۶ آذر روز دانشجو، شاید فرصت مناسبی باشد تا فارغ از همه تحولاتی که دانشگاه و دانشجو میتواند بر فرایند رشد و توسعه یک جامعه بیافریند، گسترش دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در استان مورد آسیبشناسی قرار گرفته و پیامدهای آن به صورت دقیق ارزیابی گردد. یافتههای چنین اقدامی، یقینا افق نگاه مسوولان استان را در برنامهریزیهای آتی فراختر کرده و از آسیبهای فراوان ناشی از شتابزدگی خواهد کاست.
هشت سال پس از آغاز به کار نخستین واحد دانشگاهی در قزوین که تنها با چند رشته تحصیلی و حدود ۲۰۰ دانشجو، در دو ساختمان استیجاری در خیابان خیام، فعالیت خود را پی گرفته بود، وقوع انقلاب تحولات تازهای را در مسیر توسعه واحدهای آموزش عالی رقم زد. مدرسه عالی غزالی به مجتمع آموزش عالی دهخدا تغییر نام یافت و آرام آرام با توسعه رشتههای تحصیلی، بر شمار دانشجویان خود افزود و در اوج سالهای دفاع مقدس، کلنگ احداث بنای این مجتمع در منطقهای که سالیان بعد نام بلوار دانشگاه بینالمللی را به خود گرفت، به زمین خورد.
وزش نسیم توسعه بر بام کهن شهر قزوین، به این واحد دانشگاهی محدود نماند و چند ماه بعد لایحه تاسیس دانشگاه بینالمللی اسلامی قدس در دیماه سال ۱۳۶۲ با هدف گسترش مبانی انقلاب از طریق جذب دانشجویان کشورهای اسلامی در مجلس شورای اسلامی تصویب گردید. دانشگاهی که علیرغم تاسیس، به دلیل اوجگیری دامنه جنگ، امکانی برای فعالیت گسترده نیافت و در سال ۱۳۷۰ بنا به تصویب دولت با مجتمع آموزش عالی دهخدا ادغام گردید و با انتقال به قزوین، با نام دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) فعالیت خود را پی گرفت.
در نخستین سالهای دهه شصت بود که دانشگاه علوم پزشکی قزوین نیز از طریق مشارکت مردمی و هیات امنای منتخب پیریزی شد و سال ۱۳۶۴، اولین قدم آموزشی خود را با پذیرش ۷۵ نفر دانشجو در رشته پزشکی از طریق آزمون سراسری برداشت و بدین ترتیب، شهری که دو دهه پیش از آن، فاقد هرگونه واحد عالی آموزشی بود، به یکباره به یکی از مراکز دانشگاهی کشور تبدیل گردید. این در حالی بود راهاندازی دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۷۱ در قزوین، موقعیت دانشگاهی این شهر را دوچندان ساخت و با گسترش این دانشگاه در نقاط مختلف استان در سالهای پس از آن و شکلگیری و آغاز به فعالیت دانشگاه پیام نور و بیش از ۲۰ واحد آموزش عالی غیرانتفاعی در دهه هفتاد و هشتاد، شمار دانشجویان بومی و غیر بومی استان را به مرز ۱۵۰ هزار نفر رساند و قزوین را بهعنوان یکی از قطبهای برتر دانشگاهی کشور مطرح کرد.
پیامدهایی که دیده نشد
علیرغم گسترش کمی و کیفی واحدهای آموزش عالی در استان در سه دهه پس از انقلاب، پیامدهای تبدیل قزوین به یکی از مراکز دانشگاهی کشور، مورد آسیبشناسی قرار نگرفت و تاثیرات این توسعه شتابان در حوزه فرهنگ، جامعه و اقتصاد استان نادیده گرفته شد.
موضوعی که یک نماینده استان در مجلس، آن را ناشی از عدم توجه به لزوم فراهمآوردن زیرساختهای لازم پیش از تبدیل این شهر به یک مرکز دانشگاهی میداند. سیدمرتضی حسینی با اشاره به افزایش ناگهانی تعداد مراکز دانشگاهی و آموزشی در قزوین و پیامدهای ناشی از افزایش جمعیت دانشجو، میگوید: «در حالی مراکز آموزشی و دانشگاهی برای گرفتن مجوز تاسیس به قزوین هجوم آوردند و جمعیت دانشجو در استان به بیش از ۱۵۰ هزار نفر رسید که بههیچوجه زیرساختهای لازم برای این جمعیت دانشجو فراهم نشده بود.»
وی بابیاناینکه، سالهاست مجوز تاسیس مراکز آموزشی و دانشگاهی در تهران ممنوع شده است که بهدنبال آن دانشگاههای بسیاری در قزوین تاسیس شده و دانشجویان به سمت قزوین آمدهاند، تاکید میکند: «دولتها با اتخاذ سیاست و تدابیری باعث افزایش جمعیت در استان شدند که این افزایش، تاثیرات مثبت و منفی فراوانی داشته است. هر چند خواسته ما از دولت این است که اعتبار و بودجه مناسب برای اقامت دانشجویان و فراهمکردن زیرساختهای حداقلی برای عبور و مرور و تردد دانشجویان را به استان اختصاص دهد تا از حجم مشکلات آنان کاسته شود.»
این نماینده مجلس، افزایش قیمت واحدهای مسکونی و اجارهبها و همچنین تشدید ترافیک و افزایش تردد در محورهای مواصلاتی استان را از پیآمدهای گسترش دانشگاهها و جذب دانشجویان غیر بومی در استان میداند و اضافه میکند: «این وضعیت، قزوین را به دومین استان گران کشور تبدیل کرده است و روند گرانی مسکن و اجارهبها، بر سایر بخشها نیز اثر گذاشته و زندگی در آن را با مشکل روبرو کرده است.»
حسینی خاطرنشان میکند: «هر چند که دانشجوییبودن یک شهر، مزایای بسیاری دارد، اما تبعات آن نیز بسیار است که کمترین آن تلاقی خرده فرهنگها و تاثیرات آن در فرهنگ عمومی است که این موضوع باید توسط مسوولان دیده شده و نحوه پذیرش دانشجو از استانهای مختلف در قزوین را مدیریت کنند.»
ظرفیت دانشگاه در توسعه استان
استاندار قزوین نیز معتقد است: «افزایش مراکز دانشگاهی در استان افتخار نیست، بلکه بایستی به دنبال این کار، قزوین به مرکز علمی مناسبی تبدیل شود.» مرتضی روزبه میگوید: «با داشتن برنامه مدون و تهیه بانک اطلاعاتی میتوان از ظرفیت نخبگان دانشگاهها برای رشد و توسعه استان بهخوبی استفاده و سرعت پیشرفت را دوچندان کرد.».
وی استفاده دقیق و برنامهریزی شده از ظرفیت دانشگاههای استان و نخبگان علمی پرورش یافته در این واحدها را در راستای رشد و توسعه استان ضروری میداند و میافزاید: «چه بخواهیم و چه نخواهیم باید از همه ظرفیتهای علمی و دانشگاهی استان برای عملیکردن برنامههای توسعه استان بهرهمند شویم. نمیتوان این ظرفیتها را نادیده گرفت و از نیروی انسانی پرورش یافته در محیطهای علمی استان برای این مهم غافل شد.»
این روزها، همزمان با ۱۶ آذر روز دانشجو، شاید فرصت مناسبی باشد تا فارغ از همه تحولاتی که دانشگاه و دانشجو میتواند بر فرایند رشد و توسعه یک جامعه بیافریند، گسترش دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در استان مورد آسیبشناسی قرار گرفته و پیامدهای آن به صورت دقیق ارزیابی گردد. یافتههای چنین اقدامی، یقینا افق نگاه مسوولان استان را در برنامهریزیهای آتی فراختر کرده و از آسیبهای فراوان ناشی از شتابزدگی خواهد کاست.
مهدی رضایی


