اسماعیل که به طور خیلی اتفاقی با تیروکمان آشنا شد پس از پنج سال فعالیت در این رشته به عضویت تیم ملی درآمد و حالا یکی از امیدهای اصلی ایران در رشته کامپوند برای کسب مدال در مسابقات آسیایی اینچوان کره محسوب میشود.
همان طور که انتظار میرفت یکی از مدالآوران تیم ایران در مسابقات آسیایی جایزه بزرگ چین تایپه بودی، اگر دقت و تمرکز بیشتری می کردی رنگ مدالت طلایی نبود ؟!
در رشته تیروکمان رقابتها خیلی نزدیک و میلیمتری است و من هم همه تلاشم را در این مسابقات به کار گرفتم تا به طلا برسم اما نشد، ولی رسیدن به نشان نقره هم نتیجه بدی نبود.
قبل از این چند عنوان آسیایی دیگر داشتی؟
برنز تیمی آسیا، طلای انفرادی و تیمی و نقره دو نفر مسابقات جایزه بزرگ تایلند و نشان طلای انفرادی و تیمی بازیهای اسلامی اندونزی از دیگر عناوینم در رقابتهای آسیایی بوده است.
نامت جزء ورزشکاران اعزامی به بازیهای آسیایی اینچوان است و از تو به عنوان یکی از امیدهای تیروکمان ایران برای کسب نشان یاد میشود، آمادگیات برای حضور در این مسابقات مهم چطور است؟
از مدتها پیش برای حضور در این مسابقات تمرکز کردهام، اردوی تیم ملی در حال برگزاری است و آمادگی من و سایر ملیپوشان هم خوب است، همه عزم خود را جزم کردهاند تا نتیجه خوبی در این مسابقات بگیرند، طبق پیشبینیها تیم کامپوند ایران در این رقابتها شانس بالایی برای رفتن به روی سکو دارد و من هم کمانم را برای رسیدن به طلا روی سیبل نشانه خواهم رفت.
تیروکمان جزء ورزشهای گران محسوب میشود، با هزینه ها چه می کنی ؟!
با قسمت اول حرف شما موافقم ولی با بخش بعدی نه (با خنده) من خیلی اتفاقی با تیروکمان آشنا شدم، شاید جالب باشد بدانید که یک بیلبورد تبلیغاتی باعث ورود من به دنیای تیراندازی با کمان شد، سال ۸۶ یک روز که در خیابان قدم میزدم با یک تابلوی تبلیغاتی که در آن از برگزاری کلاسهای آموزشی تیروکمان خبر داده شده بود روبرو شدم و به سالن رفتم و از آنجا به بعد کماندار شدم.
برادر دوقلویت جبرائیل هم همزمان با تو فعالیت در این رشته را آغاز کرد؟
نه جبرائیل، دو سه هفته بعد از به واسطه خودم این رشته را شروع کرد.
درحالحاضر یکی از بهترین کمانداران ایران هستی، حتماً در زمان کودکی هم تیروکمان داشتی و به جان پرندهها میافتادی، اینطور نیست؟
اتفاقاً چرا، یک تیروکمان از چوب برای خودم درست کرده بودم ولی جالب آنجا بود که در میان دوستانم ضعیفترین نشانهگیریها را داشتم!
تجهیزات و لباس مخصوص تیروکمان باید خیلی گران باشد، خودت آن را تهیهکردهای یا فدراسیون؟
نه کمانهایمان را خودمان تهیه میکنیم و تجهیزات دیگر مثل تیر را فدراسیون در اختیار ملیپوشان قرار میدهد، البته کمبود امکانات ویژهی این رشته یکی از معضلات کمانداران است، مثلاً برای تهیه کمان مناسب خیلی مشکلداریم، خودم برای خرید کمان به کره جنوبی و ترکیه سفارش دادم و دست آخر هم پس از ۳ ماه انتظار آن را در سفر از ترکیه تهیه کردم.
در کجا تمرین می کنی؟
دو،سهسالی است که فضای تقریباً مناسبی برای تمرین در شهرستان آبیک داریم اما پیش از آن من و برادرم برای انجام تمریناتمان مجبور بودیم در هفته چند بار به کرج برویم.
تو و برادرت و خانم زهرا شعبانی هر سه از این شهرستان در تیم ملی تیروکمان حضور دارید، آبیکیها ظاهراً نشانهگیری خوبی دارند؟
شاید؛ آبیک جزء شهرهایی است که استعدادهای خوبی در این رشته دارد و در صورت حمایت بیشتر میتواند تیراندازان خوش آتیهای را به این رشته تحویل دهد.
همان طور که انتظار میرفت یکی از مدالآوران تیم ایران در مسابقات آسیایی جایزه بزرگ چین تایپه بودی، اگر دقت و تمرکز بیشتری می کردی رنگ مدالت طلایی نبود ؟!
در رشته تیروکمان رقابتها خیلی نزدیک و میلیمتری است و من هم همه تلاشم را در این مسابقات به کار گرفتم تا به طلا برسم اما نشد، ولی رسیدن به نشان نقره هم نتیجه بدی نبود.
قبل از این چند عنوان آسیایی دیگر داشتی؟
برنز تیمی آسیا، طلای انفرادی و تیمی و نقره دو نفر مسابقات جایزه بزرگ تایلند و نشان طلای انفرادی و تیمی بازیهای اسلامی اندونزی از دیگر عناوینم در رقابتهای آسیایی بوده است.
نامت جزء ورزشکاران اعزامی به بازیهای آسیایی اینچوان است و از تو به عنوان یکی از امیدهای تیروکمان ایران برای کسب نشان یاد میشود، آمادگیات برای حضور در این مسابقات مهم چطور است؟
از مدتها پیش برای حضور در این مسابقات تمرکز کردهام، اردوی تیم ملی در حال برگزاری است و آمادگی من و سایر ملیپوشان هم خوب است، همه عزم خود را جزم کردهاند تا نتیجه خوبی در این مسابقات بگیرند، طبق پیشبینیها تیم کامپوند ایران در این رقابتها شانس بالایی برای رفتن به روی سکو دارد و من هم کمانم را برای رسیدن به طلا روی سیبل نشانه خواهم رفت.
تیروکمان جزء ورزشهای گران محسوب میشود، با هزینه ها چه می کنی ؟!
با قسمت اول حرف شما موافقم ولی با بخش بعدی نه (با خنده) من خیلی اتفاقی با تیروکمان آشنا شدم، شاید جالب باشد بدانید که یک بیلبورد تبلیغاتی باعث ورود من به دنیای تیراندازی با کمان شد، سال ۸۶ یک روز که در خیابان قدم میزدم با یک تابلوی تبلیغاتی که در آن از برگزاری کلاسهای آموزشی تیروکمان خبر داده شده بود روبرو شدم و به سالن رفتم و از آنجا به بعد کماندار شدم.
برادر دوقلویت جبرائیل هم همزمان با تو فعالیت در این رشته را آغاز کرد؟
نه جبرائیل، دو سه هفته بعد از به واسطه خودم این رشته را شروع کرد.
درحالحاضر یکی از بهترین کمانداران ایران هستی، حتماً در زمان کودکی هم تیروکمان داشتی و به جان پرندهها میافتادی، اینطور نیست؟
اتفاقاً چرا، یک تیروکمان از چوب برای خودم درست کرده بودم ولی جالب آنجا بود که در میان دوستانم ضعیفترین نشانهگیریها را داشتم!
تجهیزات و لباس مخصوص تیروکمان باید خیلی گران باشد، خودت آن را تهیهکردهای یا فدراسیون؟
نه کمانهایمان را خودمان تهیه میکنیم و تجهیزات دیگر مثل تیر را فدراسیون در اختیار ملیپوشان قرار میدهد، البته کمبود امکانات ویژهی این رشته یکی از معضلات کمانداران است، مثلاً برای تهیه کمان مناسب خیلی مشکلداریم، خودم برای خرید کمان به کره جنوبی و ترکیه سفارش دادم و دست آخر هم پس از ۳ ماه انتظار آن را در سفر از ترکیه تهیه کردم.
در کجا تمرین می کنی؟
دو،سهسالی است که فضای تقریباً مناسبی برای تمرین در شهرستان آبیک داریم اما پیش از آن من و برادرم برای انجام تمریناتمان مجبور بودیم در هفته چند بار به کرج برویم.
تو و برادرت و خانم زهرا شعبانی هر سه از این شهرستان در تیم ملی تیروکمان حضور دارید، آبیکیها ظاهراً نشانهگیری خوبی دارند؟
شاید؛ آبیک جزء شهرهایی است که استعدادهای خوبی در این رشته دارد و در صورت حمایت بیشتر میتواند تیراندازان خوش آتیهای را به این رشته تحویل دهد.
رضا اولادی


