تقاطع غیرهمسطح آیتالله محمدی تاکندی(ره) قزوین با اعتباری بالغ بر یک همت و چهار تا پنج ماه زودتر از برنامه زمانبندی، به بهرهبرداری رسید؛ پروژهای که به گفته مدیران شهری، بخشی از طرح تقویت رینگ پیرامونی شهر و کاهش بار ترافیکی در محورهای غربی و جنوبغربی قزوین است.
شورای ششم قزوین در آخرین سال عمر طولانیشدهاش، سرانجام به همان جایی برگشت که چهار سال پیش از آن فاصله گرفته بود؛ به درون شهرداری. سید«محمد علمی»، مدیری که بخش مهمی از عمر کاریاش را در همین مجموعه گذرانده، حالا قرار است بر صندلی شهرداری بنشیند؛ صندلیای که تجربه سالهای اخیر نشان داد نشستن بر آن، بدون همراه داشتن بدنه شهرداری و داشتن رابطهای حرفهای با شورا، میتواند اداره شهر را به مسیری فرسایشی بکشاند.
آبیک در سالهای اخیر تنها با مسائل روزمره یک شهر صنعتی و پرتردد مواجه نبوده؛ بخش مهمی از نیازهای آن به زیرساختهایی بازمیگردد که سالها در انتظار تعیین تکلیف ماندهاند. از طرح جامع ۱۷ساله و توسعه محدوده شهری گرفته تا شبکه فاضلاب، ترافیک، فضای سبز و ایجاد منابع درآمدی پایدار، مجموعه مدیریت شهری آبیک تلاش کرده است بخشی از این گرهها را همزمان با اجرای پروژههای جدید دنبال کند.
س از هفتهها گمانهزنی و حاشیه پیرامون آینده مدیریت شهرداری قزوین، اعضای شورای اسلامی شهر سرانجام «سید محمد علمی» را با رأی اکثریت، به عنوان سرپرست شهرداری قزوین انتخاب کردند.
پروندهای که ماهها محل بحث، اختلافنظر و تفسیرهای حقوقی بود، حالا به ایستگاه پایانی خود نزدیک شده است. فرماندار قزوین شامگاه شنبه از تأیید مصوبه شورای اسلامی شهر درباره «عدم استمرار شرایط احراز سمت شهردار» در کمیته انطباق خبر داد؛ تصمیمی که شورای شهر را مکلف میکند در نخستین جلسه رسمی، سرپرست شهرداری را از بدنه این مجموعه انتخاب کرده و همزمان فرآیند قانونی انتخاب شهردار جدید را آغاز کند.
جعفرزادگان: شوراها از اهداف اولیه خود فاصله گرفتهاند؛ سیاسی شدن شوراها، مداخلات خارج از وظایف قانونی و کمرنگ شدن نمایندگی مطالبات مردم، از مهمترین چالشهای امروز مدیریت شهری است.
نخستین بازار گل و گیاه قزوین با سرمایهگذاری مشترک شهرداری و بخش خصوصی افتتاح شد؛ مجموعهای که قرار است علاوه بر عرضه گل و گیاه، به مرکزی برای آموزش، مشاوره و توسعه فرهنگ نگهداری از فضای سبز در میان شهروندان تبدیل شود.
در روزهایی که مسئولان کشور از حفظ همدلی و وحدت اجتماعی در شرایط جنگی میگویند، بسته شدن دوباره مجموعه فرهنگی ورزشی «شقایق» برای بسیاری از شهروندان قزوینی فقط تعطیلی یک فضای ورزشی نیست؛ بلکه نشانهای از همان سردرگمی همیشگی در مدیریت فضاهای عمومی شهر است. زمینی که سالها با کمترین امکانات، به پاتوق ورزش صبحگاهی و عصرگاهی جوانان، خانوادهها و شهروندان تبدیل شده بود، حالا بار دیگر پشت بنر «تعمیرات عمرانی تا اطلاع ثانوی» خاموش مانده است.
چرخهای ویلچر روی شیب تند میلغزند. صدای ساییدهشدن فلز بر آسفالت، در همهمه عصرگاهی خیابان گم میشود. نگاهها میآیند و میروند؛ بیآنکه مکثی کنند. اینجا شهر است؛ جایی که برای بسیاری فقط یک رفتوآمد معمولی است، اما برای بعضیها، هر قدمش آزمون است. آزمونی که نه از ناتوانی بدن، که از ناتوانی شهر میآید. این گزارش، روایت ترحم نیست؛ روایت مسئولیت است. روایت فاصلهای عمیق میان قانون و زندگی. فاصلهای که هر روز، در کوچهها، پیادهروها و ساختمانهای شهر، خودش را تکرار میکند.
عصر یکی از روزهای پاییزی، زنی جوان با چند کیسه خرید به پل هوایی شهید لشگری نزدیک شد اما خستگی رمق بالا رفتن از پلهها را از او گرفته بود. صدای بوق خودروها درهم پیچید و رانندهای که با سرعت سبقت میگرفت، او را ندید. همهچیز در چند ثانیه رخ داد؛ ثانیههایی که اگر آن پل پلهبرقی داشت یا روشنایی مناسبی فراهم میشد، شاید سرنوشت دیگری رقم میخورد. مردم محل میگویند سالهاست این نقطه در تاریکی فرو میرود و هیچچیز تغییر نکرده است.