گاهی یک تجمع، فقط اعتراض به یک تصمیم تازه نیست؛ صدای سالهایی است که مطالبهای در میان جلسهها، نامهنگاریها و وعدههای تکراری باقی مانده است. کشاورزان دشت قزوین اینبار نیز برای آب گرد هم آمدند؛ برای آبی که ادامه کشت، بقای باغها و معیشت هزاران خانوار به آن وابسته است.
در فرهنگ ایرانی، آب همیشه فراتر از یک نیاز زیستی، نماد زندگی، پاکی و آبادانی بوده است. هر کجا که آب جاری شد، تمدن رویید و هرجا که خشکسالی سایه انداخت، حیات در معرض تهدید قرار گرفت. قزوین با باغستانهای کهن و دشت پهناور خود، روزگاری مظهر سرسبزی و رونق بود؛ اما امروز صدای ترک خوردن خاک و آه زمین، آینهای تلخ از بحرانی است که ریشه در سالها برداشت بیرویه و مدیریت ناکارآمد دارد. تالاب اللهآباد خشکیده، فرونشست دشت و کاهش منابع زیرزمینی، نشان میدهد قزوین به نقطهای رسیده که آیندهاش میان توسعه صنعتی و کمآبی گرفتار شده است.