گاهی ارزش یک قهرمانی را نه مدال طلا، که حرفهایی نشان میدهد که پس از بازگشت بر زبان قهرمان جاری میشود. «داود علیپوریان»، کاپیتان قزوینی تیم ملی والیبال نشسته، این بار تنها با نهمین قهرمانی جهان و عنوان بهترین پاسور مسابقات به کشور بازنگشت؛ او از رنجهای پنهان ورزشکارانی سخن گفت که با کمترین امکانات، اما با بیشترین تعصب، پرچم ایران را بر فراز جهان به اهتزاز درآوردند.
گاهی خداحافظی یک ورزشکار فقط پایان یک دوران حرفهای نیست؛ پایان بخشی از حافظه ورزش یک استان و حتی یک کشور است. «بهمن عسگری»، ستاره کاراته قزوین و کاپیتان تیم ملی ایران، این ماه با مدال نقره آسیا از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد و پرونده یکی از پرافتخارترین دورانهای تاریخ کاراته ایران را بست.
بازی جمعه شمس آذر و استقلال بیش از یک مسابقه فوتبال است؛ اینجا تقابل تیمی با بودجه ۳۵۰ میلیاردی و جوانان قزوینی با آبیپوشانی است که با چندین میلیون دلار هزینه، گرانترین ترکیب یک دهه اخیر خود را بستهاند.
در سرمای یخ و گرمای سالنهای کوچک، دختری نوجوان از قزوین ایستاده است؛ دختری که با دستکشهای دروازهبانیاش نهتنها توپها را مهار میکند، بلکه تمام نگاهها را به شجاعت، پشتکار و رویاهای بزرگش جلب کرده است. «رومینا اسماعیلی»، ملیپوش ۱۷ساله، نماد نسلی است که میخواهد ثابت کند محدودیتها نمیتوانند سد راه رویای دختران ورزشکار شوند. او که از دل یک شهر تاریخی برخاسته، حالا بر روی یخهای آسیا میدرخشد و صدایش پژواکی است از اراده و امید.
مالک و مدیرعامل تیم فوتسال پردیس قزوین در نخستین نشست خبری با اصحاب رسانه اعلام کرد که با تمام توان مالی و مدیریتی، برای حفظ جایگاه این تیم در لیگ برتر و پرورش استعدادهای بومی تلاش خواهد کرد و هیچ کوتاهی در حمایت از بازیکنان و عمل به تعهدات مالی صورت نخواهد گرفت.
دفتر سال۱۴۰۳ هم برای ورزش قزوین بسته شد و ورزشکاران دیار مینودری در این سال خاطرههای تلخ و شیرینی برایمان رقم زدند. جمله کلیدی اشکها و لبخندها و غمها و شادیها در میدان ورزش بازهم در ذهنها متبادر میشود چراکه این ماهیت و خصلت عرصه ورزش است که در پایان یک رقابت ورزشی یکسو هلهله و شادی و پایکوبی و در سوی دیگر اشک و ناراحتی که این رویه باید طی شود تا رفتن و کار کردن و تلاش کردن برای جبران ناکامیها معنا و مفهوم پیدا کند که تا بوده همین بوده.