چند قدم مانده به غروب، بازار قزوین آرامتر از سالهای گذشته نفس میکشد. نه از آن شلوغی آشنای روزهای پایانی سال خبری هست و نه از آن هیجان همیشگی خریدهای دقیقه نودی. ویترینها پر است، قفسهها رنگ دارند، اما در میان این وفور، چیزی کم است؛ شوقی که همیشه پیش از نوروز در نگاه مردم موج میزد.
قرار بود جهان برای کودکان با رنگ مداد شمعی روایت شود؛ با دویدن در حیاط مدرسه، با قصههای پیش از خواب و با موسیقیهای سادهای که بیدغدغه در خانه میپیچد. اما تاریخ بارها این تصویر را شکسته است. جنگها، بیماریها، بلایای طبیعی و بحرانهای اجتماعی، نهفقط بزرگسالان که کودکان را نیز درگیر کردهاند. کودک بودن هیچگاه مصونیتی مطلق نبوده است؛ از بمب اتمی هیروشیما و هولوکاست تا جنگها و ناآرامیهای معاصر، کودکان نیز سهم خود را از ترس، فقدان و ناامنی بردهاند.
در روزهایی که بازار قزوین از شوک جنگ و رکود اقتصادی نفس میکشد، کسبه با چکهای برگشتی، مالیات سنگین و کاهش شدید فروش دستبهگریباناند؛ اما مسئولان از وفور کالا، آرامش بازار و مدیریت مطلوب بحران میگویند. در این گزارش، «فروردین امروز» به سراغ هر دو سوی ماجرا رفته است؛ از صدای گلایه مغازهداران تا پاسخ مسئولان ارشد اقتصادی استان. آیا این دو روایت به هم خواهند رسید؟
صدای آژیرها، انفجارها و تصاویر دلخراش خبری که بیوقفه از صفحه تلویزیون و گوشیهای موبایل سرازیر میشود، تنها واقعیت جنگ نیست؛ این جنگ، درون ما نیز ادامه دارد. شبهایی که خواب از چشمها ربوده میشود، اضطرابی که چون موجی خاموش در پسزمینه ذهن جریان دارد، و دلهرهای که حتی در دل لحظات آرامش هم، کمین کرده است. در این میان، پرسش سادهای ذهن بسیاری را مشغول کرده است: در روزهای بحران، چگونه میتوان از روان خود محافظت کرد؟
با افزایش تنشها در جنگ تحمیلی و وضعیت هشدار در برخی مناطق کشور، خانه مطبوعات استان قزوین دستورالعملی را برای صدور مجوز فعالیت ویژه رسانهها در شرایط بحران منتشر کرده است.