سخنگوی دولتی که بیش از آنکه از تحقق «وعدهها» سخن بگوید، به روایت «علتها» پناه میبرد؛ دولتی که زبانش بیشتر زبان توضیح شرایط بحرانی است تا یادآوری تعهداتی که با آنها مردم را پای صندوق رأی آورد. «فاطمه مهاجرانی» درسفرش به قزوین نیز همین مسیر را ادامه داد: تشریح جنگ ترکیبی، برشمردن فشار تحریمها، اشاره به فرسودگی سرمایه اجتماعی و تأکید بر ناگزیربودن اصلاحات. روایت او منسجم بود، اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ ماند؛ اینکه در میان این همه «چرایی»، سهم «چه باید کرد» کجاست؟