ساعت هفت صبح است و نور کمجان بهاری از لای پرده اتاق میتابد و «آراد رحیمیان»، دانشآموز سال دوازدهم، با چشمانی خوابآلود پشت لپتاپ نشسته است. صدای معلم از صفحه کلاس آنلاین شنیده میشود، اما تصویر روی صفحه هر چند دقیقه یکبار قطع می شود.
در بستری پویا، مدرسه باید جایی باشد که صدای خنده و یادگیری از دیوارهایش شنیده شود. جایی که دانشآموز تمرین ورود به جامعه میکند، یاد میگیرد، خطا میکند و اصلاح میشود. اما حادثه تلخ یکی از دبیرستانهای قزوین ــ که به ضربوشتم و آسیب جسمی یک نوجوان انجامید ــ بار دیگر سایه سنگین پرسشی قدیمی را زنده کرد: در روزگاری که جهان به سمت آموزش انسانی و احتراممحور پیش میرود، چرا هنوز نوجوان ایرانی از ترسِ مدیر و معلم پناه به سکوت میبرد؟