سردار «مهدی صباغی» را باید در زمرهی شهردارانی دانست که مشی منحصربهفردی در اداره شهر دارد؛ بیاعتنا به اکثریت شورا و بیگانه با رسانهها. برخلاف شهرداران پیشین که به تعامل با شورا و رسانهها باور داشتند، او مسیر خود را بدون توجه به رأیدهندگانش پیش میبرد.
پس از انتصاب اسکندر مؤمنی بهعنوان وزیر کشور، گمانهزنیها درباره استانداری قزوین شدت گرفت و سرانجام، «محمد نوذری» بدون سروصدا، اما با تاکتیک صبر و نفوذ، مسیر خود را هموار کرد و در آذرماه بهعنوان استاندار معرفی شد. ورود او با مخالفت نمایندگان مجلس همراه بود، اما بهسرعت توانست نظر مثبت اصولگرایان و حتی مخالفان دولت را جلب کند، موفقیتی که استاندار پیشین به آن دست نیافته بود.
این جمله برای بسیاری از فعالان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آشناست: قزوین با فرزندانش چندان مهربان نیست. چهرههای موفق این استان اغلب خیلی زود مورد هجمه قرار میگیرند و عطای ماندن را به دلیل حسادتها، رقابتهای ناسالم و محدودیتهای بومی، به لقایش میبخشند. در عوض، وقتی از قزوین خارج میشوند، موفقتر از همیشه میدرخشند.
پنجم دیماه ۱۴۰۳، یکی از رقابتیترین انتخابات تاریخ سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قزوین برگزار شد. «محمد شعبانیان»، مهندس جوان و سختکوش، توانست در رقابتی نزدیک، چهرههای شناختهشده و نامداران این سازمان را پشت سر بگذارد و به ریاست آن برسد.
برنده شدن جایزه کتاب سال، افتخاری است که نصیب هر نویسندهای نمیشود، اما اگر نویسنده، فرزندی از دیار الموت باشد، این افتخار رنگی دیگر میگیرد. «یوسف علیخانی»، نامی آشنا در دنیای ادبیات، بار دیگر ثابت کرد که هنوز یکی از چهرههای داستاننویسی است.
سال1403 در قزوین با فرازونشیبهایی فراوان همراه بود و با مجموعهای از تکانشهای سیاسی و اجتماعی آماده تحویل است. تحلیل روندها و اتفاقات سالهای گذشته به ویژه سال1403 چشمانداز روشنی برای سال نو ترسیم نمیکند چرا که نشانهها حاکی از آن است «مردم» حلقه مفقوده در نظام تصمیمسازی استان محسوب میشوند.
سال1403 با تمام فراز و نشیبهای خود که در تاریخ ایران کمنظیر است، برای استان قزوین نیز پر از چالش و ناتمامها بود، سالی که بعد از سقوط هلیکوپتر رییس جمهور در 30اردیبهشت ماهش، تمام برنامهها، طرحها و ایدههای مدیران وقت آن نیز سقوط کرد و تلاش برای برنامهریزی روند توسعهای استان، به تلاش برای بقای سیاسی مدیران و فعالیت در ستادهای انتخاباتی و پیگری گعدههای شبانه برای استمرار قدرت و سمتها و یا دست کم ارتقا در مناصب دیگر تبدیل شد و قزوین باز هم به خواب طولانی فرو رفت که هنوز بخشهای قابل توجه آن از این خواب طولانی برنخواسته است.
فصل تازهای در تاریخ سیاسی قزوین پس از انقلاب گشوده شد؛ آیتالله «عبدالکریم عابدینی»، پس از یک دهه حضور در جایگاه نمایندگی ولیفقیه و امامت جمعه استان قزوین، در بهمن۱۴۰۳ از این مسئولیت کنارهگیری کرد و با صدور پیامی، از مردم خداحافظی نمود.
یکی از شاخصههای فرهنگی هر جامعه، تلاش برای معنا بخشیدن به روزها و شبهایی است که در ظاهر یکسان به نظر میرسند؛ روز با شکفتن سپیدهدم آغاز میشود و شب با پردهافکنی تاریکی فرا میرسد. اما باورها، تجربههای زیسته و سنتهای هر قوم و سرزمینی، به برخی از این ایام هویت و رنگوبویی متمایز میبخشد. در ایران فرهنگی، آیینهایی چون نوروز، یلدا، مهرگان و سده برجستهتر از سایر ایاماند؛ در حالی که جوامع مسیحی کریسمس، عید پاک و روز قدیسان را گرامی میدارند. در میان مسلمانان نیز ماه مبارک رمضان، شبهای قدر و عید فطر از جایگاه والایی برخوردارند.
نوروز از راه میرسد، اما بازار قزوین دیگر آن جنبوجوش همیشگی را ندارد. خیابانها و پاساژهایی که روزگاری در این ایام مملو از مشتریانی پرشور بودند، حالا به سکوتی عجیب فرو رفتهاند. چهرههای خسته و دستانی که دیگر توان خرید ندارند، روایتگر حقیقت تلخی است که این روزها در دل شهر جاری شده است. فروشندگان چشمانتظار مشتریانی هستند که انگار پشت سد گرانیها جا ماندهاند. مردم دیگر نه برای خرید که برای پرسیدن قیمتها و حسرت کشیدن راهی بازار میشوند. اینجا، در قلب بازار قزوین، زمستانی دیگر بر شور عید سایه افکنده است.