تحرکات او نشان داده، سعی کرده لیدری جریان سوم را در استان قزوین به دست آورد؛ اما آیا موفق بودهاست؟
خط اعتدال؛ بهترین مسیر
با وجود اینکه«داوود محمدی» نماینده مجلس در برههای با اصلاحطلبان ائتلاف کرد و در زمانی دیگر حتی بخشی از بدنه اصلاحطلب هم حمایت تمام قدی از او کرد؛اما «احد چگینی»از نزدیکان محمدی که اونیزدربرههای ازسیاسیون اصلاح طلب بود، معتقد است محمدی هیچگاه با حمایت اصلاحطلبان وارد مجلس نشد.
او به فروردین امروز میگوید: در مجلس هفتم، علیخانی و محمدی پوستر مشترک داشتند و با ابطال رای آقای محمدی انتخابات به دور دوم کشیدهشد و ما در مقابل نصری از آقای علیخانی حمایت کردیم؛ ولی ایشان در دور بعداز آقای محمدی حمایت نکرد. اگر جریان اصلاحات از ایشان کمک کرده، سند بیاورد. این عضو شورای شهر قزوین بر این باور است با توجه به سوابقی که محمدی در کارنامه خود دارد به عنوان فردی معتدل شناختهشده وحمایتهایی ازافرادمعتدل مانندآیت الله باریک بین وافرادی داشتهاست که عقلانیت واعتدال را درپیش گرفته بودند.
چگینی ادامه میدهد: حامیان آقای محمدی در قزوین در دایره اعتدال و عقلانیت قرار دارند که میتوانند بخشی از اصلاحطلبان و بخشی هم از اصولگرایان باشند.
این عضو شورای شهر میگوید: خط سوم جریانات سیاسی، اعتدال است که بهترین مسیر است. به گفته مقام معظم رهبری، انقلابی بودن بالاتر از اصلاحطلب و اصولگرا بودناست. به گفته او،افرادی که با محمدی همراهی کردند، در دایره انقلابیون قرار دارند و دایره چپ و راست به معنای امروزی نیستند؛ حتی او قبل از دولت آقای روحانی نیز اعتدال داشت.
اما «محمدعلیخانی» عضو شورای اصلاحطلبان پس از انتخابات ریاست جمهوری به ایرنا گفتهبود: درجریان انتخابات، یکی از نمایندگان استان در مجلس بعد از پیروزی دکتر روحانی در انتخابات سال ۹۲ میکوشید خود را طرفدار دولت روحانی نشان دهد؛ولی در این دوره در پشت پرده با معرفی تعدادی از افراد نزدیک به خود به ستادهای چند کاندیدای مختلف ریاست جمهوری در تهران وانمود کرد که به نفع آنان کار میکند؛ اما درواقع جرات هیچگونه موضعگیری را در استان نداشت.
هرچند ناظران میگویند در مجلس نهم هم که دولت هجمه زیادی تحمل میکرد، همین نماینده هم حمایت آشکاری از دولت نکرد؛اماچگینی اعتقاد دارد،محمدی از دولت شاخصترین حمایتها را داشته؛ حتی خیلی از کسانی که خود را حامی دولت میدانند، این حمایتها را نداشتند.
چگینی در پاسخ به این سوال که چرا محمدی در نطقها و مصاحبهها موضع شفافی به ویژه در مجلس نهم در حمایت از دولت نداشت، میگوید: اگر بخواهد کاری شکل بگیرد، در عمل باید انجام شود و با سخنرانی نمیتوان گفت کسی به کدام سمت تمایل دارد. منش آقای محمدی اینگونه نیست و منش ایشان تعامل است.
هویت اعتدال
در این بین «محمدرضا جلالی» عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) به فروردین امروز میگوید: آقای محمدی از آن افرادی است که رای خود را مرهون نفوذ منطقهای خود میداند؛ بنابراین ضرورت هم نمیبیند به راست تند منتسب باشد و دوست دارد در استان به عنوان رقیب نمایندهای تلقی شود که مردم بیشتر به او رای میدهند، توجه بیشتری به او دارند و مواضع خوب مردمی هم میگیرد.او ادامه میدهد: محمدی میداند اگر بتواند بودجه کمکی بگیرد تا برای مثال یک میدان ایجاد شود، بیشتر برای مردم نمود دارد و برای او میماند تا این دعواهای سیاسی.
جلالی با تاکید بر اینکه دعوای جناح چپ و راست به معنای سنتی آن در شهرستانها وجود ندارد، میگوید:در شهرستانها دست نیروهای مترقی و مستقل بیشتر بسته است؛ اما دست نیروهای تند و راست بازتر. جناح اصلاحطلب هم با شدت و ضعف تکاپو میکند؛ اما جناح راست را اگر به عنوان مثال موتلفه بدانیم، وزنی در شهر قزوین ندارد و حاکمیت به جای آن نقش بازی میکند که اتفاقا قدرت هم دارد. او ادامه میدهد:افرادی که به سمت میانه میآیند، این فکر را میکنند که اگر ما کمی خودمان را از جناحها دور کنیم، عملا انگها و برچسبها از ما دور میشود و این برای مردم جذبه دارد. این استاد دانشگاه تاکید میکند که اگر جریان اعتدالی مانند این دو جناح میتوانست مستقل باشد، لازم نبود آقای روحانی سردمدار آن باشد. آقای هاشمی میتوانست این کار را بکند؛ درصورتی که انجام نداد، اما به عنوان اقتضای مقاطع خاص، ممکن است دیدهشود.
جلالی میگوید: بعد از سال ۹۲ روحانی خودش هم باورش شدهبود انسان معتدلی است و میتواند بدنه داشتهباشد و در رقابت با آن دو جناح رقابت کند؛ درصورتی که اینطور نبود و تردید داشت که اگر اصلاحطلبان از او حمایت نکنند، کاندید شود یا نه و در دولت دوم بیشتر مرهون اصلاح طلبان بود.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: آدمهای معتدل واقعی هم نداشتیم. علی لاریجانی نسبت به برادر خود معتدل است؛ حتی نسبت به گذشته هم معتدل شدهاست. زمانی که رییس صداوسیما بود تا غروب انتخابات سال ۷۶ علیه آقای خاتمی اطلاعیه پخش میکرد. یا آقای علی مطهری تعدیل شدهاست؛ حتی آقای هاشمی هم درگذشته معتدل نبود. اگر معتدل بود، چرا اینقدر تصفیه کرد و ملی- مذهبیها را بیرون ریخت و در مجلس چهارم با راستیها برای تصفیه چپها همکاری کرد.
او میگوید: بعضی اوقات اقتضا میکند که فرد خود را دور از جناحها نشان دهد تا در قدرت بماند. پز اعتدال فعلا هست، بهخصوص ریاست جمهوری که با این شعار آمدهاست. در این موارد افراد غیرسیاسی هم داعیه اعتدال میگیرند تا پست بگیرند.
جلالی معتقد است: امروز برخی بیجراتی، بیجربزگی و بیمسئولیتی خود را با اعتدال توجیه میکنند. بیتردید جریان سومی شکل نمیگیرد؛ چون باید بنیان و مولفههای هویتی داشتهباشد. به گفته این استاد دانشگاه، جناح راست هرچقدر هم که در اقلیت باشد؛ اما بدنه خود را دارد و درصدی از مردم پای آن میایستند. جناح اصلاح طلب هم بدنه خود را دارد و افراد مستقل غیرتشکیلاتی را هم به خود جذب میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی بر این باور است اصلاح طلب و اصولگرا، سرمایه اجتماعی خود را دارد و اعتدال تنها در سرخوردگی مردم از این دو جناح میتواند شکل بگیرد؛ ولی نه به عنوان یک نهاد یا حزب و تشکیلات سابقهمند و آیندهدار.
خط اعتدال؛ بهترین مسیر
با وجود اینکه«داوود محمدی» نماینده مجلس در برههای با اصلاحطلبان ائتلاف کرد و در زمانی دیگر حتی بخشی از بدنه اصلاحطلب هم حمایت تمام قدی از او کرد؛اما «احد چگینی»از نزدیکان محمدی که اونیزدربرههای ازسیاسیون اصلاح طلب بود، معتقد است محمدی هیچگاه با حمایت اصلاحطلبان وارد مجلس نشد.
او به فروردین امروز میگوید: در مجلس هفتم، علیخانی و محمدی پوستر مشترک داشتند و با ابطال رای آقای محمدی انتخابات به دور دوم کشیدهشد و ما در مقابل نصری از آقای علیخانی حمایت کردیم؛ ولی ایشان در دور بعداز آقای محمدی حمایت نکرد. اگر جریان اصلاحات از ایشان کمک کرده، سند بیاورد. این عضو شورای شهر قزوین بر این باور است با توجه به سوابقی که محمدی در کارنامه خود دارد به عنوان فردی معتدل شناختهشده وحمایتهایی ازافرادمعتدل مانندآیت الله باریک بین وافرادی داشتهاست که عقلانیت واعتدال را درپیش گرفته بودند.
چگینی ادامه میدهد: حامیان آقای محمدی در قزوین در دایره اعتدال و عقلانیت قرار دارند که میتوانند بخشی از اصلاحطلبان و بخشی هم از اصولگرایان باشند.
این عضو شورای شهر میگوید: خط سوم جریانات سیاسی، اعتدال است که بهترین مسیر است. به گفته مقام معظم رهبری، انقلابی بودن بالاتر از اصلاحطلب و اصولگرا بودناست. به گفته او،افرادی که با محمدی همراهی کردند، در دایره انقلابیون قرار دارند و دایره چپ و راست به معنای امروزی نیستند؛ حتی او قبل از دولت آقای روحانی نیز اعتدال داشت.
اما «محمدعلیخانی» عضو شورای اصلاحطلبان پس از انتخابات ریاست جمهوری به ایرنا گفتهبود: درجریان انتخابات، یکی از نمایندگان استان در مجلس بعد از پیروزی دکتر روحانی در انتخابات سال ۹۲ میکوشید خود را طرفدار دولت روحانی نشان دهد؛ولی در این دوره در پشت پرده با معرفی تعدادی از افراد نزدیک به خود به ستادهای چند کاندیدای مختلف ریاست جمهوری در تهران وانمود کرد که به نفع آنان کار میکند؛ اما درواقع جرات هیچگونه موضعگیری را در استان نداشت.
هرچند ناظران میگویند در مجلس نهم هم که دولت هجمه زیادی تحمل میکرد، همین نماینده هم حمایت آشکاری از دولت نکرد؛اماچگینی اعتقاد دارد،محمدی از دولت شاخصترین حمایتها را داشته؛ حتی خیلی از کسانی که خود را حامی دولت میدانند، این حمایتها را نداشتند.
چگینی در پاسخ به این سوال که چرا محمدی در نطقها و مصاحبهها موضع شفافی به ویژه در مجلس نهم در حمایت از دولت نداشت، میگوید: اگر بخواهد کاری شکل بگیرد، در عمل باید انجام شود و با سخنرانی نمیتوان گفت کسی به کدام سمت تمایل دارد. منش آقای محمدی اینگونه نیست و منش ایشان تعامل است.
هویت اعتدال
در این بین «محمدرضا جلالی» عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) به فروردین امروز میگوید: آقای محمدی از آن افرادی است که رای خود را مرهون نفوذ منطقهای خود میداند؛ بنابراین ضرورت هم نمیبیند به راست تند منتسب باشد و دوست دارد در استان به عنوان رقیب نمایندهای تلقی شود که مردم بیشتر به او رای میدهند، توجه بیشتری به او دارند و مواضع خوب مردمی هم میگیرد.او ادامه میدهد: محمدی میداند اگر بتواند بودجه کمکی بگیرد تا برای مثال یک میدان ایجاد شود، بیشتر برای مردم نمود دارد و برای او میماند تا این دعواهای سیاسی.
جلالی با تاکید بر اینکه دعوای جناح چپ و راست به معنای سنتی آن در شهرستانها وجود ندارد، میگوید:در شهرستانها دست نیروهای مترقی و مستقل بیشتر بسته است؛ اما دست نیروهای تند و راست بازتر. جناح اصلاحطلب هم با شدت و ضعف تکاپو میکند؛ اما جناح راست را اگر به عنوان مثال موتلفه بدانیم، وزنی در شهر قزوین ندارد و حاکمیت به جای آن نقش بازی میکند که اتفاقا قدرت هم دارد. او ادامه میدهد:افرادی که به سمت میانه میآیند، این فکر را میکنند که اگر ما کمی خودمان را از جناحها دور کنیم، عملا انگها و برچسبها از ما دور میشود و این برای مردم جذبه دارد. این استاد دانشگاه تاکید میکند که اگر جریان اعتدالی مانند این دو جناح میتوانست مستقل باشد، لازم نبود آقای روحانی سردمدار آن باشد. آقای هاشمی میتوانست این کار را بکند؛ درصورتی که انجام نداد، اما به عنوان اقتضای مقاطع خاص، ممکن است دیدهشود.
جلالی میگوید: بعد از سال ۹۲ روحانی خودش هم باورش شدهبود انسان معتدلی است و میتواند بدنه داشتهباشد و در رقابت با آن دو جناح رقابت کند؛ درصورتی که اینطور نبود و تردید داشت که اگر اصلاحطلبان از او حمایت نکنند، کاندید شود یا نه و در دولت دوم بیشتر مرهون اصلاح طلبان بود.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: آدمهای معتدل واقعی هم نداشتیم. علی لاریجانی نسبت به برادر خود معتدل است؛ حتی نسبت به گذشته هم معتدل شدهاست. زمانی که رییس صداوسیما بود تا غروب انتخابات سال ۷۶ علیه آقای خاتمی اطلاعیه پخش میکرد. یا آقای علی مطهری تعدیل شدهاست؛ حتی آقای هاشمی هم درگذشته معتدل نبود. اگر معتدل بود، چرا اینقدر تصفیه کرد و ملی- مذهبیها را بیرون ریخت و در مجلس چهارم با راستیها برای تصفیه چپها همکاری کرد.
او میگوید: بعضی اوقات اقتضا میکند که فرد خود را دور از جناحها نشان دهد تا در قدرت بماند. پز اعتدال فعلا هست، بهخصوص ریاست جمهوری که با این شعار آمدهاست. در این موارد افراد غیرسیاسی هم داعیه اعتدال میگیرند تا پست بگیرند.
جلالی معتقد است: امروز برخی بیجراتی، بیجربزگی و بیمسئولیتی خود را با اعتدال توجیه میکنند. بیتردید جریان سومی شکل نمیگیرد؛ چون باید بنیان و مولفههای هویتی داشتهباشد. به گفته این استاد دانشگاه، جناح راست هرچقدر هم که در اقلیت باشد؛ اما بدنه خود را دارد و درصدی از مردم پای آن میایستند. جناح اصلاح طلب هم بدنه خود را دارد و افراد مستقل غیرتشکیلاتی را هم به خود جذب میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی بر این باور است اصلاح طلب و اصولگرا، سرمایه اجتماعی خود را دارد و اعتدال تنها در سرخوردگی مردم از این دو جناح میتواند شکل بگیرد؛ ولی نه به عنوان یک نهاد یا حزب و تشکیلات سابقهمند و آیندهدار.
مریم میرحسینی


