امروز: یک نظر حلال درباره ربنا
هنوز به ماه مبارک رمضان نرسیدهایم که بحثهای انتخاباتی ریاست جمهوری ما را به پیشواز ربنای شجریان میبرد. کاری به آن بحثها ندارم که اگرچه بوی رسیدن به رسانه آزاد را میدهد؛ اما درون خودش ضعفهایی هم دارد. عجالتا صحبت درباره ربنایی است که سال ۱۳۵۸ خواندهشد . سی سالی هم میهمان گوشهایی بود که پای سفره افطار مینشستند (همه که نه، عدهای که اهل دعا از نوع ربنایش بودند) اینطور که شنیدهام برای خیلیها دلنشین و گوشنواز هم بوده؛ البته بابت اینکه با قطعیت نمینویسم برای همه گوشنواز بوده از استاد شجریان عذرخواهی میکنم. راستش را بخواهید از وقتی آقای سرشناسی 16 میلیون رای کاندیدایی را کلاً حلال دانست، تصمیم گرفتم وقت اظهار نظر هیبت همه چیز دانها را پیدا نکنم و کمی با شک و تردید صحبت کنم. من فقط میدانم خودم با لذت به ربنای شجریان گوش میکنم. از خیلیها شنیدم که… بگذریم.انگار شجریان دارد تبدیل به نماد تفکری سیاسی میشود (هرچند که خودش تمایلی به این امر ندارد)با این حساب ظاهرا هرچه مربوط به او است، بد است؛ حتی اگر ربنا باشد، ربنایی که سی سال بدون اشکال پخش میشد، یکباره معلوم میشود خلاف موازین شرعی تلاوت است. با این متر و محک لابد فردا ربنای خواننده دیگری (مثلا تتلو) میشود نماد تقوا و موازین شرعی؛ البته این آقای خوانندهای که مثال زدم هم سر جای خودش میتواند خواننده خوبی باشد. منظورم او نیست. قصدم چیز یا چیزهای دیگری است؛ چیزهایی که باعث میشود آخرت خودمان را بهدنیای سیاسی دیگران بفروشیم. گاهی وقتها سکوت خیلی خوب است، خصوصا برای… .
فردا: در انتظار نگاهی مهربان
حکایت خوابیدن دهها درویش در گلیمی و کنار نیامدن دو پادشاه در اقلیمی را لابد شنیدهاید. دو پادشاهی که برای من نشانه دو سیاستمداری که تصور میکنند دنیا ملک پدریشان است و دیگران هیچ حقی ندارند.نمونه انسانهایی که تصور میکنند خودشان خوبند و دیگران بد! با این حساب خودشان اهل بهشتند و دیگران نه، خودشان درست میگویند و دیگران نه، خودشان رای حلال میدهند و دیگران نه، خودشان موازین شرعی را… بگذریم. چقدر دلم پر است. شما را نمیدانم. دلم برای نگاه مهربان تنگ شده؛ نگاهی که معتقد است تو خوبی، من خوبم، یعنی
می شود… .
حسن لطفی


