جنابعالی به عنوان فعال سیاسی اصلاحطلب و استاد دانشگاه، فلسفه وجودی شورا ها را در وهله اول چه میدانید؟
_ شورا یک نهاد مردمی است که در قانون جمهوری اسلامی هم به روشنی دیده شده و پیشینه آن به انقلاب مشروطه بازمیگردد. اساسا رکن اصلی هر انقلابی خصوصاً انقلاب اسلامی ایران مشارکتجویی و وارد کردن مردم به صحنههای اصلی کشور است و شورا از ارکان دموکراسی میباشد.
در سال۷۸ و به واسطه حضور عظیم و بیسابقه مردم در انتخابات ریاست جمهوری که منجربه حماسه دوم خرداد و شکلگیری دولت اصلاحات شد، پدیده مشارکت و مشارکتجویی که در آن زمان به اوج خود رسیده بود، توسط حاکمیت تعمیم یافت و انتخابات شوراهای شهر و استان پایهریزی شد.
اما دو نکته قابل توجه در رابطه با شوراها وجود دارد اول توسعه جریان خدمترسانی به مردم و سپس حضور خود مردم در صحنه است که از عوامل جدایی ناپذیر شورا باید در نظر گرفته شود؛ شوراها گره خوردهاند با شهرداریها، شهرداری که خود یک نهاد مردمی است و بودجه از دولت نمیگیرد و از سویی باید درآمد داشته باشد و از طرف دیگر باید با ایجاد تعادل، این درآمدها را برای رفاه خود مردم هزینه کند چرا که منبع اصلی درآمدها نیز مردم هستند. بدین ترتیب شوراها در واقع نهاد ناظر برای شهرداریها هستند.
آقای بهشتیسرشت، به طور صریح بپرسم به اعتقاد شما کدام دورهی شورای شهر قزوین موفقتر عمل کرده است؟
_ ابتدا باید صادقانه ارزیابی کنیم تا ببینیم که نقاط ضعف و قدرت شوراها تاکنون چه بوده است و از آن برای بهبود اوضاع بهره ببریم. خیلی از صاحبنظران حتی کسانی که از نظر فکری در مقابل ما هستند معتقدند که شورای اول چون موسس بود و اعضا عملگرا بودند، فضای بسیار متفاوتی با دورههای دیگر داشت و بسیار خوب عمل کرد؛ برای مثال در حوزه عمرانی همین بوستان باراجین که از تپههای خشک و بیابانی ساخته شد و امروز جزء اولین مناطق موردتوجه مردم محلی و گردشگران است، از بهترین کارهای دوره اول شورا بود.
وزن اصلاحطلبان در شورا هم از جهت کمی و هم از جهت کیفی پایین آمده است، راهکار شما برای غافلگیر نشدن در این دوره چیست؟
_ باید در نظر داشت که شورا فینفسه نه یک نهاد سیاسی، بلکه خدمترسان است؛ اما همچنان نگاههای سیاسی به آن وجود دارد؛ بااینحال، مردم انتظار دارند شورا فلسفه وجودی خود که خدمت گذاری است را فراموش نکند.
در همین ارتباط، برخی اتفاقات رخ میدهد که متعجب میشوم؛ اینکه چطور بعضی از اعضای شورا، حقوقی برای خود تعریف میکنند که از یک استاد تمام دانشگاه هم بیشتر است، مردم انتظار این چیزها را ندارند. البته نه فقط موضوع حقوق، که خیلی از موارد دیگر مثل قراردادها و کار با شرکتها هم هست که در صورت تخلف خیانت بسیار بزرگی است.
ما باید منافع مردم را در اولویت بدانیم، از جوانان باظرفیت استفاده کنیم و بهجای فکر کردن به خودمان به فکر آینده آنها باشیم؛ بهتر است افرادی که دهه ۶۰زندگی خود را میگذرانند نقش مشاور را پذیرفته و از مسوولیتهای راهبردی کناره بگیرند.
همزمانی انتخابات شورا با انتخابات رییس جمهوری، در بافت شورا تاثیرگذار خواهد بود؟
_ این مهم بستگی به نوع برنامههای ارایهشده توسط افراد و جریانات دارد، سابقه تاریخی نشان داده که شخصیت، تفکر، اندیشه و برنامههای رییس دولت حاکم، در انتخابات شورا تاثیر میگذارد؛ برای مثال ازآنجاکه روابط با سایر کشورهای جهان برای مردم مهم است، چنانچه این نگاه توسط هر دولتی به شکل تعامل اعلام شود، تاثیر مستقیمی در مردم و نگاهشان به انتخابات شورا و درنتیجه چینش اعضا و برگزیدگان آن دارد.
اگر بخواهیم اعضای شورا را به جناح اصلاحطلبان، اصولگرایان و مستقلین تقسیمبندی کنیم، با توجه به پایگاههای متعدد و مستحکمِ اصولگرایان، چطور میشود برنامهریزی کرد که افراد و گروههایی که با تفکر نیمهاصلاحطلبی اما بهطور مستقل وارد انتخابات میشوند با اصلاحطلبان طوری به توافق برسند که رای این طیف شکسته نشود؟
_جریان اعتدال برای مردم تعریفشده و بسیار خوب و ممدوح است. به نظر من اصلاحات یک هدف و اعتدال یک خط مشی است؛ برخی از مستقلین با نگاه اعتدال میآیند، من در اصولگرایان هم افراد معتدل دیدهام، نکته مهم این است که مردم بیشتر به دنبال این هستند که جریانِ حاکم کشور را به قهقرا نبرند و شخصیتها را در جایگاه خود محترم بشمارند. مردم افرادی که طالبِ حذفِ چهرههای خدوم هستند را نمیپذیرند. ما باید از حضور مستقلین استقبال کنیم چراکه حضور این افراد بهتر از افراطیهاست.
فضای سنی ۲۰ تا ۳۰سال قزوین مطالباتی دارد که بر اساس آن به افرادی مثل خانم نخستین یا نینا سیاهکالی و یا خانم بیات رای میدهد چراکه فضای بستهی قزوین را میشناسد و برای پیگیری مطالباتش ترجیح میدهد در شورا به افرادی رای دهد که فکر میکند در این زمینه موثر باشند، برعکسِ انتخاباتِ مجلس که همین طیف رایهای سیاسی به صندوق میریزند. دراینباره نظری دارید؟ چرا در قزوین این چهره بودن به بعضی صلاحیتها ارجحیت دارد؟
_چهره بودن بحث مهمی در انتخابات شوراست که نوع آن در کلانشهرها فرق میکند، چراکه آنجا بیشاز هر چیز دیگری نوع فعالیت و خدمت اهمیت پیدا میکند اما در قزوین باید تنوع جمعیتی را در نظر گرفت؛ شمالیها الموتیها ترکها و … و بسیار بودهاند کسانی که با پشتوانههای اینچنینی و مرتبط با قومیت وارد شورا شدند، پس مهم است کسانی که مدیریت این امر را به عهده دارند به این پارامترها توجه داشته باشند و ترکیبی معتدل معرفی کنند و درتمامی این مراحل نگاه خدمترسانی را مدنظرقرار دهند. در این نوع انتخابات باید جامعالاطراف به موضوعات و افراد نگاه کرد.
میتوان گفت که استان قزوین در این سالها پیشرفت عمرانی قابلتوجهی داشته اما همگان شاهدند که از جهت فرهنگی تحرکی در شهر صورت نگرفته است، نظر شما دراینباره چیست؟
_ نگاه حاکم باید اول بهسمت بسترسازی فعالیتهای فرهنگی برود و بعد باید جذب مشتری صورت بگیرد، یعنی مشتری برای فعالیتهای فرهنگی وجود داشته باشد.
به نظر میرسد قزوین از عامل اول محروم است و جو حاکم باید نگاهش را تغییر دهد؛ چراکه از جهت قانونی و اصول اسلامی و در همان چارچوب نیز ما میتوانیم حرکات خوب و مثبتی داشته باشیم؛ اما بهعنوانمثال بهمحض اینکه اداره ارشاد فعالیت فرهنگی را ترتیب میدهد حرکات عجیب و غریبی انجام میشود که اصل مطلب را زیر سوال می برد و حقیقتا با این راه و روش نمیشود کار کرد.
آنچه ما امروز با آن مواجهیم این است که ما قانون داریم اما از رفتار بیقانون رنج میبریم. بهتر است بهجای هر رفتاری و پاک کردن صورتمساله، در چارچوب قانون عمل کنیم.
محمدحسین عباسی


