اصرار برخی اهالی فوتبال بر حضور این چهرههای شناختهشده درحالیست که اگر واقعا علاقهمند به بزرگان فوتبال هستیم نباید آنها را ترغیب به حضور در جایگاهی کنیم که توان ادارهاش را ندارند و هنوز خاطره مدیریت مردودشان از ذهنها پاک نشده؛ ضمناینکه نباید فراموش کنیم برخی از همین اهالی مطبوعات که امروز در نقش حامی ظاهر شدهاند، درآنزمان منتقد پروپاقرص آقایان بودهاند.
هنوز خاطره حضور سعید آگشته، از ذهن پاک نشده است و کارنامه این شهردار جوان و علاقهمند به ورزش پیش روی اهالی فوتبال قرار دارد. شهرداری که با انرژی آمد ولی کار را نیمهکاره رها کرد و رفت. پس اگر مرور کنیم و به حافظه بلندمدتمان رجوع کنیم میبینیم که صرف فوتبالیستِ مطرح بودن، یا شهردار بودن نمیتواند ضامن موفقیت در مدیریت فوتبال قزوین باشد. صندلی ریاست هیات فوتبال قزوین، حتی معاون عمرانی استاندار را هم به خود دیده است که شاید با کمی ارفاق بتوانیم آن دوران را موفقتر از گذشته، حداقل در عرصه ایجاد زیرساختها بدانیم؛ اما در همان دوران هم شاهد مسائل و حاشیههایی بودیم که بیان دوبارهاش دردی را دوا نمیکند.
امروز تمام داشته فوتبال قزوین در یک نگاه در کاسپین خلاصه میشود؛ یعنی استان قزوین با این همه پتانسل صنعتی، کشاورزی و… فقط توانسته یک تیم در لیگ دسته دوم داشته باشد که آن هم با عنایت شهرداران تاکنون حفظ شده است. اگر واقعبین باشیم فوتبال قزوین روند روبهزوال را در پیش گرفته است. اعتبار و پول چندانی هم که از دستگاه ورزش به این هیات اختصاص نمییابد. با این شرایط، اینهمه حاشیه و تلاش برای گرفتن صندلی ریاست هیات ازسوی برخی اسمهای تکراری در فوتبال برای چیست؟
بااینوضعیت در بین افرادی که ثبتنام کردهاند باید فردی انتخاب شود که بتواند هیات بیپول و بدهکار را حداقل در وضعیت احیاء اولیه قرار دهد و دو طیف اصلی فوتبال قزوین را هم که بهشدت باهم موضع دارند، به هم نزدیک کند؛ خلاصه کلام اینکه، یک فرد پرانرژی، همراه با بدنه دولت و موردقبول اهالی ورزش و خصوصا فوتبالیها میتواند وضعیت فوتبال را از حالت بغرنج خارج کند و سروسامانی به وضعیت اسفناک کنونی فوتبال استان بدهد.
بهترین حالت برای فوتبال این است که هر چه زودتر با مشخص شدن رییس هیات به احیای فوتسال آقایان و بانوان قزوین پرداخته شود و شرایط را برای حضور موفق کاسپین در لیگ دسته دوم فوتبال کشور فراهم کنیم.
هنوز خاطره حضور سعید آگشته، از ذهن پاک نشده است و کارنامه این شهردار جوان و علاقهمند به ورزش پیش روی اهالی فوتبال قرار دارد. شهرداری که با انرژی آمد ولی کار را نیمهکاره رها کرد و رفت. پس اگر مرور کنیم و به حافظه بلندمدتمان رجوع کنیم میبینیم که صرف فوتبالیستِ مطرح بودن، یا شهردار بودن نمیتواند ضامن موفقیت در مدیریت فوتبال قزوین باشد. صندلی ریاست هیات فوتبال قزوین، حتی معاون عمرانی استاندار را هم به خود دیده است که شاید با کمی ارفاق بتوانیم آن دوران را موفقتر از گذشته، حداقل در عرصه ایجاد زیرساختها بدانیم؛ اما در همان دوران هم شاهد مسائل و حاشیههایی بودیم که بیان دوبارهاش دردی را دوا نمیکند.
امروز تمام داشته فوتبال قزوین در یک نگاه در کاسپین خلاصه میشود؛ یعنی استان قزوین با این همه پتانسل صنعتی، کشاورزی و… فقط توانسته یک تیم در لیگ دسته دوم داشته باشد که آن هم با عنایت شهرداران تاکنون حفظ شده است. اگر واقعبین باشیم فوتبال قزوین روند روبهزوال را در پیش گرفته است. اعتبار و پول چندانی هم که از دستگاه ورزش به این هیات اختصاص نمییابد. با این شرایط، اینهمه حاشیه و تلاش برای گرفتن صندلی ریاست هیات ازسوی برخی اسمهای تکراری در فوتبال برای چیست؟
بااینوضعیت در بین افرادی که ثبتنام کردهاند باید فردی انتخاب شود که بتواند هیات بیپول و بدهکار را حداقل در وضعیت احیاء اولیه قرار دهد و دو طیف اصلی فوتبال قزوین را هم که بهشدت باهم موضع دارند، به هم نزدیک کند؛ خلاصه کلام اینکه، یک فرد پرانرژی، همراه با بدنه دولت و موردقبول اهالی ورزش و خصوصا فوتبالیها میتواند وضعیت فوتبال را از حالت بغرنج خارج کند و سروسامانی به وضعیت اسفناک کنونی فوتبال استان بدهد.
بهترین حالت برای فوتبال این است که هر چه زودتر با مشخص شدن رییس هیات به احیای فوتسال آقایان و بانوان قزوین پرداخته شود و شرایط را برای حضور موفق کاسپین در لیگ دسته دوم فوتبال کشور فراهم کنیم.
امیر رجبی


