• امروز : پنج شنبه - ۷ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 12 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Thursday - 28 May - 2026
دیروز، امروز، فردا

دیروز: نخل و ناخدای نصرت:

  • کد خبر : 3865
  • 02 می 2016 - 9:45
دیروز: نخل و ناخدای نصرت:
  1-  " گفتم کار خودش نیست. طوری گفتم که دیگران هم دل به شک شدند. بعد به این نتیجه رسیدیم که لابد از روی دست نویسندگان بزرگ رونویس می‌کند و داستان‌ها را برای صفحه هنر و ادب ولایت می‌فرستد.

اوایل دهه هفتاد بود. هنوز ولایت روزنامه نشده بود و دفترش توی خیابان خیام یا نادری بود. داشتیم باور می‌کردیم که حدس من درست است که یکی گفت می‌شناسدش. اسمش منوچهر نصرت رضایی بود. سن و سال زیادی نداشت. متولد۱۳۴۷ بود از سال۱۳۶۴ داستان‌هایش در ولایت چاپ می‌شد و… گفتیم خدا را شکر که یکی که خوب می‌نویسد در قزوین یا شاید هم در نصرت‌آباد هست. بعدها با خودش آشنا شدم. چندان اهل هیاهو نبود ( که ای کاش بود و داستان‌هایش زودتر چاپ می‌شد) شکسته نفس بود (ای کاش نبود که جامعه آدم‌های پر مدعا را بهتر می‌بیند) خلاق بود و نوشتن برایش بهانه نان نبود (کاش بود که مجبور می‌شد برای درآمد بیشتر، حرفه‌ای‌تر به دنبال نوشتن و چاپ آثارش برود) و… بعدها سری هم به‌دنبال فیلم‌سازی زد. شد هنرجوی سینمای جوان و… اما نشد که بسازد و رویاها و شخصیت‌هایش را بیندازد روی ژرده. توی آن سال‌ها و شاید هم کمی بهتر تلاش کرد داستان‌هایش را تبدیل به کتاب کند. قصه‌های مانی، نجواگر پرنده‌ها و رمان بامداد گل سرخ. اما نشد. چرایش را هیچ‌وقت ندانستم. شاید دغدغه کار و زندگی نگذاشت. شاید شکسته نفسی و اینکه حال خوب عرضه کردن آثارش را نداشت. به هر حال نشد."

روبیک:
۲-  ابوالفضل برزگر برایم کتاب روبیک را هدیه آورد. اگر نام منوچهر را روی جلدش ندیده بودم می‌رفت کنار بسیاری از کتاب‌های نخوانده‌ام. خوشحال شدم منوچهر رضایی نویسنده خوب سال‌های دور بالاخره توانسته بود کتاب مستقل داستانش را چاپ کند. مجموعه داستانی که تخیل او را در زمینه داستان جنگ همراه دارد. گمانم در چاپش حوزه هنری قزوین موثر بوده. چه خوب. بالاخره نویسنده‌ای که در نامه‌اش جایزه داستانویسی و چاپ ده‌ها داستان در نشریه محلی و یکی دو داستان در مجموعه‌های گردآوری شده دارد صاحب داستان شد. دیر شد اما بالاخره شد.

شاید منوچهرهای دیگر:
۳-  دراین‌که همین حالا هم نویسنده‌های زیادی هستند که در این شهر خوب می‌نویسند کم نیست. نویسنده‌هایی که مثل منوچهر رضایی خلاقند ولی… بگذریم انگار یکی باید آستین بالا بزند و قبل از آن‌که گرد سپیدی بر موی آن‌ها بنشیند و نوشته‌هاشان بوی گذشت زمان بگیرد نسبت به چاپ آن‌ها اقدام کند. اما این شخص باید چه کسی باشد. رییس، نگهبان، کارشناس، عاشق یا…

حسن لطفی

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3865

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.