یکی دیگرش مال همکاری بود که توی یک شعبه بانک با هم کار میکردیم. زن زرنگ و مردمداری بود. خوش برخورد، سخاوتمند و دارای شم اقتصادی قوی. حرف که میزد امید به زندگی در هر کلمهاش احساس میشد. آنقدر مقتدر بود که یک روز من و یکی دیگر از همکاران تصمیم گرفتیم او مادرخوانده ما باشد. آن هم به پیشنهاد همکاری که معتقد بود در هرجا که کار میکنی باید پدر خواندهای باشد تا هوای کارت را داشته باشد. مادرخوانده سرشار از زندگی ما ،یکروز همه ما را شگفتزده کرد. خودش نه، اعلامیه مجلس ختمش. با ماشین کوبیده بود به… ولش کن چه فرقی میکند همیشه دلیلی برای زودتر مردن بعضیها هست.
امروز: میبوسمت!
خبر را از مهندس اسکندری میشنوم. اشک میریزد و خبر را میدهد. باور نمیکنم. میگویم: شوخی میکنی؟ میدانم که اینجور وقتها کسی شوخی نمیکند. مگر اینکه یکی مثل بهرام صادقی (خالق مجموعه خواندنی سنگر و قمقمههای خالی و رمان درخشان ملکوت) باشد که اگر بخواهد چند و چونش را بدانید باید صبر کنید تا چند و چونش را بعدها با هم مرور کنیم (یا بروید سراغ کتاب خون آبی بر زمین نمناک حسن محمودی)، شوخی نبود؛ «امید چمنی»، همکار جوانی که برای من و خیلیهای دیگر نماد مشتریمداری و تکریم مشتریان بود دیگر نمیتوانست لبخند بزند، در پی رفع مشکل کسانی باشد که به شعبهاش مراجعه میکردند، و از همه مهمتر دیگر نمیتوانست به دختر نازنینش و همه کسانی که دوستشان داشت بگوید میبوسمت. واژهای که تکیه کلامش بود و خیلی وقتها برای آنکه به وجدت بیاورد؛ حین عبور از کنارت به زبان میآورد و… مردگان توان بیان احساساتشان به زندگان را ندارند، اگر هم دارند زندگان متوجه آن نمیشوند. البته بعضیها قبل از آنکه بمیرند بخش زیادی از مهرشان را به همه کسانی که پیرامونشان هستند ابراز میکنند. این افراد هر وقت هم که بمیرند مرگشان غافلگیرکننده است و کسانی که آنها را میشناسند احساس میکنند بخشی از مهربانی موجود در دنیا را از دست دادهاند. در مورد امید چمنی هم همینطور بود. خدا بیامرزدش و به نازنین دخترش، همسرش، پدرش، مادرش و همه کسانی که با مرگ او غافلگیر شدند صبر بدهد.
فردا: تا نگاه میکنی وقت رفتن است
خدا رحمت کند قیصر امین پور را که چه شاعرانه گذر عمر و دقیقهها را سرود. همه زندگان، فردا روزی میمیرند. چقدر خوب میشود اگر قبل از رفتن با واژههای دوستت دارم، میبوسمت، در خدمتم، چه کاری از دستم بر میآید، نگران نباشید و… قلبهای دیگران را برای غافلگیری آماده کنند.


