• امروز : جمعه - ۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 13 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Friday - 29 May - 2026

معمای پیچیده سرقت مرگبار از مرد مسن

  • کد خبر : 3543
  • 12 ژانویه 2016 - 13:51
معمای پیچیده سرقت مرگبار   از مرد مسن
اعتراض به رأی قصاص دو پسر جوانی که متهم هستند ١٠ سال قبل مردی را به قصد سرقت در حوالی تاکستان به قتل رسانده‌اند، این پرونده را وارد مرحله جدیدی کرد.

مأموران پلیس تاکستان، زمستان سال ٨٤ جسد مردی ٧٠ساله را در حالی که کنار دیوار یک کارخانه رها شده ‌بود، پیدا کردند. در ابتدا این تصور به وجود آمد که پیرمرد به دلیل سرمازدگی جان خود را از دست داده ‌است، اما تحقیقات بعدی که منجر به شناسایی خانواده او شد، نشان داد این فرد از چند روز قبل گم شده و زمانی که از خانه خارج شده‌، سوار بر خودروی شخصی‌اش بوده و به احتمال زیاد قربانی یک سرقت شده‌ است.
بررسی‌های مأموران و ردیابی‌ خودروی مقتول، فاش کرد این اتومبیل در پمپ‌بنزینی در غرب کشور سوخت‌گیری کرده ‌است. از آن طریق مأموران صاحب جدید ماشین را شناسایی و بازداشت کردند. این مرد به پلیس گفت ماشین را از جوانی به نام علی خریداری کرده‌ و از سرقتی‌بودن آن هم اطلاعی نداشته ‌است. با همکاری این مرد، پلیس علی را شناسایی و بازداشت کرد.  مرد جوان سرقت ماشین را پذیرفت و گفت: «با همکاری یکی از دوستانم به نام پدرام دست به این کار زدیم. ما پیرمرد را نکشتیم و قصدی هم برای این کار نداشتیم؛ قصدمان این بود که او را بیهوش و اموالش را سرقت کنیم».
او گفت: «من با مقتول در راه‌آهن آشنا شدم و بعد از آن هم به مغازه‌اش رفت‌وآمد می‌کردیم. او را به دوستم پدرام هم معرفی کردم، نقشه‌ای که طراحی کرده ‌بودیم این بود که به او مقداری آب‌میوه مسموم به داروی خواب‌آور بدهیم و بعد که بیهوش شد اموالش را سرقت کنیم. همین اتفاق هم افتاد. بعد از اینکه او آب‌میوه را خورد و مسموم شد درحالی‌که بیهوش بود، او را سوار ماشین کرده و به همراه پدرام به سمت غرب کشور حرکت کردیم. در راه در تاکستان زیلویی زیرش انداختیم و او را کنار دیوار یک کارخانه خواباندیم و رویش هم پالتو کشیدیم و رفتیم تا ماشین را بفروشیم. وقتی ما او را آنجا رها کردیم، زنده بود اینکه چرا و چطور فوت شده‌ است را نمی‌دانم.»
بعد از اعترافات این مرد، پدرام هم بازداشت شد. او در اعترافات اولیه‌اش مدعی‌ شد همراه دوستش علی نبوده و از سرنوشت پیرمرد هم اطلاعی ندارد؛ او گفت: «قرار بر سرقت بود و من هم همدستی با علی را قبول و داروی خواب‌آور هم خریداری کردم، اما نیمی از آب‌میوه مسموم را خودم خوردم و بی‌حال شدم، دیگر کاری نکردم و هر اتفاقی افتاده علی از آن خبر دارد و من نمی‌دانم چه شده‌ است.»
پرونده زمانی پیچیده‌تر شد که پزشکی قانونی نیز اعلام کرد مرگ بر اثر مسمومیت دارویی نیست و البته آثار ظاهری فشار بر عناصر حیاتی یا ضرب چاقو وجود ندارد. دادگاه برای مشخص‌شدن این موضوع، هیأتی از متخصصان در پزشکی قانونی را موظف به بررسی دوباره پرونده پزشکی مقتول کرد. در این گزارش احتمال اینکه مقتول بر اثر بیماری قلبی جانش را از دست داده یا اینکه فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی باعث مرگش شده‌ باشد، وجود دارد. درنهایت با صدور کیفرخواست علیه هر دو متهم به اتهام قتل عمدی، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان قزوین فرستاده‌ شد.
علی، متهم ردیف اول، یک ‌بار دیگر گفته‌هایش را تکرار و تأکید کرد که قصدی برای کشتن مقتول نداشتند و زمانی که او را کنار دیوار رها می‌کردند پیرمرد زنده‌ بود. او گفت: ما فکر می‌کردیم چند ساعت دیگر به هوش می‌آید و به خانه‌اش برمی‌گردد به همین دلیل هم برایش زیلو و پالتو گذاشتیم تا یخ نزند؛ هیچ اطلاعی هم از بیماری او نداشتیم و فکر می‌کردیم سالم است.
وقتی نوبت به پدرام رسید، او اتهام قتل را رد کرد و یک‌ بار دیگر گفت همراه علی نبود. او گفت: «من بارها تکرار کرده‌ام که همراه علی نبوده‌ام، زمانی که او ماشین را برای فروش برد، من در گرم‌خانه‌ای در خاوران بودم که تحت‌نظارت شهرداری است. این کار سختی نیست که استعلام بگیرید و واقعیت حرفم را بررسی کنید.»
در این جلسه دلایل وکیل‌مدافع پدرام، موردقبول هیأت رسیدگی قرار نگرفت و هر دو متهم به قصاص محکوم شدند اما پدرام و وکیل‌مدافعش به رأی صادره اعتراض کردند و خواستار بررسی این پرونده در دیوان‌عالی کشور شدند.
لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3543

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.