ازجمله این پیآمدها ورود گسترده اسرای جنگی و میهمانان ناخوانده به ایران بود. مردم قحطیزده که در نابسامانی بهوجودآمده بهدنبال اشغال ایران، به نان شب خود نیز محتاج بودند، ناچار شدند پذیرای انبوه زنان و کودکان آواره لهستانی نیز باشند که در پی اشغال کشورشان توسط ارتش آلمان به شوروی گریخته بودند.
مردم قزوین که در جریان اشغال ایران در حد فاصل سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ با همه وجود طعم تلخ تجاوز و اشغال شهرشان توسط نظامیان ارتش سرخ شوروی را چشیده بودند، در میانه آنچه بر آنان میرفت؛ ناچار شدند وسایل اسکان و پذیرایی آوارگان لهستانی را فراهم سازند. آوارگانی که شماری از آنان در قزوین جان سپردند و در قبرستانی در بیرون از دروازه درب کوشک به خاک سپرده شدند.
با سرازیرشدن آوارگان لهستانی به ایران در ۱۴بهمن ۱۳۲۰ وزارت کشور از فرمانداری قزوین خواست «راجع به تهیه موجبات تسهیل عبور لهستانیها و تهیه وسایل آسایش آنان» تمهیدی بیاندیشد. مستشاری، فرماندار قزوین در ۱۹بهمن در پاسخ به نامه وزارت کشور چنین مینویسد: «برای توقف موقت آنها سه عمارت درنظر گرفته شده که هر یک احتیاج وافری به تعمیرات لازم مخصوصاً دربهای آن عمارت محتارج به مقدار کلی شیشه است.»
مکاتبه فرماندار قزوین با وزارت کشور در شرایطی صورت میپذیرد که روسها با وجود وعده تامین شیشه مورد نیاز ساختمانهای درنظر گرفته شده برای اسکان موقت لهستانیها، از تحویل شیشه خودداری میکنند و فرماندار به ناچار از وزارت کشور میخواهد تکلیف او را در اینباره مشخص کنند.
جالب آنکه اداره سیاسی وزارت کشور در جوابیهای، پاسخ میدهد: «برای این قبیل هزینهها، اعتباری موجود نیست. شایسته است بهنحو مقتضی این موضوع را به خود آنها تذکر دهند.»
این مقام وزارت کشور مشخص نمیکند، فرماندار شهر تحت اشغال چگونه میتواند به فرمانده نیروهای اشغالگر که همه امورات و مقدرات شهر را به قبضه خود درآورده و ادامه حضور او نیز منوط به رضایت اشغالگران است، تذکری بدهد!
شکوفه سلیمانی
مردم قزوین که در جریان اشغال ایران در حد فاصل سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ با همه وجود طعم تلخ تجاوز و اشغال شهرشان توسط نظامیان ارتش سرخ شوروی را چشیده بودند، در میانه آنچه بر آنان میرفت؛ ناچار شدند وسایل اسکان و پذیرایی آوارگان لهستانی را فراهم سازند. آوارگانی که شماری از آنان در قزوین جان سپردند و در قبرستانی در بیرون از دروازه درب کوشک به خاک سپرده شدند.
با سرازیرشدن آوارگان لهستانی به ایران در ۱۴بهمن ۱۳۲۰ وزارت کشور از فرمانداری قزوین خواست «راجع به تهیه موجبات تسهیل عبور لهستانیها و تهیه وسایل آسایش آنان» تمهیدی بیاندیشد. مستشاری، فرماندار قزوین در ۱۹بهمن در پاسخ به نامه وزارت کشور چنین مینویسد: «برای توقف موقت آنها سه عمارت درنظر گرفته شده که هر یک احتیاج وافری به تعمیرات لازم مخصوصاً دربهای آن عمارت محتارج به مقدار کلی شیشه است.»
مکاتبه فرماندار قزوین با وزارت کشور در شرایطی صورت میپذیرد که روسها با وجود وعده تامین شیشه مورد نیاز ساختمانهای درنظر گرفته شده برای اسکان موقت لهستانیها، از تحویل شیشه خودداری میکنند و فرماندار به ناچار از وزارت کشور میخواهد تکلیف او را در اینباره مشخص کنند.
جالب آنکه اداره سیاسی وزارت کشور در جوابیهای، پاسخ میدهد: «برای این قبیل هزینهها، اعتباری موجود نیست. شایسته است بهنحو مقتضی این موضوع را به خود آنها تذکر دهند.»
این مقام وزارت کشور مشخص نمیکند، فرماندار شهر تحت اشغال چگونه میتواند به فرمانده نیروهای اشغالگر که همه امورات و مقدرات شهر را به قبضه خود درآورده و ادامه حضور او نیز منوط به رضایت اشغالگران است، تذکری بدهد!
شکوفه سلیمانی

