نوروز، در میان عیدهای ایرانی؛ یگانه است، نه فقط از آن رو که با آدابی خاص و سنتی دیرپا گره خورده است و بهار طبیعت، بهانه زیبای آن است، بلکه از این رو که تنها به یک روز خاص و حتی چند روز ابتدای سال محدود نمانده و در دیرینه شهری چون قزوین، بیش از دو ماه به طول می انجامد.
نوروز قزوینی ها، همانند دیگر ایرانیان، از خانه تکانی عید و دغدغه لباس نو و شیرینی و… آغاز می شود، اما چون دیگران، با سیزده بدر به انتها نمی رسد که برای مردمان این شهر کهن، نوزدهمین روز دومین ماه سال، برگ آخر دفتر این سنت دیرپای ایرانی است؛ آنجا که در مصلای شهر، نماز باران می خوانند و پنجاهمین روز بهار را نه از نحوست ایام، که به طلب رحمت الهی، از خشکی و خشکسالی و از فقر و تنگدستی بدر می کنند.
بوی دارچین، عطر هل
نرم نرمک بهار که از راه می رسد؛ زنان کدبانوی قزوینی در کنار تمام مشغله های این روزها به رسم دیرین، انواع شیرینی های سنتی مخصوص این شهر را به همان سبک و سیاق قدیمی طبخ می کنند و با اندیشه شیرین کامی اعضای خانه و میهمانان به پیشواز نوروز می روند. این روزها به هر کوچه و محله ای که قدم می گذاری بوی عطر شیرینی مدهوشت می کند. عطر زعفران و هل، بوی دارچین و گلاب و… که ترکیب می شوند نمی توانی بی خیال چشیدن طعم شیرینی هایی شوی که با ظرافت و هنر تمام در جمع های زنانه طبخ می شوند.
این روزها، قزوینی ها آستین همت را بالا می زنند و هر یک به فراخور شرایطی که دارند، مشغول بخشی از کار شیرینی پزی می شوند. از آنجا که هر کاری آداب و رسوم خودش را دارد، جمعی که مشغول سنت شیرینی پزی می شوند پیش از هر کاری دست و دل به وضو می سپارند؛ چرا که معتقدند وضو ساختن پیش از دست زدن به شیرینی پختن، باعث برکت در خمیر و افزایش حجم شیرینی ها می شود.
اجرای این سنت که نسل به نسل و سینه به سینه به امروزی ها رسیده، همیشه و براساس اعتقادی قدیمی با سلام و صلوات آغاز می شود تا برکت و حرمت سفره ای که پهن شده حفظ شود. تولید شیرینی سنتی در قزوین در گذشته کاملا درون خانوادگی بود، اما سالیانی است با ورود مسافران و گردشگران به قزوین و افزایش تقاضا برای خرید سوغات، این هنر بیش از پیش جنبه صنعتی و اقتصادی پیدا کرده است. باقلوای لوزینه و پیچ، پادرازی، نان برنجی، چایی، قندی، بادامی و گردویی، نازک پسته ای، گردویی و بادامی، نخودی، چرخی، لب پیچ، توت پسته ای و بادامی و اتابکی و حاجی کریمی از جمله شیرینی های سنتی قزوین به شمار می رود که نوع خانگی و البته بسیار خوش طعم و عطر آن را می توان در بزم عیدانه قزوینی ها در نوروز به تماشا نشست.
سین مثل سمنو!
آیین دیرپای ایرانی، وقتی رنگ و بوی مذهبی و اعتقادی به خود می گیرد، در کنار ماندگاری بیشتر، فرصتی تازه می یابد تا هر سال با طراوت افزونتری برپا گردد و از نسلی به نسلی انتقال یابد. یکی از سنت هایی که از دیرباز در میان قزوینی ها مرسوم بوده و خوشبختانه گذار زمان آن را به باد فراموشی نسپرده، آیین «سمنوپزان» است. آیینی که هنوز در میان اهالی قزوینی، بویژه ساکنان محله های قدیمی این شهر، نفس می کشد و بسیاری از زنان قزوین بر خود واجب می دانند در روزهای واپسین اسفند، با برپایی دیگ و مهیا ساختن وسایل مورد نیاز، اقدام به پختن سمنو و برگزاری مراسم سمنوپزان کنند. سمنو گرچه، یکی از هفت گانه های ثابت سفره هفت سین است، در قزوین اما، با نذر و نیاز زنان نیز عجین شده است. نذر فاطمه زهرا (س) از جمله نذرهایی است که به هنگام سمنوپزان، جلوه خاصی دارد، بویژه امسال که این ایام با فاطمیه هم پیونده خورده است.
نوروزىخوانان، پیام آوران بهار
نوروزى خوانى یکى دیگر از آیین های قزوینی ها در استقبال از نوروز بهشمار مىرود. در زمان های نه چندان دور و در اوایل اسفند پس از خانه تکانی نوروز، خانوادهها چشم به راه نوروز خوان ها بودند که اغلب از آبادیهای شمالی قزوین میآمدند؛ هر چند این آیین، دیری است در این شهر به بوته فراموشی سپرده شده، اما هنوز هستند روستاییانی که آن را از سیاهه سنت های نوروزی خود پاک نکرده اند. در روستاهای الموت، اهالى در روزهای منتهی به بهار، نوروزىخوانها در دستههاى دو تا چهار نفره، در کوچه و خیابان بهراه مىافتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طلیعه سال نو را به مردم مژده مىدهند. ساکنان با شنیدن صداى آنان، به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شیرینى از ایشان پذیرایى مىکنند.
سنت های نوروزی مردمان کهن شهر قزوین، تنها در آنچه گفته شد، خلاصه نمی شود که باید بر آن، آیین دیگری را نیز افزود. آیینی که در دل خود، مهربانی را به ارمغان می آورد و یادآور گشاده دستی بهار و خانه تکانی دل ها و رفع کدورت هاست. پس در استقبال از نوروز، در دل هایمان بذر محبت بکاریم و فردا که از راه رسید بهار، زیبایی لبخند را بر لب های شهر به تماشا بنشینیم.
زهرا جباری


