برکناری «علی فرمانی»، رئیس شورا و مداح شناختهشده شهر، و بازگشت «فرجالله فصیحی رامندی» به کرسی ریاست، مهمترین خروجی این انتخابات بود؛ تغییری که تنها با یک رأی سرنوشتساز و تغییر معادلات یک ائتلاف نانوشته رقم خورد.
این تحولات از آنجا اهمیت دارد که طی سالهای گذشته، ائتلافی متشکل از پنج عضو شورا با محوریت مخالفت با سیاستهای «مهدی صباغی»، شهردار قزوین، شکل گرفته بود. اما این گروه هرگز نتوانستند شش رأی لازم برای تغییرات اساسی را کسب کنند. در سال پایانی، یک عضو باهوش و عملگرا با تغییر موضع و پیوستن به چهار عضو حامی شهردار، پس از گرفتن امتیازاتی، ورق را برگرداند. همین چرخش، مسیر را برای بازگشت فصیحی رامندی به ریاست شورا هموار کرد و موجی از تغییرات را در شورا رقم زد.
از سوی دیگر، شورا و شهرداران اصولگرا همواره از یک حاشیه امن برخوردار بودهاند؛ فضایی که باعث میشود کمتر خبری یا تحلیلی علیه عملکرد آنان منتشر شود. تنها زمانی که اصلاحطلبان به قدرت میرسند، کانالهای تلگرامی و رسانههای غیررسمی دست به افشاگری و انتشار اخبار محرمانه میزنند. این تفاوت رفتار رسانهای، برای مدیریت اصولگرای فعلی فرصتی ایجاد کرده است تا بدون فشار رسانهای، بر حل گرههای کور پروژههای ترافیکی و شهری تمرکز کند و آرامتر مسیر خود را پیش ببرد.
برکناری علی فرمانی که به صفا و سادگی شناخته میشد، نشان داد در شورای شهر قزوین بیش از هر چیز وزن سیاسی و توان لابیگری تعیینکننده است. تغییر در کمیسیون فرهنگی، جایی که «قاسم الهیاری» جای خود را به «مهریالسادات تقوی» داد، نمونهای دیگر از بازتعریف توازن قدرت در شورا بود.
شورای اسلامی قزوین، نهادی که براساس قانون باید چهار ساله باشد و اکنون به سال پنجم خود رسیده، بیش از هر زمان دیگری نشان داد که تحولات درون آن تابع ائتلافهای پنهان و بازیهای سیاسی است. بازگشت فصیحی رامندی و کنار رفتن فرمانی نه تنها یک جابهجایی ساده نیست، بلکه نمادی از بازتعریف قدرت در شورای شهر قزوین است؛ قدرتی که این بار با هوشمندی و چرخش یک رأی سرنوشتساز شکل گرفت.
این تجربه بار دیگر آشکار کرد که در شورای قزوین، گاه یک تصمیم فردی میتواند به اندازه یک ائتلاف کامل وزن سیاسی داشته باشد. و البته، حاشیه امنی که برای اصولگرایان فراهم است، به آنها فرصت میدهد بیآنکه زیر تیغ نقد رسانهای قرار گیرند، مدیریت شهری را در مسیر مطلوب خود هدایت کنند.
در نهایت، این تغییرات بار دیگر یادآور این حقیقت است که عالم سیاست، عالم اخلاق و وفای عهد نیست، بلکه عرصه بدهبستان و امتیازگیری است. چنانکه نیکولو ماکیاولی در شهریار مینویسد: «سیاست جایی است که اخلاق و وفای به عهد اغلب قربانی مصلحت میشوند و آنچه اهمیت دارد، نتیجه است نه نیتها.»


