در عصر خاکستری پس از جنگ، زمانی که هنوز زخم ۱۲روزهی نبرد در جان مردم تازه است، قزوین میزبان نشستی سیاسی بود که بهسادگی نمیتوان از آن عبور کرد. اصلاحطلبان و اصولگرایان، پس از سالها در یک قاب نشستند. آن هم نه برای جدل، که برای گفتوگو.
اما در همان قاب، چیزی هم خالی بود؛ صندلیهایی که میتوانستند در اختیار نسل جوان و جریانهای مستقل باشند، اما نبودند. نسلی که جنگ را درک کرد، پای کشور ایستاد، اما هنوز جایی در میز سیاست رسمی ندارد.
«مصطفی مولوی»، بازرس ویژه رئیسجمهور، این دیدار را با سخنانی آغاز کرد که به وضوح بوی “هشدار” و “امید” در آن توأمان بود. او گفت: «وفاق ملی، یک شعار نیست، راهبردی استراتژیک است که ما را از دل بحرانها عبور میدهد.»
مولوی از تلاشهای پشتپرده دشمنان برای تجزیه قومی ایران سخن گفت و تأکید کرد که در همان روزهای اول جنگ، درباره حمله به زندانها و تحرکات رسانهای هشدار داده بود. او گفت: «اقتدار نیروهای مسلح و انسجام اجتماعی، نقشهها را نقش بر آب کرد.»
اما شاید مهمترین بخش سخنان او، جایی بود که گفت: «با طعنه و تخریب، نمیتوان اعتماد عمومی ساخت. زمان بازسازی زبان گفتوگو فرارسیده؛ زمان عبور از تقسیمبندی خودی و غیرخودی.»
در ادامه، «محمد نوذری»، استاندار قزوین نیز بر همین مسیر پای فشرد. او قزوین را بهعنوان یکی از قطبهای صنعتی کشور معرفی کرد که حتی در شرایط جنگ، تولید را متوقف نکرد. او گفت: «در حالی که ۸۰۰هزار میهمان به استان آمدند، بازار متلاطم نشد و صفی تشکیل نگردید. این یعنی مدیریت و همدلی.»
نوذری تأکید کرد که اکنون وقت دعوای سیاسی نیست، بلکه زمان توسعه و همصدایی است. او گفت: «در استان قزوین با راهاندازی ستادهای تسهیل و استفاده از ظرفیت همه نهادها، به دنبال شتاببخشی به توسعه هستیم.»
با این حال، یکی از صریحترین و پرحاشیهترین سخنان، از زبان «محمد علیخانی»، رئیس ستاد انتخاباتی رئیسجمهور در استان قزوین بیان شد. او با جسارت گفت: «سالهاست حتی پنج دقیقه با مخالفانمان حرف نزدهایم، اما ساعتها علیه هم حرف زدهایم. وقت آن رسیده پیش از قضاوت، کمی با هم حرف بزنیم.»
علیخانی از خاطرات تلخ خود در جریان انتخابات مجلس هفتم و برخورد برخی چهرههای مؤتلفه پرده برداشت. او گفت: «در انتخاباتی که با اختلاف بیش از ۲۰هزار رأی پیروز شدم، هیأت نظارت حاضر به امضای اعتبارنامه نشد و استعفا داد، اما هیچکس آنها را فتنهگر ننامید.»
او از فضای تند و دوگانهی پس از ۸۸ نیز گفت و با صراحت اظهار کرد: «میرحسین موسوی برای بسیاری از مردم محترم است؛ بیایید فتنهفتنه گفتن را تمام کنیم. ۱۵سال حصر کافی نیست؟»
در پاسخ به او، یکی از حاضران پرسید: «یعنی فتنه نبود؟»
و علیخانی پاسخ داد: «فتنه، احمدینژاد بود.»
این گفتوگو، با همهی صراحتها، نقدها، واژههای تلخ و خاطرات سخت، اما در فضایی آرام و بیتنش بیان شد. گویی بعد از سالها، سیاست در قزوین گوش شنیدن یافته بود؛ نه برای تأیید، بلکه برای تحمل.این تازه آغاز راه است.
نشست با تأکید بر ادامه این مسیر به پایان رسید؛ مسیری که بدون حضور نسل جدید و چهرههای مستقل، همچنان ناتمام خواهد ماند.
و این نکتهای است که نمیتوان نادیده گرفت: تا زمانی که نمایندگان واقعی افکار عمومی — بهویژه آن نیمی از جامعه که در انتخابات اخیر شرکت نکردند — در چنین نشستهایی حضور نیابند و صدایشان شنیده نشود، وفاق همچنان وفاق همچنان کامل محقق نخواهد شد. گفتوگو زمانی معنا مییابد که همهی صداها، حتی آنها که خاموش شدهاند، مجال شنیده شدن داشته باشند.
اگر از دل جنگ، درخت گفتوگو روییده باشد، این درخت برای تنومند شدن، به آب مشارکت عمومی و نور اعتماد همگانی نیاز دارد.


