در هفتههای اخیر، اختلال و محدودیتهای گسترده اینترنت در قزوین، زندگی بسیاری را از ریتم طبیعی خارج کرده است. دانشجویان، معلمان، فروشندگان آنلاین، سالمندان و بیماران هرکدام به شکلی با این سکوت اجباری درگیر شدهاند. اینترنت برای بسیاری از آنها نه سرگرمی، که «شریان» کار و ارتباط بوده است.
«ارسلان امامی»، دانشجوی دکتری معماری، از روزهایی میگوید که برای ارائه پایاننامه آماده میشد اما دسترسی به مقالات علمی و ارتباط با استادش مختل شد. او ناچار شد فایل پایاننامه را حضوری به تهران ببرد؛ تجربهای که به گفته خودش «اعتماد به سیستم آموزشی» را در ذهنش متزلزل کرده است. بیخوابی، اضطراب و نگاههای مداوم به صفحه گوشی، بخشی از روایت مشترک دانشجویانی است که دسترسی به منابع علمی برایشان حیاتی است.
در سوی دیگر، سالمندانی قرار دارند که اینترنت برایشان تنها پل ارتباطی با فرزندان دور از وطن است. «مهناز شریفی»، ۷۶ساله، میگوید بیخبری از دخترش او را دچار بیخوابی و اضطراب دائمی کرده است. تماس تلفنی برایش پرهزینه است و اتصالهای ناپایدار تصویری، جای دیدار را نمیگیرد. برای این نسل، قطع اینترنت نوعی «انزوای مضاعف» است.
فشار اقتصادی اما شاید ملموسترین پیامد این اختلالها باشد. «زهرا علیزاده»، ادمین فروش لباس مجلسی، از اجناسی میگوید که برای شب عید وارد کرده اما با قطعیهای مکرر اینترنت، فروشش متوقف شده است. چکها سررسید دارند، اجاره خانه نزدیک است و درآمد آنلاین تنها منبع معیشت اوست. «سمیرا نقیزاده»، صاحب آنلاینشاپ صنایعدستی، وضعیت را سختتر توصیف میکند؛ کسبوکاری که سالها برایش زحمت کشیده، با فیلترینگ اینستاگرام و تلگرام عملاً از حرکت ایستاده است. او ناچار شده محصولاتش را به شکل دستفروشی عرضه کند؛ عقبگردی که بسیاری از فعالان اقتصاد دیجیتال آن را تجربه میکنند.
«بهناز نوروزی»، مدرس و تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «فروردین امروز» تأکید میکند اقتصاد دیجیتال بدون اینترنت پایدار عملاً شکل نمیگیرد. وابستگی اجباری به فیلترشکنها نهتنها سرعت و کیفیت کار را کاهش میدهد، بلکه مخاطرات امنیتی جدی بههمراه دارد؛ از سرقت اطلاعات تا مسدود شدن حسابهای کاری. به گفته او، برای میلیونها نفر اینستاگرام صرفاً یک شبکه اجتماعی نیست، بلکه زیرساخت اصلی کار و درآمد است و قطع آن به معنای از دست رفتن ابزار معیشت است.
اما شاید عمیقترین زخم، آن چیزی باشد که دیده نمیشود. دکتر «صبا خیاطان»، مدیر مرکز مشاوره «نوجهان»، اینترنت را «اکسیژن روانی» جامعه مینامد. به باور او، وقتی دسترسی به اخبار و ارتباطات قطع میشود، ذهن در حالت هشدار دائمی قرار میگیرد؛ بیقراری، تپش قلب، پرخاشگری پنهان و فرسودگی از پیامدهای طبیعی چنین وضعیتی است. نوجوانان که هویت دیجیتالشان با شبکههای اجتماعی پیوند خورده، بیشترین آسیب را میبینند و بزرگسالان با اضطراب معیشت و بیثباتی شغلی درگیر میشوند. سالمندان نیز در غیاب تماسهای تصویری، نوعی احساس فقدان و بیپناهی را تجربه میکنند.
محدودسازی پایدار اینترنت، صرفاً یک تصمیم فنی نیست؛ مداخلهای در زیست اجتماعی مردم است. وقتی ابزار کار، تحصیل و ارتباط ناگهان از دسترس خارج میشود، جامعه وارد وضعیتی از تعلیق میشود؛ نه میتواند پیش برود و نه میتواند بازگردد. این تعلیق، بهتدریج امید را فرسوده میکند.
قزوین، استانی با جمعیتی جوان و سهم قابل توجهی از کسبوکارهای خرد آنلاین، بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات دیجیتال است. اینترنت در این شهر دیگر فقط سیم و سیگنال نیست؛ زیرساخت اعتماد است. خاموشی آن، تنها صفحهها را تاریک نمیکند؛ بخشی از امنیت روانی و اقتصادی جامعه را نیز خاموش میسازد.


