آنچه در آن دو روز گذشت، بیش از هر چیز یک هشدار بود. هشدار اینکه خاموشکردن آتش، هرچند ضروری اما کافی نیست. شهر میتواند آرام شود، مغازهها باز شوند و خیابانها به ظاهر به ریتم همیشگی برگردند؛ اما اگر ریشهها دیده نشود و اصلاحی جدی آغاز نگردد، بذر همان بحرانها در زمانی دیگر و به شکلی دیگر سر بر خواهد آورد. دیماه قزوین یادآوری کرد که جامعه به یک بازنگری اساسی در رویکردها نیاز دارد؛ بازنگریای که شاید هزینه و درد داشته باشد، اما تعویق آن، هزینههای انسانی و اجتماعی سنگینتری به دنبال خواهد داشت. نقطه عزیمت چنین اصلاحی، یک اصل ساده اما بنیادین است: کرامت انسان و ارزش جان او باید معیار نخست هر تصمیمگیری باشد.
در گفتوگوهای «فروردین امروز» با سه چهره اثرگذار و همچنین بازتاب یادداشت تحلیلی یکی از مدیران باسابقه مطبوعاتی استان، یک محور مشترک بارها تکرار میشود: بحرانها ناگهانی و تکعلتی نیستند و پاسخ به آنها نیز نمیتواند مقطعی و سطحی باشد.
جامعهای در وضعیت بیهنجاری
«لیلی حاجیآقایی»، جامعهشناس در گفتوگو با «فروردین امروز» بحث را از همان نقطهای آغاز میکند که وجدان عمومی نیز بر آن تأکید دارد: «مرگ انسانها، در هر شرایطی تلخ و تأسفبار است.» او ضمن تسلیت و ابراز همدردی با خانوادههای جانباختگان تصریح میکند که هیچ اختلاف سیاسی یا اجتماعی نمیتواند از ارزش جان انسانها بکاهد و امیدوارم دیگر شاهد این رنج ها در جامعه نباشیم. اما از نگاه او، توضیح این رخدادها با یک عامل ساده، خطایی تحلیلی است. به باور حاجیآقایی، جامعه سالهاست با شکافهای ساختاری انباشته مواجه است؛ شکافهایی که فاصله میان انتظارات مردم و واقعیت زندگیشان را افزایش داده و وقتی این فاصله عمیق میشود، اعتراض دیگر واکنش به یک حادثه نیست، بلکه پاسخی به یک روند طولانی است.
او تصویری از جامعه امروز ارائه میدهد: افزایش سطح تحصیلات و آگاهی در نسلهای جدید، در کنار اقتصادی بیثبات، تورمی افسارگسیخته، بیکاری فزاینده و آنچه او «فساد ادراکشده» مینامد. ترکیبی که به گفته او، جامعه را به مرز فرسایش سرمایه اجتماعی رسانده است.
حاجیآقایی با ارجاع به مفهوم «آنومیک» در نظریه «امیل دورکیم»، از وضعیتی سخن میگوید که در آن قواعد روشن نیستند، آینده قابل پیشبینی نیست و اعتماد نهادی آسیب دیده است. در چنین فضایی، احساس بیعدالتی گسترش مییابد و شکاف میان گفتار رسمی و تجربه زیسته مردم عمیقتر میشود؛ مردمی که فقر و تبعیض را نه در آمار، که در سفرههای کوچکترشدهشان لمس میکنند.
او از «بحران نمایندگی سیاسی» نیز سخن میگوید؛ اینکه شهروندان بارها پرسیدهاند چرا صدایشان در ساختار قدرت بازتاب نمییابد، چرا کانالهای گفتوگو ضعیف یا مسدود است و چرا احزاب و رسانههای مستقل کارکرد مؤثر ندارند. در چنین شرایطی، اعتراض خیابانی جای گفتوگوی نهادی را میگیرد و به تعبیر او، این همان نقطهای است که مشروعیت سیاسی دچار آسیب میشود.
نقطه اوج تحلیل حاجیآقایی در بحث «زبان» است. به باور او، اگر زبان رسمی به جای همدلی، تقابلی شود و مشکلات به جای پذیرش و اصلاح، به توطئه یا افول اخلاقی جامعه نسبت داده شود، زبان مشترک فرو میریزد.
او هشدار میدهد که نادیده گرفتن رنج مردم و انکار واقعیت اجتماعی، نوعی «تحقیر نمادین» ایجاد میکند؛ حسی که پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی دارد. «دیدهنشدن و شنیدهنشدن، خطرناکترین حس برای انسان است.» وقتی این حس فراگیر شود، جامعه به سمت فردگرایی افراطی، بیاعتمادی، مهاجرت و حتی خشونت میرود؛ و این یعنی جامعهای ملتهب و بیسرمایه.
عذرخواهی، پاسخگویی و بازسازی اعتماد
«شهرام احمدپور»، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری قزوین، از زاویه مدیریت بحران وارد بحث میشود. او در گفتوگو با «فروردین امروز» تأکید میکند که یکی از گامهای مهم، پذیرش کاستیها و عذرخواهی است. به گفته او، عذرخواهی رسمی رئیسجمهور در راهپیمایی ۲۲بهمن نشانهای از پذیرش کوتاهیها بوده و میتواند زمینه بازسازی اعتماد را فراهم کند.
احمدپور معتقد است اگر مطالبات مردم نادیده گرفته شود، بحرانهای بعدی گستردهتر و پرهزینهتر خواهد بود.
او با اشاره به تجمعات ماههای گذشته در حوزههایی چون مسکن، آب و مطالبات فرهنگیان میگوید این اعتراضها مدیریت شدهاند و میتوان مطالبات را در فضای قانونی و پیشبینیپذیر طرح کرد. از نگاه او، مردم اهل تنش نیستند، اما شرط همراهی آنها، پاسخگویی واقعی و پیگیری دغدغههاست.
در موضوع جانباختگان، احمدپور تأکید میکند همه آسیبدیدگان هموطناند و صفبندی میان مردم خطاست. به باور او، اعتماد با شعار بازنمیگردد، بلکه با کار و رفع مشکلات معیشتی و امنیتی بازسازی میشود.
هشدار نسبت به تداوم شکافها
«محمدهادی جعفری»، رئیس شورای اصلاحطلبان استان قزوین، بر رسیدگی شفاف و جلوگیری از تشدید تنشها تأکید دارد. او با ابراز تأسف از جانباختن شهروندان، خواستار آزادی بازداشتشدگان و رسیدگی منصفانه میشود.
جعفری میگوید مطالبه «زندگی معمولی و آبرومند» دیگر یک خواست مقطعی نیست، بلکه به مسئلهای بنیادی تبدیل شده که با امنیت و ثبات سیاسی گره خورده است.
او هشدار میدهد جامعهای که احساس کند دیده نمیشود، به تدریج مشارکت خود را از دست میدهد. احساس بیعدالتی، اگر تداوم یابد، به فرسایش سرمایه اجتماعی میانجامد.
جعفری همچنین بر لزوم پرهیز از نگاه قیممآبانه به مردم تأکید میکند و میگوید اگر هدف کاهش شکاف میان حاکمیت و ملت است، باید شرایطی فراهم شود که درمان مجروحان و رسیدگی به بازداشتشدگان بدون نگرانی انجام شود.
به باور او، رسالت نیروهای انتظامی و نظامی حفاظت از جان مردم است و نباید کوچکترین اعتراض به بهای آسیب گسترده تمام شود.
پیام روشن یک هشدار
در این میان، سید «عبدالعظیم موسوی»، مدیرمسئول روزنامه ولایت و اولین فرماندار قزوین، در یادداشتی تحلیلی تأکید میکند که «پیام روزهای نخست بسیار شفاف بود.» او هشدار میدهد اگر این پیام شنیده نشود، آخرین فرصتهای اصلاح از دست خواهد رفت. به باور موسوی، تقلیل مسئله به معیشت صرف، هرچند معیشت فوریت دارد، تنها خریدن زمان است. مسئله اصلی، آسیب دیدن امید به آینده در ذهن جوانان است؛ نسلی که خانه و شغل و ازدواج را دور از دسترس میبیند و مهاجرت را به عنوان گزینه جدی پیش روی خود قرار داده است.
او بر ضرورت تغییرات اساسی در شیوه اداره کشور تأکید میکند و معتقد است اگر افق روشن نشود، جامعه دوباره در معرض التهاب قرار خواهد گرفت.
این روایتها، با وجود تفاوت زاویه دید، در یک نقطه همصدا هستند: اعتماد، کلید عبور از بحران است. مسئولان نباید به آرامش ظاهری کوتاهمدت دل خوش کنند. آرامش بدون اصلاح، مکثی است پیش از تکرار.
دیماه قزوین به ما یادآوری کرد که جامعه نیازمند سیستمی است که در آن کرامت انسان خط قرمز واقعی باشد. مسیر آرامش پایدار از دلجویی مقطعی عبور نمیکند؛ از اصلاح رویهها، گشودن کانالهای گفتوگو، شفافیت و تغییر زبان رسمی به زبان همدلی میگذرد. اعتماد، همانگونه که گفته شد، محصول تجربه است نه وعده.
و شاید مهمترین هشدار این باشد: حکمرانی که صدای مردم را به موقع نشنود، ممکن است روزی آن را در هیاهویی بشنود که دیگر فرصت اصلاح اندک شده است؛ و در خلأ گفتوگو، همیشه کسانی پیدا میشوند که از شکافها به سود خود بهره ببرند.


