او نه مدیر وارداتی است و نه چهرهای سیاسی و اصلاحطلب. از کارشناس تا معاون برنامهریزی، پلهپله بالا آمده و صنعت استان را از درون میشناسد؛ با زیرساختهای نیمهکامل، ناترازی انرژی، کمبود سرمایه در گردش و گرههای ارزی آشناست. در شرایطی که تورم، رکود و فشار تحریمها نفس صنایع استان را تنگ کرده، این شناخت میتواند مزیت باشد. استقبال محتاطانه برخی صاحبان صنایع از این انتصاب نیز نشان میدهد بدنه تولید، به یک مدیریت آشنا با واقعیت میدان امید بسته است.
رزومهاش شبیه مدیران تکنوکراتی چون «محمدباقر آقاعلیخانی» است، اما کمحاشیهتر و محتاطتر. این انتصاب بیش از آنکه پیام تغییر سیاسی داشته باشد، نشانه بازگشت به مدیریت فنی و تخصصی است؛ هرچند در قزوینِ سیاستزده، مرز میان این دو همیشه شفاف نیست.
بزرگترین رقیب لشگری، نه منتقدان بیرونی که وسوسه ورود به بازی قدرت است. اگر در مدار تخصص بماند، میتواند صمت را از رکود بروکراتیک عبور دهد؛ وگرنه او هم به یکی از نامهای معمول فهرست مدیران تبدیل خواهد شد.


