• امروز : چهارشنبه - ۸ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : 10 - شعبان - 1447
  • برابر با : Wednesday - 28 January - 2026
روایت یک نشست دانشجویی کم‌تعداد اما صریح با نمایندگان مجلس؛

سوال‌های بی‌جواب

  • کد خبر : 13426
  • 21 دسامبر 2025 - 9:53
سوال‌های بی‌جواب
تورم لجام‌گسیخته، دغدغه‌های معیشتی، فشار تحریم‌ها و سایه‌ تبعات سیاسی–اجتماعی پس از «جنگ ناجوانمردانه 12‌روزه» زندگی روزمره را به یک آزمون دائمی تبدیل کرده است؛ آزمونی که فقط در بازار و خانه‌ها جریان ندارد، به دانشگاه هم رسیده. دانشگاهی که زمانی مرکز بحث‌های پرشور و کانون سیاست‌ورزی بود، امروز بیش از هر چیز زیر فشار «اقتصاد» و «آینده مبهم» نفس می‌کشد. همین واقعیت، در نشست پرسش و پاسخ دانشجویی با نمایندگان استان قزوین در مجلس شورای اسلامی با عنوان «بر مدار مجلس» خودش را نشان داد: سالن پر نشد.

این نشست به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) و به مناسبت روز مجلس و روز دانشجو در سالن اجتماعات دهخدا برگزار شد. فاطمه محمدبیگی و سالار ولایتمدار، نمایندگان قزوین، آبیک و البرز و روح‌الله عباسپور نماینده بویین‌زهرا و آوج کنار جمعی از استادان و دانشجویان نشستند تا درباره مهم‌ترین دغدغه‌ها گفت‌وگو شود: سلامت، گرانی و تورم، ناترازی انرژی، آلودگی هوا، اصلاح مهریه و قانون جوانی جمعیت. اما پیش از آنکه گفت‌وگو آغاز شود، خلوتی سالن به خودش معنا داد؛ معنایی فراتر از یک ضعف اجرایی یا تبلیغاتی.

سالن نیمه‌خالی؛ پیام روشن یک نسل
برای استانی که سال‌ها از آن به عنوان «استان دانشجویی» یاد می‌شود، نیمه‌خالی ماندن سالن را نمی‌شود ساده رد کرد. این خلوتی، بیشتر شبیه «علامت سؤال» بود؛ علامت سؤالی درباره نسبت امروز دانشجو با سیاست رسمی. جنبش دانشجویی ایران در سال‌های اخیر، آرام‌آرام از کنشگری فعال فاصله گرفته و در بزنگاه‌هایی مثل انتخابات، بیش از آنکه «بازیگر مؤثر» باشد، به حاشیه‌ای نمادین رانده شده؛ همان تعبیر تلخی که این روزها زیاد شنیده می‌شود: «زینت‌المجالس.»

تشکل‌های دانشجویی-چه نزدیک به اصلاح‌طلبان و چه مستقل-آن وزن و میدان‌داری گذشته را ندارند. بخش بزرگی از جامعه دانشجویی هم با خاطره‌ هزینه‌ها، محدودیت‌ها و تجربه‌های تلخ سال‌های قبل، محتاط‌تر شده یا اساساً انگیزه‌ حضور را از دست داده است. دانشگاه تلاش می‌کند گفت‌وگو را زنده نگه دارد، اما وقتی خروجی ملموس دیده نمی‌شود، مشارکت هم کم‌کم فروکش می‌کند. نتیجه این می‌شود که حتی نشست با حضور نمایندگان مجلس هم نتواند شور لازم را به سالن برگرداند.

جلسه‌ای که با «اقتصاد» شروع شد و به «اعتماد» رسید
با این حال، همان جمع محدود، نشست را به تریبونی صریح تبدیل کرد. زبانِ جلسه، زبانِ تعارف نبود. تندی پرسش‌ها و جنس مطالبات نشان می‌داد یک چیز در ذهن دانشجو پررنگ‌تر از همیشه است: «اقتصاد» و تبعاتش در زندگی واقعی.

یکی از دانشجویان آقا، به عنوان نخستین سخنران، با لحنی تند و مستقیم گفت: «دلار شده ۱۳۰هزار تومان، برنج ایرانی ۷۰تومانی را دولت تحویل گرفته و کرده ۴۰۰هزار تومان؛ من دیگر نمی‌دانم با چه زبانی می‌خواهید از این دولت دفاع کنید.»
او نقد را فقط متوجه دولت نکرد؛ مجلس را هم وسط کشید و گفت: «شما خودتان «برنامه هفتم توسعه» را نوشتید و به آن رأی دادید؛ حالا طبق همین برنامه باید «۳۳۰هزار هکتار» به بافت مسکونی الحاق شود تا قیمت زمین بشکند، اما وزیر اجرا نمی‌کند. جمله‌اش صریح بود: اگر زورتان به وزیر نمی‌رسد، بیایید بگویید زور ما به وزیر نمی‌رسد؛ خودمان کاری کردیم که نمی‌توانیم.»

این دانشجو از ناتوانی مجلس در استفاده از ابزارهای نظارتی گفت؛ از وزیر جهاد کشاورزی و جهش قیمت‌ها، از وزیر اقتصاد و اثر انتخاب‌ها بر بازار ارز. جمله‌ای که او گفت، عصاره‌ حس بخشی از نسل جوان بود: «جوانی ما با انتخاب‌های اشتباه شما از دست می‌رود… آینده بچه‌ها سوخته است.»
در همین مسیر، دانشجوی دیگری پرسید چرا در دوران دولت شهید رئیسی و سپس در دوره آقای پزشکیان، «در مدت کم شاهد افزایش وحشتناک قیمت‌ها به ویژه طلا و ارز» بوده‌ایم؟ سؤال‌ها کم‌کم از شرح گرانی گذشت و به یک مطالبه پررنگ رسید: «پس نقش مجلس کجاست؟»

نقدهای تند؛ اما با یک نشانه سیاسی خاص
در حاشیه‌ همین پرسش‌ها، یک نکته قابل توجه بود: بخش قابل توجهی از سؤال‌ها و نقدها، بیشتر از آنکه از موضع اصلاح‌طلبی یا نقد ساختاری بیرون آمده باشد، به نظر می‌رسید از جنس انتقاد از دولت و مدیریت اجرایی، آن هم با لحن‌هایی که نزد طیف‌های منتقد دولت و حتی نزدیک به جریان اصولگرایی هم دیده می‌شود. حمله‌ها عمدتاً متوجه دولت بود: از «دلار ۱۳۰هزار تومانی» تا «برنج ۴۰۰هزار تومانی» و پرسش مکرر درباره اینکه چرا مجلس برای تغییر شرایط «اثر قابل لمس» ندارد. همین‌جا تضاد جالبی شکل گرفت: دانشجوهایی با نشانه‌های سیاسی متفاوت، در یک نقطه به هم رسیده بودند؛ نقطه‌ای که اسمش «اقتصاد فرساینده» است.

عباسپور: ریشه مسئله، دولت روز نیست؛ اقتصاد کلان است
«روح‌الله عباسپور» پاسخ را از سطح «دولت وقت» به سطح «اقتصاد کلان» برد. او گفت افزایش تورم و قیمت ارز در دولت‌های مختلف سابقه داشته و بخشی از مسئله به ساختار اقتصادی کشور برمی‌گردد. محور پاسخ او «تحریم» بود: اثر تحریم بر مراودات، فروش نفت، ارتباطات بانکی و موضوعFATF. او گفت به FATF رأی نداده و آن را ابزار قدرت‌های بزرگ می‌داند و بخشی از وضعیت را نتیجه محدودیت‌های بین‌المللی در قالب «جنگ اقتصادی» معرفی کرد. در کنار آن، از «سوءمدیریت» هم گفت و تأکید کرد افزایش قیمت ارز با «یارانه‌های پنهان» و سازوکارهای نادرست اقتصادی گره خورده است.

بخش پررنگ سخنان او ورود به مسئله انرژی و ناترازی بود؛ با اعداد و مقایسه‌ها توضیح داد چرا کشور به بن‌بست‌هایی مثل واردات بنزین و ناترازی برق و گاز می‌رسد. گفت بنزین در کشور حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰تومان عرضه می‌شود، در حالی که در اروپا و آمریکا حدود دو دلار یا دو یوروست. از گازوئیل ۳۰۰تومانی گفت و اینکه در کشورهای همسایه رقم آن تا حدود ۸۰ هزار تومان می‌رسد. سپس به مصرف بنزین اشاره کرد: ترکیه با جمعیتی مشابه ایران روزانه حدود ۳۰میلیون لیتر مصرف می‌کند، اما در ایران مصرف روزانه حدود ۱۳۰میلیون لیتر است و در ایام سفر بالاتر هم می‌رود؛ و نتیجه گرفت: «قیمت دلار افزایش پیدا می‌کند چون ارز نداریم. وقتی عرضه ارز نداشته باشید و تقاضا بالا باشد، طبیعی است قیمت دلار بالا می‌رود.»

بحث حساس بنزین؛ موافق افزایش، اما «نه بی‌برنامه»
یکی از حساس‌ترین بخش‌ها به واقعی‌سازی قیمت انرژی رسید. عباسپور گفت شخصاً با افزایش قیمت بنزین موافق است، البته نه بدون برنامه. هشدار داد ناترازی انرژی به کاهش تولید، تعدیل نیرو، کاهش صادرات، کاهش ارزآوری و در نهایت افزایش قیمت ارز و تورم ختم می‌شود. او همچنین از «ورود جدی مجلس دوازدهم» گفت؛ از تعریف سازوکارهای رصد اجرای برنامه‌ها و اینکه گزارش‌هایی از جلسات و پیگیری‌ها ارائه شده است.

اما پاسخ‌های عدددار هم نتوانست شکاف اصلی را پر کند. دانشجوها مسئله را «اثر» می‌دیدند؛ اثر تصمیم‌ها روی زندگی. نماینده‌ها از محدودیت‌های کلان گفتند؛ از اینکه بخشی از مشکلات با ابزارهای معمول مجلس-تذکر، سؤال و حتی استیضاح-حل نمی‌شود و نیازمند تصمیم‌های بزرگ‌تر است. همین‌جا گره اصلی خود را نشان داد: دانشجو از «نتیجه‌اش در سفره مردم» حرف می‌زد و نماینده از «تصمیم سخت». پیام مشترک اما این بود که نقش مجلس-اگر قرار است اعتماد بسازد-باید پررنگ‌تر به عنوان «بازتاب بی‌واسطه خواست مردم» و «مطالبه‌گر تصمیم‌های کلان» دیده شود؛ چیزی که دانشجوها انتظار دارند.

از اقتصاد به صداقت؛ از قیمت‌ها به «شنیده نشدن»
جلسه فقط اقتصادی نماند. بخشی از پرسش‌ها به «رفتار مسئولان» و «صداقت» رسید. یک دانشجوی آقا خطاب به محمدبیگی گفت پیگیری‌های شما در حوزه بیمارستان‌ها و قانون جوانی جمعیت دیده می‌شود، اما «لایحه امنیت و کرامت زنان» هم باید جدی‌تر دنبال شود.

دانشجوی خانم دیگری اما لحن تندتری داشت و از «لبخندهای بی‌جا» و «دفاع از کارهای نکرده» انتقاد کرد. او مسئله آلودگی و مازوت‌سوزی نیروگاه شهیدرجایی را به زندگی گره زد و گفت طرح‌های افزایش راندمان از دانشگاه ارائه شده اما جدی گرفته نشده است؛ جمله‌ای که ضربه اصلی‌اش به «شنیده نشدن دانشگاه» بود: وقتی دانشگاه شنیده نمی‌شود، انگیزه حضور هم فرو می‌ریزد. پیام روشن بود: اگر کاری برای مردم نمی‌کنید، دست‌کم نمک روی زخم نپاشید.

محمدبیگی: گزارش عملکرد، تأکید بر شفافیت و پیشگیری
«فاطمه محمدبیگی» در پاسخ، از اقدامات حوزه سلامت، آبرسانی، اینترنت روستایی و زیرساخت‌ها گفت؛ از اجرای پروژه‌های آبرسانی در روستاها، توسعه پوشش اینترنت، و برنامه‌های پیشگیرانه در حوزه سلامت. درباره پرونده الکترونیک سلامت و جلسات نظارتی توضیح داد و در موضوع آلودگی هوا هم گفت مجلس ورود کرده و پیگیر حقوق مردم قزوین است. درباره لایحه امنیت زنان تأکید کرد باید هرچه سریع‌تر در صحن علنی مطرح شود. جمله کلیدی او، دقیقاً به مسئله بی‌اعتمادی وصل بود: باید صادقانه با مردم رفتار کرد؛ جایی که نمی‌شود کاری کرد، باید شفاف گفت و گزارش‌های توخالی مردم را قانع نمی‌کند.

ولایتمدار: استقبال از صراحت، تأکید بر مطالبه مستند
«سالار ولایتمدار» هم از صراحت دانشجویان استقبال کرد و گفت حتی با حضور یک نفر هم می‌آمدیم، اما ای‌کاش جمعیت بیشتری در نشست بود. او دانشجو را «چراغ راه» خواند و بر ضرورت مستند بودن نقدها تأکید کرد: حرف مبتنی بر داده-اگر تند باشد-شنیده می‌شود و اثر می‌گذارد. در بخش دیگری، از آمادگی دفاعی پس از جنگ ۱۲روزه سخن گفت و تأکید کرد مشکلات اقتصادی واقعی است اما اصلاح زیرساخت‌ها به همکاری همه نیاز دارد.

در پایان، یک حقیقت تلخ سایه انداخت: نسل دانشجو امروز بیش از سیاست، درگیر اقتصاد و آینده است. دغدغه شغل، معیشت و امنیت اقتصادی، هر روز جدی‌تر می‌شود و در نتیجه فکر مهاجرت و… بیش از گذشته در ذهن‌ها فعال شده است. وقتی امید به اثرگذاری گفت‌وگو کم‌رنگ می‌شود، مشارکت سیاسی هم به حداقل می‌رسد و دانشگاه از نقش تاریخی‌اش فاصله می‌گیرد.

حضور نمایندگان در دانشگاه لازم است، اما کافی نیست. اگر دولت و مجلس به فکر یک طرح کلان و عملی برای اقتصاد، اشتغال و آینده جوانان نباشند، سالن‌ها خالی‌تر می‌شود و فاصله دانشگاه با سیاست رسمی عمیق‌تر. دانشجو امروز دنبال شعار نیست؛ دنبال نشانه‌ای است که بگوید این حرف‌ها، بیرون از سالن هم شنیده می‌شود و جایی در تصمیم‌های کلان اثر می‌گذارد.

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=13426

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 2انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.