تابستان هنوز از راه نرسیده، اما اضطراب جابهجایی زودتر از گرمای هوا خودش را به خانههای قزوین رسانده است. این روزها در بسیاری از بنگاههای املاک شهر، بیشتر از آنکه صحبت از خرید و فروش باشد، حرف از «صبر کردن» است؛ صبر مستأجر برای پیدا کردن خانهای که از توانش خارج نباشد، تردید مالکی که نمیداند الان زمان فروش است یا نه و نگرانی خانوادههایی که هر سال، سهم بیشتری از درآمدشان را باید صرف داشتن یک سقف معمولی کنند.
جنگ برای مردم این سرزمین، فقط از روزی آغاز نشد که صدای آژیرها در شهر پیچید و التهاب، خیابانها را دربر گرفت. بسیاری معتقدند این نبرد سالها پیش، از دل تحریمهای فرساینده و ناعادلانهای آغاز شد که آرامآرام نفس اقتصاد، درمان و زندگی عادی مردم را گرفت؛ جنگی خاموش و نابرابر که بیش از همه، بیماران و اقشار آسیبپذیر را هدف قرار داد. حالا تهاجم ناجوانمردانه اخیر و روزهای پرالتهاب جنگ رمضان، تنها زخمی تازه بر پیکر همان بحران قدیمی است؛ بحرانی که رد آن را میتوان پشت پیشخوان داروخانهها، در اتاقهای شیمیدرمانی و در نگاه نگران خانوادههایی دید که هر روز بیش از گذشته از آینده درمان عزیزانشان میترسند.
چند قدم مانده به غروب، بازار قزوین آرامتر از سالهای گذشته نفس میکشد. نه از آن شلوغی آشنای روزهای پایانی سال خبری هست و نه از آن هیجان همیشگی خریدهای دقیقه نودی. ویترینها پر است، قفسهها رنگ دارند، اما در میان این وفور، چیزی کم است؛ شوقی که همیشه پیش از نوروز در نگاه مردم موج میزد.
سخنگوی دولتی که بیش از آنکه از تحقق «وعدهها» سخن بگوید، به روایت «علتها» پناه میبرد؛ دولتی که زبانش بیشتر زبان توضیح شرایط بحرانی است تا یادآوری تعهداتی که با آنها مردم را پای صندوق رأی آورد. «فاطمه مهاجرانی» درسفرش به قزوین نیز همین مسیر را ادامه داد: تشریح جنگ ترکیبی، برشمردن فشار تحریمها، اشاره به فرسودگی سرمایه اجتماعی و تأکید بر ناگزیربودن اصلاحات. روایت او منسجم بود، اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ ماند؛ اینکه در میان این همه «چرایی»، سهم «چه باید کرد» کجاست؟
تورم لجامگسیخته، دغدغههای معیشتی، فشار تحریمها و سایه تبعات سیاسی–اجتماعی پس از «جنگ ناجوانمردانه 12روزه» زندگی روزمره را به یک آزمون دائمی تبدیل کرده است؛ آزمونی که فقط در بازار و خانهها جریان ندارد، به دانشگاه هم رسیده. دانشگاهی که زمانی مرکز بحثهای پرشور و کانون سیاستورزی بود، امروز بیش از هر چیز زیر فشار «اقتصاد» و «آینده مبهم» نفس میکشد. همین واقعیت، در نشست پرسش و پاسخ دانشجویی با نمایندگان استان قزوین در مجلس شورای اسلامی با عنوان «بر مدار مجلس» خودش را نشان داد: سالن پر نشد.
بازار شلوغ است، اما نه پرهیاهو. چند روز مانده به طولانیترین شب سال، علافراسته بازار سنتی قزوین مملو از رفتوآمد است، اما سنگینی فضا را میشود در نگاهها دید؛ نگاههایی که بیشتر از آنکه به انتخاب فکر کنند، درگیر حسابوکتاباند. مردم مقابل بساط میوهفروشان و آجیلفروشان مکث میکنند، قیمتها را زیر لب مرور میکنند و بسیاری، بیآنکه چیزی بخرند، عبور میکنند.
در نشستی صریح و بدون سانسور پس از ۵۱۶ روز، نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس شورای اسلامی از خبرنگاران به عنوان «سربازان جهاد تبیین» یاد کرد و در پاسخ به پرسش اختصاصی «فروردین امروز» درباره تبعیض در اجرای قانون و رانتهای اقتصادی، از برخورد با «دانهدرشتها» و تشکیل جلسات ماهانه سه قوه در استان برای پیگیری پروندههای بزرگ خبر داد.
ازدواج، روزگاری سادهترین و شیرینترین آرزوی جوانان بود، امروز بیش از هر زمان دیگری زیر سایه سنگین دغدغههای معیشتی، بیثباتی شغلی و تغییر ارزشها رنگ میبازد. در قزوین، شهری که همواره سنتهای خانوادگی و فرهنگی جایگاه پررنگی در زندگی مردم داشته است، آمارهای تازه از کاهش ازدواج خبر میدهد؛ آماری که دیگر فقط اعداد و درصدهای سرد نیست، بلکه نشانهای از تحولی عمیق در نگرش و رفتار نسل جدید است.
در روزهایی که فشار تورم و کاهش قدرت خرید کالاهای اساسی سفره مردم را کوچکتر کرده، تعزیرات حکومتی قزوین برای مقابله با گرانی با برخورد با برخی بنکداران و صدور جریمههای سنگین، اعتراض برخی اصناف را برانگیخته است. رؤسای اتاق اصناف و اتحادیه بنکداران میگویند که منشأ گرانی در واردکنندگان اصلی و حلقه اول زنجیره است، نه در بنکداران و خردهفروشان؛ از این رو، برخوردهای اخیر را غیرکارشناسی و بیفایده میدانند.
اتاق اصناف با صدور اطلاعیه ای تاکیدکرد: برخوردهای سنگین و قهری نهتنها کمکی به آرامش بازار نمیکند، بلکه موجب نارضایتی اصناف و ایجاد التهاب در جامعه میشود.