حسن وفایی دیلمی البته به همین مقدار بسنده نکرد و افزود: افرادی که معتقدند دختران ۱۳یا ۱۴ساله امروزی نمیتواند همسر و یا مادر خوبی باشند باید دلایل خود را ارائه کنند تا در صورت تصویب زیرساختها و قانون آن اصلاح شود لذا نمیتوان با واژههایی چون کودک همسری در جامعه تشویش ایجاد نمود!»
او البته همان سال، تعداد ازدواجهای دختران ۱۲تا ۱۴سال در استان قزوین را ۴۱۳مورد اعلام کرد، این آمار در دو سال گذشته نه تنها افزایش یافت که در ۹ماهه منتهی به دی ۱۳۹۹، تعداد ازدواجهای دختران زیر ۱۸سال در استان به هزار و ۱۱۷مورد رسید و ۲دختر ۱۱ساله نیز در قزوین عروس شدند و به خانه بخت رفتند!
موضوعی که یک روانشناس بالینی آن را «تجاوز خاموش به کودکان» میداند و بر این باور است که کودک همسری به نوعی تجاوز خاموش است، چون کودک هنوز با مسایل جنسی آشنا نیست و باید به رابطه جنسی بدون آگاهی تن دهد.
الهه علیخانی به «فروردین امروز» میگوید: اگر قصد تحکیم نهاد خانواده را داریم نه تنها باید ازدواجهایی که زوجهای آن هنوز به مرحله پختگی نرسیدهاند؛ متوقف شود؛ بلکه باید دو طرف به مرحلهای برسند که زندگی آنها منجربه طلاق عاطفی نشود.
او فقر فرهنگی و اقتصادی را عامل گسترش این پدیده در استان دانسته و میافزاید: در حالی که برای ازدواج و مادرشدن، هر سنی مجاز است و حدود سنی خاصی نیز رعایت نمیشود؛ برای حضور در انتخابات، گشایش حساب بانکی، مالکیت اشیا و املاک و اخذ گواهینامه رانندگی، سن ۱۸سال در نظر گرفته شده است.
این روانشناس بالینی، «کودک بیوگی» را از پیامدهای کودکهمسری عنوان کرده و اضافه میکند: افزایش آمار طلاق عاطفی، جدایی و حتی کودکبیوگی از تبعاتی است که برای کودکهمسری برشمرده میشود. به همین علت نمیتوانیم بگوییم ازدواج پیشرس بلکه در این ازدواجها، کودکی داریم که برخلاف حقوق کودک، ازدواج کرده و تبعات منفی آن ازدواج بر دوش او افتاده است. همچنان که تابستان سال گذشته، مرکز آمار ایران گزارشی منتشر کرد که نشان میداد در کنار ثبت ازدواج ۹هزار و ۵۸دختر ۱۰ تا ۱۴ساله ایرانی در همین مدت، ۱۸۸طلاق مربوط به دختران ۱۰ تا ۱۴سال نیز ثبت شده است.
علیخانی با بیان اینکه یکی از مهمترین مساله در کودک همسری دختران، باید به بالا بودن سن همسر با اختلاف زیاد اشاره کرد؛ تصریح میکند: در ازدواجهای دختران خردسال با مردان میانسال و کهنسال، رابطه آنان، بیش از اینکه رابطه متدول بین زوجین باشد، رابطه پدر و فرزندی است و قطعا چنین روابطی مبتنی بر یک زندگی مشترک سالم نیست.
او همچنین با تاکید بر این نکته که از لحاظ قانونی در جهان به همه افراد کمتر از ۱۸سال، کودک اطلاق میشود، خاطرنشان میکند: ازدواج، آثار مالی و غیرمالی عدیدهای دارد و فرد باید به آن درک، عقل و رشد فکری و اقتصادی و فرهنگی رسیده باشد که بتواند با انتخابی مناسب، وارد این رابطه شود.
بهنظر میرسد تشدید فقر اقتصادی و نیز نگرانی از تجرد دختران، شرایطی را در جامعه فراهم کرده که به گسترش پدیده «کودک همسری» منجر شده است. مسالهای که فاطمه محمدبیگی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز بر آن مُهر تایید زده و معتقد است: «خیلی از خانوادهها اكنون از ترس اینكه دخترانشان به مجردهای قطعی فامیل و دوستان مبتلا نشوند، متاسفانه راهكاری غلط را جایگزین سیاستهای غلط گذشته كرده و به پدیده كودك همسری در جامعه دامن زدهاند.»


