پنبه سرا، پایین محله، راه ری و…همه از جمله اسامی محلاتی هستند که اگر چه روی تابلوی رسمی کوچه ها به چشم نمیخورند، اما هویت محله با آن گره خوردهاست و مردم با این هویت یکدیگر را هم محلهای، دوست و رفیق میدانند. اسم به نوعی هویت ساز است، چه برای انسان و چه برای معابر و خیابانها! این اسامی میتواند پیشینه تاریخی و یا مذهبی یک خیابان را نشان دهد، گاهی ممکن است محل به دنیا آمدن شخصیتهای ملی و بومی یک کشور و یا شهر باشد، دلایل دیگری هم میتواند عامل نامگذاری خیابانها و معابر باشد؛ اما آنچه که بیشتر از هر چیزی اهمیت دارد، این است که معیارهای شورای سیاستگذاری نامگذاری کوچهها چیست و بر چه اساسی پیش میرود؟ همچنین تاثیرات این نامگذاریها بر روی مردم چیست؟
در همین رابطه مهدیه سادات قافله باشی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر قزوین، به«فروردین امروز» میگوید: «شورای نامگذاری مصوب وزارت کشور و متشکل از نماینده ولی فقیه، نماینده شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نماینده بنیاد شهید، سازمان زیباسازی شهرداری، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر، معاون عمرانی فرمانداری، نماینده پست و یک نفر از اهالی فرهنگ است که دبیری این جلسات را هم روابط عمومی شهرداری بر عهده دارد.»
خانواده شهدا در اولویت نامگذاری
قافله باشی، در رابطه با روند نامگذاری کوچهها توضیح میدهد: «این نامگذاریها ممکن است به درخواست شورای شهر، شهرداری، مدیران مناطق، اهالی محل، خانواده شهدا و… اتفاق بیفتد. پس از آن، کارشناسان روابط عمومی بررسیهای لازم را انجام میدهند و مسئله در شورای نامگذاری مطرح میشود و پس از آن به صحن شورای شهر انتقال مییابد.»
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر در مورد رویکردهای فرهنگی نامگذاری معابر اضافه میکند: «اگر خانواده شهدا درخواست دهند که کوچه محل سکونت و یا تولد آن شهید، به نام شهیدشان نامگذاری شود، اولویت با آنهاست. پس از آن تاکید اعضای شورای پنجم بر این بود که از نام مفاخر و شخصیتهایی مانند دکتر قاسم انصاری، استاد پگاه، استاد نداف و… که در قید حیات هستند، استفاده شود که این چنین هم شد. برای ما بسیار مهم است که نام مفاخر ما بر در و دیوارهای شهر نقش ببندد. با این حال در سالهای گذشته در برخی نامگذاریها ناهمگونی دیده میشد؛ مانند میادین تنب بزرگ و کوچک در شهرک مینودر که سنخیتی با شهر قزوین ندارد.»
مهدیه قافله باشی ادامه میدهد: «این اسامی باید به گونهای باشدکه در اذهان مردم باقی بماند؛ برای مثال خیابان شهدا که سالهاست به این نام است، همچنان مردم آن را به نام سپه میشناسند، و یا میدان آزادی که کماکان با نام سبزهمیدان شناخته میشود… با این حال در نامگذاریها، همجواری، هم آوایی، تناسب، بار معنایی، اسامی ایرانی، خوش هجایی و… اهمیت زیادی دارد.»
این عضو شورای شهر در رابطه با سلایقی که در نامگذاری ها وجود دارد، توضیح می دهد:«مسئله نامگذاری خیابانها وکوچهها کاملا سلیقهای است، برای مثال نظر شورا بر این است که به اشخاص و مفاخر زنده و بومی، ورزشی، قرآنی، فرهنگی، ایرانی – اسلامی و به طور کلی کسانی که یک ردپایی از آنها در قزوین باقی ماندهاست، اهمیت داده شود.»
اسامی با مسما
اما حمید عابدیها، عضو سابق شورای نامگذاری شهرداری و فرمانداری به »فروردین امروز» میگوید:«اسم باید با محل مربوطه تناسب و ارتباط داشته باشد، یعنی اسم باید مسما را در ذهن ما تداعی کند. با این حساب ما باید اسامی را بر روی خیابانها و معابر بگذاریم که با فرهنگ و مفاهیم ارزشی ما همخوانی داشته باشد. اگر این گونه نباشد، در پراکندن ارزشها و مسائل مختلف اثر سوء میگذارد. به طور کلی برای نامگذاری باید پیوست فرهنگی و هنری هم داشته باشیم که در کل کشور جایش خالی است. اگر نامگذاری حرفهای باشد، در فرهنگ سازی و ارزش مداری مردم موثر است و این امر حالت عکس هم دارد. بعضی از نامگذاریها، نامگذاری عام و برخی نامگذاری خاص هستند. ما در این بین سعی کردیم از نام افرادی استفاده کنیم که در قید حیات هستند تا مردم با آنها بیشتر آشنا شوند.»
عابدیها در مورد اهمیت دادن به شخصیتهای فرهیخته و تأثیرگذار چنین توضیح میدهد:«در نامگذاری باید به فرهیختگان و نخبگان بها دهیم؛ چون نقطه ثقل فرهنگ ما هستند. همچنین به همان اندازه هم باید به شخصیتهای ادبی و …اهمیت دهیم.»
او اضافه میکند: «شهید بابایی با وجود آن که ادیب نبودند، ولی از سردمداران به نام قزوین محسوب می شوند؛ البته در رابطه با شخصیتهای بزرگی مثل استاد دبیرسیاقی، تنها نامگذاری یک خیابان محلی در منطقه ملاصدرا در شان این ادیب به نام نیست. اگر شخصیتی همچون دبیرسیاقی در اصفهان و یا تبریز امروزی بود، خیابانی در خور شان این استاد را به نامشان نامگذاری میکردند.»
شورای بی ذوق!
این استاد دانشگاه در رابطه با سیاست های نامگذاری ادامه می دهد:«شورای نامگذاری شورای خوبی نیست! چراکه افرادی که در آن قرار دارند، صاحب ذوق نیستند؛ برای مثال حضور نماینده پست و برخی دیگر از ارگانها در آن ضروری نیست. این شورا باید غنی و پربار و تشکیل شده از افراد ادیب و دارای ذوق باشد. به همین جهت ما در نامگذاری معابر و خیابانهای قزوین دارای اغتشاش و چندگانگی هستیم. خیابان ۷۰ ساله کوروش کبیر را به نام شهید انصاری گذاشتیم؛ حال آن که باید خیابانی جدید التاسیس را به نام این شهید نامگذاری میکردیم.»
عابدیها خاطر نشان میکند:«یکی از خطاها در نامگذاری،گذاشتن تاریخ بر روی خیابانها و پلهاست. چنین کاری هنجاری، دستوری ومنطقی نیست؛ برای مثال، نام بیمارستانی را میتوانیم پاستور و یا بوعلی سینا بگذاریم، ولی گذاشتن نام بیمارستان به نام تاریخ تولد بوعلی سینا منطقی نیست. در قضیه نامگذاری افراط و مبالغه از یک طرف و بیتوجهی به برخی مسائل از طرف دیگر سبب بیبرنامگی شدهاست. به طورکلی مغوله نامگذاری شخصیتی است که به آن بنا،خیابان و یا کوچه میدهد و لفظ باید با معنا هماهنگ باشد.»
قزوین، به عنوان شهری ادیب پرور که گنجینهای از تاریخ و فرهنگ را در آغوش کشیده، شاید بتواند بخشی از این هویت را به واسطه نامگذاری صحیح معابر، میادین و خیابانها، بازگو کند؛ فرهنگی که امروز با هجمه ادبیات غیربومی، زیر غبار غفلت، مهجور ماندهاست.
در همین رابطه مهدیه سادات قافله باشی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر قزوین، به«فروردین امروز» میگوید: «شورای نامگذاری مصوب وزارت کشور و متشکل از نماینده ولی فقیه، نماینده شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نماینده بنیاد شهید، سازمان زیباسازی شهرداری، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر، معاون عمرانی فرمانداری، نماینده پست و یک نفر از اهالی فرهنگ است که دبیری این جلسات را هم روابط عمومی شهرداری بر عهده دارد.»
خانواده شهدا در اولویت نامگذاری
قافله باشی، در رابطه با روند نامگذاری کوچهها توضیح میدهد: «این نامگذاریها ممکن است به درخواست شورای شهر، شهرداری، مدیران مناطق، اهالی محل، خانواده شهدا و… اتفاق بیفتد. پس از آن، کارشناسان روابط عمومی بررسیهای لازم را انجام میدهند و مسئله در شورای نامگذاری مطرح میشود و پس از آن به صحن شورای شهر انتقال مییابد.»
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر در مورد رویکردهای فرهنگی نامگذاری معابر اضافه میکند: «اگر خانواده شهدا درخواست دهند که کوچه محل سکونت و یا تولد آن شهید، به نام شهیدشان نامگذاری شود، اولویت با آنهاست. پس از آن تاکید اعضای شورای پنجم بر این بود که از نام مفاخر و شخصیتهایی مانند دکتر قاسم انصاری، استاد پگاه، استاد نداف و… که در قید حیات هستند، استفاده شود که این چنین هم شد. برای ما بسیار مهم است که نام مفاخر ما بر در و دیوارهای شهر نقش ببندد. با این حال در سالهای گذشته در برخی نامگذاریها ناهمگونی دیده میشد؛ مانند میادین تنب بزرگ و کوچک در شهرک مینودر که سنخیتی با شهر قزوین ندارد.»
مهدیه قافله باشی ادامه میدهد: «این اسامی باید به گونهای باشدکه در اذهان مردم باقی بماند؛ برای مثال خیابان شهدا که سالهاست به این نام است، همچنان مردم آن را به نام سپه میشناسند، و یا میدان آزادی که کماکان با نام سبزهمیدان شناخته میشود… با این حال در نامگذاریها، همجواری، هم آوایی، تناسب، بار معنایی، اسامی ایرانی، خوش هجایی و… اهمیت زیادی دارد.»
این عضو شورای شهر در رابطه با سلایقی که در نامگذاری ها وجود دارد، توضیح می دهد:«مسئله نامگذاری خیابانها وکوچهها کاملا سلیقهای است، برای مثال نظر شورا بر این است که به اشخاص و مفاخر زنده و بومی، ورزشی، قرآنی، فرهنگی، ایرانی – اسلامی و به طور کلی کسانی که یک ردپایی از آنها در قزوین باقی ماندهاست، اهمیت داده شود.»
اسامی با مسما
اما حمید عابدیها، عضو سابق شورای نامگذاری شهرداری و فرمانداری به »فروردین امروز» میگوید:«اسم باید با محل مربوطه تناسب و ارتباط داشته باشد، یعنی اسم باید مسما را در ذهن ما تداعی کند. با این حساب ما باید اسامی را بر روی خیابانها و معابر بگذاریم که با فرهنگ و مفاهیم ارزشی ما همخوانی داشته باشد. اگر این گونه نباشد، در پراکندن ارزشها و مسائل مختلف اثر سوء میگذارد. به طور کلی برای نامگذاری باید پیوست فرهنگی و هنری هم داشته باشیم که در کل کشور جایش خالی است. اگر نامگذاری حرفهای باشد، در فرهنگ سازی و ارزش مداری مردم موثر است و این امر حالت عکس هم دارد. بعضی از نامگذاریها، نامگذاری عام و برخی نامگذاری خاص هستند. ما در این بین سعی کردیم از نام افرادی استفاده کنیم که در قید حیات هستند تا مردم با آنها بیشتر آشنا شوند.»
عابدیها در مورد اهمیت دادن به شخصیتهای فرهیخته و تأثیرگذار چنین توضیح میدهد:«در نامگذاری باید به فرهیختگان و نخبگان بها دهیم؛ چون نقطه ثقل فرهنگ ما هستند. همچنین به همان اندازه هم باید به شخصیتهای ادبی و …اهمیت دهیم.»
او اضافه میکند: «شهید بابایی با وجود آن که ادیب نبودند، ولی از سردمداران به نام قزوین محسوب می شوند؛ البته در رابطه با شخصیتهای بزرگی مثل استاد دبیرسیاقی، تنها نامگذاری یک خیابان محلی در منطقه ملاصدرا در شان این ادیب به نام نیست. اگر شخصیتی همچون دبیرسیاقی در اصفهان و یا تبریز امروزی بود، خیابانی در خور شان این استاد را به نامشان نامگذاری میکردند.»
شورای بی ذوق!
این استاد دانشگاه در رابطه با سیاست های نامگذاری ادامه می دهد:«شورای نامگذاری شورای خوبی نیست! چراکه افرادی که در آن قرار دارند، صاحب ذوق نیستند؛ برای مثال حضور نماینده پست و برخی دیگر از ارگانها در آن ضروری نیست. این شورا باید غنی و پربار و تشکیل شده از افراد ادیب و دارای ذوق باشد. به همین جهت ما در نامگذاری معابر و خیابانهای قزوین دارای اغتشاش و چندگانگی هستیم. خیابان ۷۰ ساله کوروش کبیر را به نام شهید انصاری گذاشتیم؛ حال آن که باید خیابانی جدید التاسیس را به نام این شهید نامگذاری میکردیم.»
عابدیها خاطر نشان میکند:«یکی از خطاها در نامگذاری،گذاشتن تاریخ بر روی خیابانها و پلهاست. چنین کاری هنجاری، دستوری ومنطقی نیست؛ برای مثال، نام بیمارستانی را میتوانیم پاستور و یا بوعلی سینا بگذاریم، ولی گذاشتن نام بیمارستان به نام تاریخ تولد بوعلی سینا منطقی نیست. در قضیه نامگذاری افراط و مبالغه از یک طرف و بیتوجهی به برخی مسائل از طرف دیگر سبب بیبرنامگی شدهاست. به طورکلی مغوله نامگذاری شخصیتی است که به آن بنا،خیابان و یا کوچه میدهد و لفظ باید با معنا هماهنگ باشد.»
قزوین، به عنوان شهری ادیب پرور که گنجینهای از تاریخ و فرهنگ را در آغوش کشیده، شاید بتواند بخشی از این هویت را به واسطه نامگذاری صحیح معابر، میادین و خیابانها، بازگو کند؛ فرهنگی که امروز با هجمه ادبیات غیربومی، زیر غبار غفلت، مهجور ماندهاست.
حمیده رجب پور


