عملیات کربلای۴، یکی از بزرگترین و پرهزینه ترین عملیات ها در طول ۸سال جنگ تحمیلی بود؛ عملیاتی که علی رغم گستردگی از چندی قبل لو رفته بود و حتی شواهدی از لو رفتن عملیات هم، به دست فرماندهان رسیده بود. در قرائت های رسمی تلفات این عملیات را حدود هزار و در قرائت های غیر رسمی حدود ۷هزار شهید برآورد می کنند. عملیاتی که محسن رضایی از آن به عنوان فریب یاد می کند، خانواده های بسیاری را داغدار کرد. رزمندگان توصیف بهتری از این عملیات دارند، آنان که توانسته اند از آتشباران این عملیات جان سالم به در ببرند.
نجفعلی مشهدی، یکی از رزمندگان غواص جنگ تحمیلی در خصوص ماجرای کربلای۴ به فروردین امروز میگوید: «در منطقه «چهارزبر» که الان به آن تنگه مرصاد میگویند، گردان ما برای عملیاتی در غرب کشور آماده شد که این عملیات بنا به دلایلی لغو شد.»
او ادامه می دهد: «فرمانده گردان ما، شهید جمال الله یاری به ما خبر داد که عملیات مهمتری در پیش رو داریم. حاج احمد کاظمی هم که فرمانده لشکر نجف بود، به ما قول داد ما را در عملیات بزرگتری شرکت دهد. بچهها روحیه گرفتند. به اصفهان رفتیم و در آنجا آموزش شنا و کوهنوردی دیدیم و سپس در سد دز، آموزش غواصی را شروع کردیم.»
او ادامه می دهد: «بعد از آن، ما را شبانه به صورت مخفی به خرمشهر و ساختمانی به نام گمرک بردند. ۳ روز آنجا مستقر بودیم در حالی که فاصله مان با دشمن ۳۰۰ متر بود؛ یعنی این سمت رودخانه ما مستقر بودیم و در سمت مقابل که جزیره «امالرصاص» نام داشت، ماموریت گردان غواصی حضرت محمد رسول الله یعنی تصرف جزیره تعریف شده بود. وقتی از ساختمان گمرک بیرون آمدیم، بچهها مستقر شدند. ساعت ۱۰ شب باید عملیات شروع میشد. زمانی که بچهها داخل آب رفتند تا به دشمن حمله کنند، همانطور که منتظر دستور بودند، ناگهان آتش دشمن شروع شد و آن جا ما احساس کردیم شاید عملیات لو رفته باشد.»
نجفعلی مشهدی، یکی از رزمندگان غواص جنگ تحمیلی در خصوص ماجرای کربلای۴ به فروردین امروز میگوید: «در منطقه «چهارزبر» که الان به آن تنگه مرصاد میگویند، گردان ما برای عملیاتی در غرب کشور آماده شد که این عملیات بنا به دلایلی لغو شد.»
او ادامه می دهد: «فرمانده گردان ما، شهید جمال الله یاری به ما خبر داد که عملیات مهمتری در پیش رو داریم. حاج احمد کاظمی هم که فرمانده لشکر نجف بود، به ما قول داد ما را در عملیات بزرگتری شرکت دهد. بچهها روحیه گرفتند. به اصفهان رفتیم و در آنجا آموزش شنا و کوهنوردی دیدیم و سپس در سد دز، آموزش غواصی را شروع کردیم.»
او ادامه می دهد: «بعد از آن، ما را شبانه به صورت مخفی به خرمشهر و ساختمانی به نام گمرک بردند. ۳ روز آنجا مستقر بودیم در حالی که فاصله مان با دشمن ۳۰۰ متر بود؛ یعنی این سمت رودخانه ما مستقر بودیم و در سمت مقابل که جزیره «امالرصاص» نام داشت، ماموریت گردان غواصی حضرت محمد رسول الله یعنی تصرف جزیره تعریف شده بود. وقتی از ساختمان گمرک بیرون آمدیم، بچهها مستقر شدند. ساعت ۱۰ شب باید عملیات شروع میشد. زمانی که بچهها داخل آب رفتند تا به دشمن حمله کنند، همانطور که منتظر دستور بودند، ناگهان آتش دشمن شروع شد و آن جا ما احساس کردیم شاید عملیات لو رفته باشد.»
مشهدی با اشاره به اینکه علی رغم آتشباران دشمن، هرکس وظیفه خود را انجام میداد، می افزاید: «با این وجود، ما حمله وسیع دشمن را میدیدیم. در هیچ عملیاتی سابقه نداشت عراق با هواپیما در شب بمباران کند. دشمن حجم وسیعی از منور را به هوا میریخت، طوری که شب را مثل روز روشن کردهبود. ما هم که در فاصله ۳۰۰ متری بودیم، کاملا برای دشمن واضح بودیم.»
این رزمنده اضافه می کند: «ما برای این عملیات ۷ماه آموزش شبانه-روزی دیدهبودیم؛ یعنی آمادگی ۱۰۰درصد داشتیم و نیروهایی که در گردان ما بودند، نیروهایی فوقالعاده و آماده به کار بودند.»
این غواص جنگ تحمیلی درخصوص اینکه چرا عملیات لو رفت، توضیح میدهد: «دشمن با تجهیزاتی که داشت، نقشه عملیات ما را فهمیدهبود؛ ولی ما به وظیفه خود عمل کردیم که در این راه تعدادی شهید، جانباز و اسیر شدند و عده ای هم سالم ماندند.»
در حالی که مشهدی، تجهیزات را عامل لو رفتن این عملیات دانسته، برخی از گزارش ها، علت را عدم رعایت اصول امنیتی و اطلاع دشمن از حضور قریب یکصد هزار نیروی ایرانی در این منطقه نیز می دانند.
در پی نتایج ناخوشایند عملیات کربلای ۴ که تعداد زیادی رزمنده شهید و مجروح شدند، طی ۱۵ روز عملیات کربلای ۵ طرح ریزی شد، که گفته می شود یکی از موفقترین عملیات های دوران دفاع مقدس بوده است به طوری که آثار شکست عملیات قبل را از بین برد.
مشهدی، در خصوص عملیات کربلای۵ هم بیان می کند: «ما بعد از عملیات کربلای۴، برای ۱۰روز به مرخصی رفتیم و دوباره به منطقه بازگشتیم و برای عملیات کربلای ۵ آماده شدیم. ما در فاز دوم عملیات حضور داشتیم و قسمت اول آن انجام شده بود.»
او ادامه می دهد: «زمانی که ما به خط دشمن رسیدیم، منطقه نه امکان قایقرانی داشت و نه امکان پیاده روی؛ چون باتلاقی بود. از این دشوارتر، استحکامات نونی شکل بود، که با سیم خاردارها، مینهای متعدد، سنگرها و کانال های بتنی و مقاوم که با نقشه فرانسویها و اسرائیلیها طراحی و ایجاد شدهبود. با این وجود رزمندهها توانسته بودند خط را بگیرند.»
مشهدی میافزاید: «درست است که عملیات کربلای۴ شکست خورد؛ اما یقیناً عملیات کربلای۵ با وسعتی که انجام شد، به پیش نیاز و آمادگی احتیاج داشت.»
این رزمنده بر این باور است که عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی نبود، و هدف این بود که دشمن را منحرف کنند. دشمن با این تصور که عملیات انجام شدهاست، بعد از عملیات کربلای ۴ تمام نیروهایی که در خط مستقر بودند، به مرخصی فرستاده بود و باور نمیکرد که ایران عملیات دیگری انجام دهد.
اونتیجه میگیرد؛ فرماندهان از تفکر دشمن نسبت به ایران، استفاده کردند و عملیات کربلای۵ را طراحی و اجرا کردند، که عملیات پیروزمندانهای بود.
اما حجتالاسلام اسماعیل میناییفر که یکی از رزمندگان روحانی درکربلای۴ است، روایت متفاوتی دارد. او به «فروردین امروز» میگوید: «برای رزمنده ها فرقی نداشت که عملیات فریب یا اصلی باشد، همه تلاش خود را میکردند؛ به عبارتی ما به تکلیف عمل میکردیم، برایمان پیروزی یا شکست معنا نداشت و به دنبال وظیفه بودیم، وظیفه ایجاد میکرد در جبههها حضور داشته باشیم. فرماندهان در خط مقدم، حضور داشتند و در کنار ما بودند. در عملیات کربلای ۴، محوری که ما میجنگیدیم، شهید کاظمی، فرمانده لشکر ما بود و اگر خطری بود، آنها جلوتر از رزمندهها بودند.»
حجت الاسلام مینایی فر، در خصوص عملیات کربلای۵ که زمان اندکی از عملیات کربلای ۴ گذشته بود، بیان میکند: «دشمن انتظار نداشت که عملیات بزرگ انجام دهیم و فکر نمی کرد ما بتوانیم قدرت عملیات دیگری داشتهباشیم در حالی که پیروزیهای خوبی به دست آوریم؛ آنقدر که رعب و وحشت در دشمن ایجاد شدهبود.»
این روحانی در پایان می آورد: « اگر دشمن تن به قطعنامه داد، نه به خاطر صلح طلبی، بلکه به خاطر فشاری بود که عملیات کربلای۵ وارد کرد. عملیات کربلای۵ با هیچ یک از شکست های رژیم بعث قابل مقایسه نیست، چراکه آینده حکومت عراق را در تاریکی فرو برد. زمانی که ایران قدرتمندانه موفق شد، خاک عراق را تصرف کند، تمامی پیشنهادهای ارائه شده تنها در حد آتش بس و عقب نشینی به مرزها بود، بدون این که درباره پایداری صلح و شناخت متجاوز مطلبی ارائه شود. ایران به علت نکات مثبتی که در قطعنامه ۵۹۸ گنجانده شده بود، آن را مثبت ارزیابی کرد و سرانجام در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ مورد قبول جمهوری اسلامی قرار گرفت.»
نسل جوان این مرز و بوم نیازمند آن است که در ابعاد گوناگون جنگ شناختی وسیع و عمیق تر بیاید. با همه اینها، توئیت فرمانده سپاه وقت در زمان جنگ تحمیلی نشان داد که باید ناگفته های جنگ برای افکار عمومی بیان شود تا نسل جدید با نگاه واقع گرایانه از ارزش های سرزمینش دفاع کند و به خود ببالد.
این رزمنده اضافه می کند: «ما برای این عملیات ۷ماه آموزش شبانه-روزی دیدهبودیم؛ یعنی آمادگی ۱۰۰درصد داشتیم و نیروهایی که در گردان ما بودند، نیروهایی فوقالعاده و آماده به کار بودند.»
این غواص جنگ تحمیلی درخصوص اینکه چرا عملیات لو رفت، توضیح میدهد: «دشمن با تجهیزاتی که داشت، نقشه عملیات ما را فهمیدهبود؛ ولی ما به وظیفه خود عمل کردیم که در این راه تعدادی شهید، جانباز و اسیر شدند و عده ای هم سالم ماندند.»
در حالی که مشهدی، تجهیزات را عامل لو رفتن این عملیات دانسته، برخی از گزارش ها، علت را عدم رعایت اصول امنیتی و اطلاع دشمن از حضور قریب یکصد هزار نیروی ایرانی در این منطقه نیز می دانند.
در پی نتایج ناخوشایند عملیات کربلای ۴ که تعداد زیادی رزمنده شهید و مجروح شدند، طی ۱۵ روز عملیات کربلای ۵ طرح ریزی شد، که گفته می شود یکی از موفقترین عملیات های دوران دفاع مقدس بوده است به طوری که آثار شکست عملیات قبل را از بین برد.
مشهدی، در خصوص عملیات کربلای۵ هم بیان می کند: «ما بعد از عملیات کربلای۴، برای ۱۰روز به مرخصی رفتیم و دوباره به منطقه بازگشتیم و برای عملیات کربلای ۵ آماده شدیم. ما در فاز دوم عملیات حضور داشتیم و قسمت اول آن انجام شده بود.»
او ادامه می دهد: «زمانی که ما به خط دشمن رسیدیم، منطقه نه امکان قایقرانی داشت و نه امکان پیاده روی؛ چون باتلاقی بود. از این دشوارتر، استحکامات نونی شکل بود، که با سیم خاردارها، مینهای متعدد، سنگرها و کانال های بتنی و مقاوم که با نقشه فرانسویها و اسرائیلیها طراحی و ایجاد شدهبود. با این وجود رزمندهها توانسته بودند خط را بگیرند.»
مشهدی میافزاید: «درست است که عملیات کربلای۴ شکست خورد؛ اما یقیناً عملیات کربلای۵ با وسعتی که انجام شد، به پیش نیاز و آمادگی احتیاج داشت.»
این رزمنده بر این باور است که عملیات کربلای ۴ عملیات اصلی نبود، و هدف این بود که دشمن را منحرف کنند. دشمن با این تصور که عملیات انجام شدهاست، بعد از عملیات کربلای ۴ تمام نیروهایی که در خط مستقر بودند، به مرخصی فرستاده بود و باور نمیکرد که ایران عملیات دیگری انجام دهد.
اونتیجه میگیرد؛ فرماندهان از تفکر دشمن نسبت به ایران، استفاده کردند و عملیات کربلای۵ را طراحی و اجرا کردند، که عملیات پیروزمندانهای بود.
اما حجتالاسلام اسماعیل میناییفر که یکی از رزمندگان روحانی درکربلای۴ است، روایت متفاوتی دارد. او به «فروردین امروز» میگوید: «برای رزمنده ها فرقی نداشت که عملیات فریب یا اصلی باشد، همه تلاش خود را میکردند؛ به عبارتی ما به تکلیف عمل میکردیم، برایمان پیروزی یا شکست معنا نداشت و به دنبال وظیفه بودیم، وظیفه ایجاد میکرد در جبههها حضور داشته باشیم. فرماندهان در خط مقدم، حضور داشتند و در کنار ما بودند. در عملیات کربلای ۴، محوری که ما میجنگیدیم، شهید کاظمی، فرمانده لشکر ما بود و اگر خطری بود، آنها جلوتر از رزمندهها بودند.»
حجت الاسلام مینایی فر، در خصوص عملیات کربلای۵ که زمان اندکی از عملیات کربلای ۴ گذشته بود، بیان میکند: «دشمن انتظار نداشت که عملیات بزرگ انجام دهیم و فکر نمی کرد ما بتوانیم قدرت عملیات دیگری داشتهباشیم در حالی که پیروزیهای خوبی به دست آوریم؛ آنقدر که رعب و وحشت در دشمن ایجاد شدهبود.»
این روحانی در پایان می آورد: « اگر دشمن تن به قطعنامه داد، نه به خاطر صلح طلبی، بلکه به خاطر فشاری بود که عملیات کربلای۵ وارد کرد. عملیات کربلای۵ با هیچ یک از شکست های رژیم بعث قابل مقایسه نیست، چراکه آینده حکومت عراق را در تاریکی فرو برد. زمانی که ایران قدرتمندانه موفق شد، خاک عراق را تصرف کند، تمامی پیشنهادهای ارائه شده تنها در حد آتش بس و عقب نشینی به مرزها بود، بدون این که درباره پایداری صلح و شناخت متجاوز مطلبی ارائه شود. ایران به علت نکات مثبتی که در قطعنامه ۵۹۸ گنجانده شده بود، آن را مثبت ارزیابی کرد و سرانجام در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ مورد قبول جمهوری اسلامی قرار گرفت.»
نسل جوان این مرز و بوم نیازمند آن است که در ابعاد گوناگون جنگ شناختی وسیع و عمیق تر بیاید. با همه اینها، توئیت فرمانده سپاه وقت در زمان جنگ تحمیلی نشان داد که باید ناگفته های جنگ برای افکار عمومی بیان شود تا نسل جدید با نگاه واقع گرایانه از ارزش های سرزمینش دفاع کند و به خود ببالد.
مهسا فلاح حسینی


