• امروز : جمعه - ۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 13 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Friday - 29 May - 2026
گیتی باقری، فیلمساز و داستان‌نویس:

قصه ‌نویسی قزوین سر در رکود دارد

  • کد خبر : 3670
  • 11 فوریه 2016 - 18:30
قصه ‌نویسی قزوین سر در رکود دارد
داستان‌نویسی را از سال1383 با ورود به انجمن سینمای جوان آغاز کرده و علاوه بر داستان، پنج فیلم کوتاه، چندین فیلمنامه بلند و کوتاه که به جشنواره‌های مختلف کشوری راه یافته‌اند را در کارنامه‌اش دارد. گیتی باقری زیاد می‌نویسد و در کنار هیاهوی زندگی، کتاب خواندن را فراموش نمی‌کند.
 با اینکه رشته تحصیلی‌اش صنایع غذایی است، اما هنر همیشه دغدغه‌اش بوده و قدم زدن در این فضای بارانی را دوست دارد و بر این باور است راه زیادی برای رسیدن وجود دارد. معتقد است که همیشه باید دوید، شاید به همین خاطر است که فیلم «دونده» امیر نادری را خیلی دوست دارد.
چطور شد که به داستان و سینما علاقه‌مند شدی؟
اول اتفاقی بود، شاید بهتراست کمی از قبل‌تر شروع کنم، مادرم همیشه وقتی خرید می‌رفت در کنار چیزهای لازم خانه، ۲ تا کتاب هم برایمان می‌خرید، ما را کنار هم جمع می‌کرد و برایمان کتاب می‌خواند، وقتی مدرسه رفتم حس کردم، نسبت به بچه‌های دیگر بیشتر خوانده‌ام و بیشتر می‌دانم. دوم ابتدایی که بودم یکی از کارهایم کتاب خواندن بود با اینکه خیلی سواد نداشتم، اما آن سال‌ها کتاب سپید دندان اثر جک لندن را خواندم برای همین زمینه هنری برایم فراهم بود تابستان‌ها مادرم مرا کلاس‌های هنری می‌گذاشت از همانجا به نقاشی علاقه‌مند شدم و آن را با تکنیک‌های مختلف هنری رنگ و روغن و مداد رنگی و… پیش بردم، سپس به عکاسی علاقه‌مند شدم و برای گذراندن دوره عکاسی به سینمای جوان رفتم؛ آنجا عکاسی نداشت و دوره فیلمسازی را گذراندم که یکی از شاخه‌هایش داستان‌نویسی بود و وارد دنیای داستان و فیلم شدم.

 آیا جغرافیا و فرهنگ شهری که در آن زندگی می‌کنی روی داستان‌ها و فیلم‌هایت تاثیر گذاشته است؟
حس می‌کنم اصلا تاثیر نگذاشته است. مثلا در جشنواره‌های مختلف که می‌روم حس می‌کنم چقدر فیلم‌ها و داستان‌هایش بومی است. خصوصا در شهرهایی چون بوشهر، اما این بومی بودن را نه تنها در کارهای خودم در کارهای بچه‌های دیگر هم نمی‌بینم دلیلش را درست نمی‌دانم، شاید چون المان خاصی نداریم، انگار قزوین هیچ چیزی به ما نداده که منبع الهام باشد. مدتی است پی‌گیر هستم که در قزوین جشنواره داستانی با موضوع و محوریت قزوین برگزار کنم.

 چه کسی بانی این جشنواره است. اصلا قرار است با کدام هدف برگزار شود؟
خودمان داریم رایزنی‌هایش را انجام می‌دهیم. در قزوین این روزها علنا هیچ فعالیت داستانی وجود ندارد. در مراغه و شهرهای کوچک دیگر جشنواره برگزار می‌شود، به این واسطه هم شهرشان شناخته می‌شود و هم یک کشور و یک تکاپو در فضای داستان‌نویسی شهرشان به پا می‌شود.
اخیرا به جشنواره‌ای رفتم که با بودجه بسیار اندکی برگزار شده بود، حتی فضای اسکان جالبی هم وجود نداشت، اما همین که برگزار شده بود نقطه قوت بود و فضای داستان‌نویسی را امیدوار می‌کرد. هدفشان این بود که داستان‌نویسان کل کشور را دور هم جمع کنند؛ واقعا هم موفق شده بودند چون از سراسر ایران به آن جشنواره آمده بودند و همین هدف بزرگی است.

 چقدر شرایط فراهم است تا آثارت توسط ناشران استان به چاپ برسد؟ آیا اصلا سطح ناشران استان را در حدی می‌دانی که آثارت را توسط آنها چاپ کنی؟
نه راستش اصلا دوست ندارم، نه اینکه بگویم من بالا هستم، اما ناشران قزوینی اصلا پیگیر کارهایشان نیستند، یکی از دوستانم که کارش را توسط یکی از ناشران قزوین چاپ کرده بود، خودش کتاب‌ها را پخش می‌کرد. از سوی دیگر نشر خوب مثل یک برند خوب است. شما هر ماه انتشاراتی‌های خوب را چک می‌کنی، برایتان مهم است که به‌طور‌مثال نیلوفر یا چشمه چه کتاب‌هایی چاپ کرده، کم کم با سیر فکری نشرها هم آشنا می‌شوید و می‌دانید که مثلا آموت چه دیدگاهی دارد، اما برای همین بیشتر از همه برایم کیفیت مهم است و ارائه کارهایم به ناشران خوب و اگر آنها آثارم را قبول نکنند، می‌فهمم حتما آثارم به آن حد نرسیده و باید بیشتر تلاش کنم.

 برخی از هنرمندان معتقدند باید برای جشنواره‌ها فیلم ساخت، خیلی‌ها هم هنگام فیلم ساختن دوست دارند مخاطبانشان را راضی کنند تو جزو کدام گروهی؟
من جزو دو گروه هستم، واقعیت این است باید برای شناخته شدن کار خوب ساخت و به جشنواره‌ها راه پیدا کرد. من اگر بخواهم برای خودم فیلم بسازم، نه جایی می‌روم نه مخاطبی پیدا می‌کنم بخصوص در مورد فیلم کوتاه که هیچ مکان خاصی برای ارائه و نمایش آن وجود ندارد. سپس تنها راه نمایش راه‌یابی به جشنواره است. فیلم آخر من را حتی دوستان نزدیکم هم ندیدند؛ چون دوست داشتم آن را با کیفیت ارائه کنم و امکانات پخش آن برایم فراهم نبود، اما جشنواره‌های مختلف آن را دیدند. ولی در فیلم بلند، قصه متفاوت است؛ شما می‌توانید تهیه‌کننده خصوصی داشته باشید و فیلم‌تان را راحت‌تر ارائه کنید.

 شرایط اقتصادی روی مسائل فرهنگی چه تاثیری می‌گذارد؟ آیا رکود اقتصادی سبب رکود فرهنگی می‌شود؟
به شدت تاثیر می‌گذارد. کیفیت فیلم‌ها رابطه مستقیم با اقتصاد دارد حتی در فیلم کوتاه در این سال‌ها بسیار دیده‌ام که بچه‌ها ایده‌های خیلی خوبی دارند، اما بودجه کافی برای ساخت نداشته‌اند. فیلم کار گروهی است و برای اینکه گروه را تشکیل دهید باید هزینه صرف کنید، اما این وضعیت برای داستان متفاوت است؛ داستان خیلی شخصی است. شما در خانه‌ات می‌نشینی و داستانت را می‌نویسی و بعد از نوشتن هم به چندتا از دوستانت می‌دهی تا بخوانند.
من هیچگاه رشته تحصیلی‌ام را هنر انتخاب نکردم و همیشه سعی داشتم هزینه‌های مالی‌ام را از راهی دیگر تامین کنم چون واقعا نمی‌شود از راه هنر پول درآورد خصوصا در قزوین. البته شاید هم بشود، اما من در این زمینه تلاش نکرده‌ام.

 و سوال آخر؛ از کدام نویسنده و یا فیلمسازی تاثیر گرفته‌ای؟
داستان‌نویس یا فیلم‌ساز خاصی نبوده است، در دوره‌های مختلف زندگی از افراد مختلف، داستان‌هایی خوانده‌ام یا فیلم‌هایی دیده‌ام و تاثیر گرفته‌ام، اما اینطور نبوده که مثلا بگویم تحت تاثیر فلان نویسنده و یا فلان فیلمسازم.

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3670

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.