ورزش و جوانان به عنوان یک حوزه پر رأی و با انرژی، جذابیت بالایی برای سیاسیون و کاندیداهای نمایندگی مجلس دارد. همیشه کاندیداها با استفاده از ستارههای ورزشی سعی در جلب توجه خیل عظیمی از افراد فعال و پویای جامعه را دارند.
این حوزه موثر و تاثیرگذار که در بزنگاههای مختلف مانند انتخابات همیشه جزو اولویتها قرار میگیرد، انتظارات خاصی هم از این نمایندگان و کاندیداها دارد و اگر به ورزشکاران و جامعه ورزشی به عنوان ماشین رأی نگاه شود، بزرگترین ضربه و آسیب به اعتماد این بخش فعال از جامعه وارد میشود.
با مرور سالهای گذشته، بعضا مشاهده میشود که ورزش در ایام انتخابات به عنوان یک پتانسیل بالا برای رأیآوری مورد استفاده کاندیداها قرار گرفت است، اما کاندیداها بعد از کسب رای و برگزیده شدن ،این حوزه را چهار سال به فراموشی میسپارند و با نزدیکی به ایام انتخابات دوباره، به سراغش میآیند.
با همه احترامی که به کاندیداهای مجلس قائلم، اما باید اذعان کرد که ورزش بیش از هر حوزه دیگری، از بخش سیاست و منافع جناحی آسیب دیده است و هر فردی که توانسته جایگاهی در ورزش بدست بیاورد بدنبال اعمال نفوذ و به کار گماردن نیروهای همفکر خود در هیاتهای ورزشی و… بوده و توجهی به دردها و نیازهای ورزش و قهرمانان ورزشی نداشته است.
امروز جامعه ورزشی و قهرمانان پرآوازه و با تجربه، دیگر بلیط خود را بدون هیچ انتظاری برای افرادی که توجهی به ورزش نداشته و ندارند و امتحان خود را حداقل در چهار سال گذشته پس دادهاند، خرج نخواهند کرد و با دقت و توجه به عملکرد گذشته و سوابق دیگر کاندیداها به فردی اعتماد خواهند کرد که حداقل ورزش را پل پیروزی خود در انتخابات نداند و به گفتهها و درددلهای جامعه ورزشی توجه عملی و نه البته شعاری داشته باشد.
امروز نمایندگان مردم در حمایت از حوزه ورزش میتوانند اقدامات بسیار تاثیرگذاری در جذب اعتبارات و اسپانسر انجام دهند، اما همه میدانیم که با کاهش شدید اعتبارات و بودجه ورزشی بسیاری از هیاتهای ورزشی با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشتهاند و قهرمانان ورزشی استان در برخی از موارد با هزینه شخصی به مسابقات اعزام میشوند و روا نیست که از پتانسیل رایآوری این بخش با شعارهای جذاب و غیرعملی بهرهبرداری گردد و در ادامه، جز مشتی شعار و حرف زیبا، چیزی عاید ورزشکارانی که سکوی پرتاب چنین کاندیداهایی شده اند، نگردد.
خلاصه کلام اینکه، جامعه ورزش استان، ماشین رای این یا آن آقای کاندیدا نیست و یقینا این قشر تاثیرگذار با مراجعه به حافظه تاریخی خود و مرور گذشته به افرادی رای میدهند که واقعا به فکر ورزش استان هستند، نه کسانی که این روزها، با دعوت و بیدعوت در هر محفل ورزشی پای میگذارند و وعده های آنچنانی میدهند که اگر قادر به انجام آن بودند، سال های گذشته فرصتی خوبی برای عمل به شعارها و قول هایشان بود.
این حوزه موثر و تاثیرگذار که در بزنگاههای مختلف مانند انتخابات همیشه جزو اولویتها قرار میگیرد، انتظارات خاصی هم از این نمایندگان و کاندیداها دارد و اگر به ورزشکاران و جامعه ورزشی به عنوان ماشین رأی نگاه شود، بزرگترین ضربه و آسیب به اعتماد این بخش فعال از جامعه وارد میشود.
با مرور سالهای گذشته، بعضا مشاهده میشود که ورزش در ایام انتخابات به عنوان یک پتانسیل بالا برای رأیآوری مورد استفاده کاندیداها قرار گرفت است، اما کاندیداها بعد از کسب رای و برگزیده شدن ،این حوزه را چهار سال به فراموشی میسپارند و با نزدیکی به ایام انتخابات دوباره، به سراغش میآیند.
با همه احترامی که به کاندیداهای مجلس قائلم، اما باید اذعان کرد که ورزش بیش از هر حوزه دیگری، از بخش سیاست و منافع جناحی آسیب دیده است و هر فردی که توانسته جایگاهی در ورزش بدست بیاورد بدنبال اعمال نفوذ و به کار گماردن نیروهای همفکر خود در هیاتهای ورزشی و… بوده و توجهی به دردها و نیازهای ورزش و قهرمانان ورزشی نداشته است.
امروز جامعه ورزشی و قهرمانان پرآوازه و با تجربه، دیگر بلیط خود را بدون هیچ انتظاری برای افرادی که توجهی به ورزش نداشته و ندارند و امتحان خود را حداقل در چهار سال گذشته پس دادهاند، خرج نخواهند کرد و با دقت و توجه به عملکرد گذشته و سوابق دیگر کاندیداها به فردی اعتماد خواهند کرد که حداقل ورزش را پل پیروزی خود در انتخابات نداند و به گفتهها و درددلهای جامعه ورزشی توجه عملی و نه البته شعاری داشته باشد.
امروز نمایندگان مردم در حمایت از حوزه ورزش میتوانند اقدامات بسیار تاثیرگذاری در جذب اعتبارات و اسپانسر انجام دهند، اما همه میدانیم که با کاهش شدید اعتبارات و بودجه ورزشی بسیاری از هیاتهای ورزشی با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشتهاند و قهرمانان ورزشی استان در برخی از موارد با هزینه شخصی به مسابقات اعزام میشوند و روا نیست که از پتانسیل رایآوری این بخش با شعارهای جذاب و غیرعملی بهرهبرداری گردد و در ادامه، جز مشتی شعار و حرف زیبا، چیزی عاید ورزشکارانی که سکوی پرتاب چنین کاندیداهایی شده اند، نگردد.
خلاصه کلام اینکه، جامعه ورزش استان، ماشین رای این یا آن آقای کاندیدا نیست و یقینا این قشر تاثیرگذار با مراجعه به حافظه تاریخی خود و مرور گذشته به افرادی رای میدهند که واقعا به فکر ورزش استان هستند، نه کسانی که این روزها، با دعوت و بیدعوت در هر محفل ورزشی پای میگذارند و وعده های آنچنانی میدهند که اگر قادر به انجام آن بودند، سال های گذشته فرصتی خوبی برای عمل به شعارها و قول هایشان بود.
امیر رجبی


